سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4731
تاریخ انتشار: 1405/2/23 10:53:10

 

در سال‌های اخیر، مسئله زنان بیش از آنکه صرفاً یک موضوع اجتماعی، فرهنگی یا خانوادگی باشد، به یکی از میدان‌های اصلی روایت‌سازی رسانه‌ای تبدیل شده است. هر جریان فکری، سیاسی و رسانه‌ای تلاش می‌کند تصویر مطلوب خود را از زن ایرانی ارائه دهد؛ تصویری که گاه در قالب زنِ قربانی، گاه زنِ معترض، گاه زنِ مصرف‌کننده، گاه زنِ موفق فردگرا و گاه زنِ حافظ خانواده و جامعه بازنمایی می‌شود. اما پرسش اصلی این است که آیا زن ایرانی در این روایت‌ها واقعاً با همه پیچیدگی‌‌ها، ظرفیت‌ها، دغدغه‌ها و نقش‌آفرینی‌هایش دیده می‌شود؟

واقعیت آن است که زنان امروز، به‌ویژه در جامعه ایرانی، تنها در یک نقش قابل تعریف نیستند. زن ایرانی همزمان می‌تواند مادر، همسر، کنشگر اجتماعی، فعال فرهنگی، مدیر، کارآفرین، دانشجو، پژوهشگر، معلم، خبرنگار، هنرمند و نیروی اثرگذار در زیست شهری و اجتماعی باشد. کاهش دادن او به یک نقش واحد، چه در قالب نگاه سنتیِ محدودکننده و چه در قالب نگاه مدرنِ تک‌بعدی، نوعی ساده‌سازی خطرناک است. مسئله اصلی، نه حذف نقش‌های خانوادگی زنان است و نه تقلیل آنان به حضور ظاهری در عرصه عمومی؛ بلکه مسئله، فهم نسبت متعادل میان هویت فردی، مسئولیت خانوادگی و کنش اجتماعی زنان است.

رسانه‌ها در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند. رسانه می‌تواند زن را به سوژه‌ای مصرفی، احساسی و حاشیه‌ای تبدیل کند؛ همان‌گونه که می‌تواند او را به عنوان نیرویی آگاه، مؤثر، مسئله‌شناس و کنشگر معرفی کند. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان «نمایش زن» و «فهم زن» است. در بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای، زنان یا در لحظه بحران دیده می‌شوند یا در مناسبت‌های تقویمی؛ اما کمتر پیش می‌آید که تجربه زیسته آنان، مسئله‌های واقعی‌شان و ظرفیت‌های نهفته‌شان به‌صورت پیوسته و عمیق مورد توجه قرار گیرد.

یکی از چالش‌های مهم در حوزه زنان، شکاف میان روایت رسمی، روایت رسانه‌ای و واقعیت اجتماعی است. در سطح رسمی، معمولاً از جایگاه والای زن، نقش مادری، عفاف، خانواده و مشارکت اجتماعی سخن گفته می‌شود. در سطح رسانه‌ای، بسته به گرایش رسانه، گاه بر محدودیت‌ها و نابرابری‌ها تأکید می‌شود و گاه بر موفقیت‌ها و الگوهای مثبت. اما در سطح واقعیت اجتماعی، زنان با مجموعه‌ای از مسائل عینی روبه‌رو هستند؛ از فشارهای اقتصادی و اشتغال گرفته تا تربیت فرزند، سلامت روان، امنیت اجتماعی، فرصت‌های آموزشی، منزلت خانوادگی، مشارکت فرهنگی و امکان اثرگذاری در تصمیم‌سازی‌های محلی و ملی.

از این منظر، پرداختن به حوزه زنان نیازمند عبور از دوگانه‌های فرسوده است؛ دوگانه‌هایی مانند سنت/مدرنیته، خانه/جامعه، مادری/پیشرفت، حجاب/آزادی، خانواده/استقلال. این دوگانه‌ها اگرچه در ظاهر بحث‌برانگیز و رسانه‌پسند هستند، اما اغلب امکان گفت‌وگوی عمیق را از جامعه می‌گیرند. زن ایرانی را نمی‌توان در یکی از این دو سویه‌ها محصور کرد. او در متن همین پیچیدگی‌ها زندگی می‌کند و نیازمند الگویی است که هم کرامت انسانی او را ببیند، هم نقش خانوادگی‌اش را کوچک نشمارد، هم حق رشد اجتماعی و فکری او را به رسمیت بشناسد و هم از او تصویری مصرفی، شعاری یا ابزاری نسازد.

در این میان، یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز، شکل‌گیری «سواد رسانه‌ای زنانه» است؛ نه به معنای رسانه‌ای کردن صرفِ زنان، بلکه به معنای توانمند کردن آنان برای فهم روایت‌ها، تشخیص عملیات روانی، نقد تصویرهای تحمیلی و تولید روایت‌های اصیل از زندگی خود. زنانی که بتوانند روایتگر تجربه‌های خود، خانواده، محله، شهر و جامعه باشند، از جایگاه مخاطب منفعل خارج می‌شوند و به کنشگران معنا تبدیل می‌شوند. چنین زنانی فقط سوژه خبر نیستند، بلکه می‌توانند تولیدکننده تحلیل، مطالبه، روایت و راه‌حل باشند.

حوزه زنان در جامعه امروز بیش از هر چیز به نگاه مسئله‌محور نیاز دارد. برای نمونه، اگر درباره اشتغال زنان سخن می‌گوییم، باید به نسبت آن با امنیت شغلی، کرامت محیط کار، تعادل کار و خانواده و فرصت‌های مهارت‌آموزی توجه کنیم. اگر درباره خانواده سخن می‌گوییم، نباید آن را تنها بر دوش زنان تعریف کنیم، بلکه باید مناسبات عادلانه، مسئولیت‌پذیری متقابل و حمایت‌های اجتماعی از خانواده را نیز ببینیم. اگر درباره حجاب و عفاف بحث می‌کنیم، نباید آن را صرفاً به سطح ظاهر، اجبار یا تقابل سیاسی فروبکاهیم، بلکه باید نسبت آن را با هویت، فرهنگ، امنیت روانی، تربیت اجتماعی و زبان گفت‌وگوی بین‌نسلی بررسی کنیم.

همچنین باید توجه داشت که زنان در شهرهای مختلف ایران تجربه‌های یکسانی ندارند. زن در تهران، همدان، کرمانشاه، سنندج، اهواز یا یک روستای کوچک، با مسائل و فرصت‌های متفاوتی مواجه است. بنابراین سیاست‌گذاری و روایت‌سازی درباره زنان نباید صرفاً پایتخت‌محور، طبقه‌محور یا رسانه‌محور باشد. یکی از ضعف‌های جدی در بازنمایی زنان، نادیده گرفتن زنان شهرستانی، زنان روستایی، زنان خانه‌دار، زنان سرپرست خانوار، دختران نوجوان، مادران جوان و زنان فعال در میدان‌های خاموش اما اثرگذار اجتماعی است. بسیاری از این زنان، بی‌آنکه در قاب رسانه دیده شوند، ستون‌های پنهان پایداری فرهنگی و اجتماعی جامعه‌اند.

پایگاه‌های خبری و رسانه‌های محلی می‌توانند در این زمینه نقش تازه‌ای ایفا کنند. رسانه محلی اگر درست عمل کند، می‌تواند فاصله میان مسئله واقعی و روایت رسمی را کاهش دهد. این رسانه‌ها می‌توانند به جای بازنشر کلیشه‌ها، به سراغ روایت‌های میدانی از زندگی زنان بروند؛ زنانی که در محله‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، کارگاه‌ها، مراکز فرهنگی، هیئت‌ها، گروه‌های جهادی، کسب‌وکارهای کوچک، انجمن‌های مردمی و خانواده‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند. این نوع روایت، حوزه زنان را از سطح شعار به سطح زندگی واقعی می‌آورد.

برای رسیدن به چنین رویکردی، لازم است رسانه‌ها چند اصل را رعایت کنند: نخست، از نگاه تزئینی به زنان عبور کنند؛ دوم، زنان را فقط در مناسبت‌هایی مانند روز زن، مادر یا دختر نبینند؛ سوم، مسائل زنان را صرفاً سیاسی یا احساسی روایت نکنند؛ چهارم، میان نقد مشکلات و تقویت امید اجتماعی تعادل برقرار کنند؛ و پنجم، زنان صاحب‌نظر، کنشگر و دارای تجربه زیسته را وارد میدان گفت‌وگو کنند.

حوزه زنان اگر درست فهم شود، نه میدان نزاع جنسیتی است و نه موضوعی حاشیه‌ای. این حوزه، یکی از محورهای اصلی آینده اجتماعی ایران است. جامعه‌ای که زنان آن آگاه‌تر، توانمندتر، سالم‌تر، بانشاط‌تر و مؤثرتر باشند، در تربیت نسل، انسجام خانواده، پویایی فرهنگی، مشارکت اجتماعی و حتی تاب‌آوری ملی موفق‌تر خواهد بود. بنابراین مسئله زنان را باید از سطح «مطالبه بخشی» به سطح «مسئله تمدنی و اجتماعی» ارتقا داد.

زن ایرانی امروز نیازمند دیده شدن واقعی است؛ نه تقدیس شعاری، نه تحقیر پنهان، نه مصرف رسانه‌ای و نه مصادره سیاسی. او نیازمند فرصت، امنیت، احترام، آموزش، روایت‌گری و مشارکت معنادار است. اگر رسانه‌ها بتوانند این تصویر را با صداقت، عمق و انصاف بازسازی کنند، حوزه زنان از میدان تقابل‌های فرساینده به عرصه‌ای برای گفت‌وگو، رشد و حل مسئله تبدیل خواهد شد؛ عرصه‌ای که آینده جامعه بدون آن قابل تصور نیست.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
فرهنگی