شیوع ویروس کرونان و ضرورت ماندن در خانهها باعث شده است تا آموزش و پرورش با جمعیت ۱۳ میلیون نفر دانشآموز، آموزش از راه دور را برای مخاطبان از طریق صدا و سیما و شبکههای مجازی راهاندازی کند. هرچند این اقدام فرصتی است در راستای تحقق و اجرای ماده ۹ قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش در استفاده از ظرفیت سازمان صدا و سیما برای تامین اهداف تربیتی و آموزشی ، اما در پس خود با چالشهای جدیدی همراه است.
شیوع کرونا در کشور موجب شده تا بسیاری از تهدیدها از طریق فضای مجازی به فرصتهای مهم بدل شوند. گرچه شعار دولت مبنی بر گسترش دولت الکترونیک در کشور -که مزایای بسیاری هم دارد- از تقریباً یک دهه قبل آغاز شد، اما در عمل این اقدام با روند کندی همراه بود. کرونا در این ایام به دلیل ترغیب و تشویق مردم به ماندن در خانه و فرایند دورکاری موجب شد تا بسیاری از امور جاری از طریق اینترنت و ماندن در خانه انجام شود.
به عنوان مثال آموزش و پرورش با جمعیت ۱۳ میلیون نفر دانشآموز، آموزش از راه دور را برای مخاطبان از طریق صدا و سیما و شبکههای مجازی راهاندازی کرد که این اقدام توانست ماده ۹ قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش در استفاده از ظرفیت سازمان صدا و سیما برای تامین اهداف تربیتی و آموزشی را پس از گذشت ۲۲ سال عملی نماید. هرچند این قانون و اهداف آموزش و پرورش تا حد زیادی در کمک به شرایط حال حاضر مفید واقع شد، اما در پس خود چالشهای جدیدی را هم به میدان آورده است.
بنابر گزارش شماره ۲۷۰۱۶۹۴۳ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، وزارت آموزش و پرورش سازوکارهای متعددی با محوریت «آموزش از راه دور» پیش گرفته است که بیشترین تمرکز این وزارتخانه در وضعیت کنونی ارائه آموزشها از طریق تلویزیون برای دانشآموزان است. بنابر ظرفیتها و زیرساختهای موجود، سازوکارهای در پیش گرفته شده در عین ارزشمندی با کمبودها و نقدهای جدی همراه است.
شرایط دانشآموزان در آموزش الکترونیک مد نظر نیست
بنابر این گزارش برخی از دانشآموزان از تلفن همراه و فضای مجازی والدینشان استفاده میکنند. این درحالی است که والدین شاغل در طول روز در خانه حضور ندارند و همین موضوع دسترسی این دانشآموزان به آموزشهای الکترونیکی ارائه شده در بستر فضای مجازی را محدود میکند. مضاف بر این که برخی دیگر از دانشآموزان و اولیاء اساساً به فضای مجازی دسترسی هم ندارند. برنامههای آموزشی تلویزیون هم، ویژه دانشآموزان عادی است و نیازهای دانشآموزان ویژه همچون دانشآموزان نابینا، کم بینا، ناشنوا و کم شنوا از این گونه آموزشها در نظر گرفته نشده است.
همچنین فشردگی و محدودیت زمانی برنامههای آموزشی تلویزیون از دیگر مشکلات آموزش مجازی در رسانه ملی است؛ به نحوی که تنها برخی دروس آن هم در مدت زمانی کوتاه (حدود بیست دقیقه) ارائه میشوند. مضاف بر این که رعایت بودجهبندی سرفصلهای درسی در مدارس سراسر کشور یکسان نیست و این عدم همزمانی در سرفصلهای درسی تا حدی امکان بهرهمندی دانشآموزان مناطق جغرافیایی مختلف را از آموزشهای تلویزیونی با مشکل مواجه میکند. لذا نمیتوان با پایان اردیبهشت، سال تحصیلی را برای همه دانشآموزان پایان یافته تلقی کرد.
فرایند آموزش اعم از ارزشیابی آغازین، ارائه درس، بازخوردگیری و ارزشیابی پایانی است درحالی که آموزش مجازی تلویزیونی که درحال حاضر ارائه میشود به ارائه درس محدود شده و رصد تحولات یادگیری و پایش آن به درستی صورت نمیگیرد. از آنجا که این نوع از آموزشها، از جنس آموزشهای الکترونیکی تعاملی نیست، بنابراین نمیتوان از تحقق هدف یادگیری با اطمینان سخن گفت. برنامههای آموزش تلویزیونی رسانه ملی در حوزه آموزش و پرورش، همه دروس را در بر نداشته و عمدتاً شامل دروس پایه است. چنانچه برنامههای آموزشی در دوره ابتدایی تنها به سه درس ریاضی، علوم و فارسی محدود شده است.
آموزش الکترونیک تنها مکمل است نه جایگزین
این موضوع با توجه به ماهیت تلویزیونی آموزشهای اخیر وزارت آموزش و پرورش و نوع مشارکت دانشآموزان در این گونه آموزشها، تضمینی برای مشارکت دانشآموزان در فرایند آموزش را فراهم نمیکند. از اینرو نمیتوان دریافت که چه تعداد از دانشآموزان مشارکت دارند و براساس آن قضاوت کرد که آیا نیازی به جبران فرصتهای از دست رفته هست یا خیر؟ آموزش تلویزیونی به عنوان تقریباً ابتداییترین شیوه آموزش الکترونیک بهویژه با توجه به غلبه آموزش حضوری در نظام آموزش و پرورش ایران محسوب میشود. عدم وجود زیرساختهای مناسب در این حوزه، نه تنها نمیتواند جایگزین آموزش مدرسهای باشد، بلکه در این شرایط حاد، فقط میتواند به عنوان مکمل و جبران کننده آموزشی از آن استفاده کرد تا فرایند یاددهی- یادگیری در تعطیلات منقطع نشود.
آموزش و توانمندسازی معلمان در حوزه آموزش الکترونیکی یکی از پیش شرطهای آموزش مبتنی بر فناوری و آموزش الکترونیک است. درحالی که وزارت آموزش و پرورش در بحبوحه شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس با فراخوانی جهادگونه، فرهنگیان داوطلب ارائه آموزشهای مجازی را برای تهیه محتوای الکترونیکی دعوت به کار کرده است.
این موضوع اگرچه اقدام لازمی به نظر میرسد، اما انجام دیر موقع آن، نشانگر چند ضعف جدی است. مشکلات مدیریت آموزش مجازی در وزارت آموزش و پرورش، ضعف دانشگاه فرهنگیان در تربیت معلمان با توانمندی آموزش مجازی و فناورانه، ناکافی بودن آموزشهای ضمن خدمت معلمان در بهسازی و ارتقای سطح دانش تکنولوژی معلمان و نهایتاً ضعف وزارت آموزش و پرورش در حوزه زیرساختهای مورد نیاز آموزش مجازی همچون تولید محتوای الکترونیکی تعاملی و چندرسانهای از جمله مهمترین مشکلات و چالشهای آموزش و پرورش در راهاندازی آموزش الکترونیک به شمار میرود.
اینها مواردی است که در صورت اصرار وزارت آموزش و پرورش بر عدم تغییر در تقویم آموزشی سال تحصیلی و برگزاری امتحانات در خردادماه با توجه به مشکلات یاد شده در حوزه آموزش مجازی، قطعاً به افت کیفیت آموزشی، زمینهسازی برای ورود بخش خصوصی و اشاعه کتابهای کمک درسی در نظام آموزش و پرورش منجر خواهد شد.
چه اقدامی باید کرد؟
در رابطه با مرتفع کردن این مشکلات راهکارهای متعددی وجود دارد. اما با استناد به گزارش یاد شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس میتوان اقدامات مهمی را در این خصوص مد نظر داشت. به عنوان مثال، وزارت آموزش و پرورش با استفاده از ظرفیت دیگر شبکههای رسانه ملی به ویژه شبکههای رادیویی (که تاکنون مغفول مانده است) به تولید و ارائه برنامههای آموزشی تمامی دروس بپردازد. چنین اقدامی میتواند مشکلات بخشی از دانشآموزان را مرتفع کند.
همچنین وزارت آموزش و پرورش میتواند با توجه به غلبه رویکرد آموزشی بر آموزشهای تلویزیونی فعلی، از ظرفیت سایر شبکههای تلویزیونی از جمله شبکه «پویا» (نهال) و شبکه «امید» برای ارائه آموزشهای تربیتی، پرورشی و مهارتهای زندگی برای دانشآموزان استفاده بیشتری کند.
این موضوع را باید همواره مد نظر داشت که آموزشهای مجازی ارائه شده نمیتواند جایگزین آموزشهای مدرسهای باشد. بنابراین فرایند یادگیری و زمان واقعی آموزش به درستی محقق نخواهد شد. ازاینرو بهتر است تا سال تحصیلی با مصوبه مجلس (با توجه به محدودیت قانون بازگشایی مدارس در آغاز مهرماه هرسال، مصوب ۱۳۷۶ )به منظور جبران تعطیلات به وجود آمده، تغییر یابد. در گزارش شماره۲۷۰۱۶۹۴۳ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، پیشنهاد شده تا وزارت آموزش و پرورش بستههای آموزشی را به منظور آموزش تولید محتوای الکترونیکی و نحوه ارائه آن برای معلمان در اسرع وقت تهیه و توزیع کند. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم بهتر است تا حجم اینترنتی رایگان در اختیار معلمان و دانشآموزان قرار داده تا معلمان بتوانند به آموزش مجازی در بستر شبکه پیام رسانهای داخلی و مجاز اقدام کنند.
اصرار و تأکید بر جایگزینی آموزشهای تلویزیونی ممکن است به تقویت ایده مشروعیتزدایی از نهاد مدرسه (مدرسه زدایی) و معلم زدایی از فرایند یاددهی – یادگیری بیانجامد. این موضوع با توجه به این که آموزش و پرورش به عنوان یکی از نهادهای اصلی متولی آموزش کشور در بین وزارتخانههای دولتی است، نقشی تعیین کننده در سرنوشت کشور دارد که از این حیث دقت نظر ویژهای را میطلبد.