سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4727
روایتِ زنانی که خیابان‌ها را در جنگ رمضان خالی نگذاشتند

از لقمه‌های سحر تا روضه‌های خانگی بصیرت

تاریخ انتشار: 1405/1/20 10:18:27

 زهرا بیگدلو فعال رسانه‌ای و اجتماعی با تبیین مجاهدت زنان همدانی در ایام جنگ رمضان پرداخت و گفت:در روزهای نخست جنگ رمضان، در حالی که جامعه در بهت و ماتم شهادت رهبر انقلاب و دانش‌آموزان به سر می‌برد و هنوز جانشینی منصوب نشده بود، گروه‌های مردمی خودجوش، به‌ویژه زنان، با تغییر رویکرد جشن‌های میلاد به مراسم عزاداری و بصیرت‌افزایی، پشتیبانی از خانواده‌های نیازمند و توزیع لقمه‌های افطار و سحر، مانع خالی شدن خیابان‌ها و سوءاستفاده امنیتی دشمن شدند 

وقتی از پشتیبانی در جنگ صحبت می‌شود، اغلب یاد نیروهای نظامی و حفظ مرزها می‌افتیم. اما در «جنگ رمضان»، پس از شهادت پدر امت امام خامنه‌‌ای، نوع دیگری از جبهه‌ها گشوده شد: جبهه‌ای به وسعت خیابان‌های شهر. دشمن روی اغتشاشات و درگیری‌های داخلی حساب باز کرده بود و تنها راه خنثی‌کردن این توطئه، حضور مستمر مردم در عرصه عمومی بود. 

در این میان، زنان و گروه‌های مردمی که کمتر دیده می‌شوند، نقش محوری ایفا کردند. راوی این سطور، عضوی از یکی از همین گروه‌هاست که از دل روزهای پرالتهاب روایت می‌کند: از تغییر فوری برنامه جشن میلاد به مراسم عزاداری برای رهبر شهید، از توزیع لقمه‌های سحر و افطار در ایست‌بازرسی‌ها، از روضه‌های خانگی که به پایگاهی برای تبیین جانشین رهبری و مهدویت تبدیل شد، تا همگرایی بسیج جامعه پزشکی برای شرایط جنگی.

آنچه می‌خوانید، روایتِ زنانی است که نه با سلاح، که با دیگ‌های آش، بروشورهای بصیرتی و چراغ روشن روضه‌های خانگی، از انقلاب محافظت کردند؛ آن هم در روزهایی که هیچ نهاد دولتی پشتشان نبود و همه هزینه‌ها را خود مردم متقبل شدند زهرا بیگدلو که کارشناسی ارشد مدیریت رسانه داشته و مدیر مسئول پایگاه خبری همدان فرهیخته است درباره حضور خستگی‌ناپذیر زنان همدانی می‌گوید

سلام. می‌خواهم بخشی از کارهایی را روایت کنم که جنگ رمضان به‌اجبار بر دوش زنان جامعه و گروه‌های مردمی گذاشت؛ گروه‌هایی که شاید این روزها کمتر از آن‌ها صحبت می‌شود یا کمتر دیده می‌شوند

ما یک گروه مردمی داشتیم و هنوز هم داریم که پیش از این، روی حوزه جوانی جمعیت کار می‌کرد. مثل همه گروه‌های مردمی دیگر، هیئت‌های مذهبی، کانون‌های فرهنگی و تشکل‌های دانشجویی، در آن ایام نسبت به موضوع جنگ احساس وظیفه کردیم که گوشه‌ای از کار را بگیریم و وارد فضای پشتیبانی شویم شاید آنچه می‌خواهم بگویم حق مطلب را ادا نکند و من روایتگر خوبی نباشم، اما سعی می‌کنم تا جایی که می‌توانم حق مطلب را به جا بیاورم.

روزهای اول جنگ بود. همه ما، مثل بقیه مردم، از اتفاقی که افتاده بود گیج، مات و مبهوت بودیم. جنگ رمضان با شهادت پدر امت (رهبر انقلاب) شروع شد و با شهادت دانش‌آموزانِ تلخ، سخت و سنگین ادامه یافت. دردی عمیق‌تر و سوزان‌تر از این نمی‌شد تصور کرد. طبیعتاً بخش بزرگی از جامعه در بهت و حیرت فرو رفته بود

ما در آن ایام، پیش از شروع جنگ، برنامه‌ریزی کرده بودیم به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی (ع) مراسمی بگیریم؛ مثل هر سال. قرار بود از خانواده‌های پرجمعیتی که بضاعت مالی محدودی دارند دعوت کنیم در آن جشن حضور پیدا کنند، یک سری بسته معیشتی و خوراکی به آن‌ها هدیه دهیم و یک سفره افطار مختصر هم تدارک ببینیم

تقریباً همه کارها را انجام داده بودیم. خریدها را کرده بودیم، مداح و سالن و همه چیز آماده بود. قرار بود دوشنبه و سه‌شنبه برویم تزیینات سالن را انجام دهیم و پنجشنبه، روز میلاد آقا، مراسم جشن را بگیریم که جنگ شروع شد

وقتی جنگ شروع شد، طبیعتاً همه برنامه‌ها تغییر کرد و رویکرد برنامه‌هایی که جنبه جشن داشتند نیز عوض شد. ما هم مثل بقیه سعی کردیم زود خودمان را پیدا کنیم، جمع وجور شویم و برنامه‌های متناسب با آن فضا و حال و هوا را برنامه‌ریزی کنیم یکی از کارهایی که حتماً باید می‌کردیم این بود که بسته‌های معیشتی را به دست خانواده‌های جامعه هدف برسانیم. چون ما از یک سری خیرین مردمی کمک جمع می‌کنیم که انتظار دارند حمایت‌هایشان به جامعه هدف برسد، بنابراین هر برنامه‌ای هم تدارک می‌دیدیم باید آن موضوع را در آن می‌گنجاندیم.

اما نمی‌خواستیم برنامه فقط به ارائه بسته معیشتی ختم شود. تلاشمان این بود که کاری که انجام می‌دهیم مؤثرتر باشد، دامنه‌اش گسترده‌تر شود و کمی فضا برای ورود بقیه گروه‌های مردمی و مشارکت بیشتر مردم بازتر شود روزهای سختی را می‌گذراندیم. هنوز جانشین رهبری منصوب نشده بود، هنوز بهت روزهای اول جنگ با ما بود. اما چیزی که از همان اوایل مشخص شد این بود که مردم باید خیابان‌ها را حفظ کنند، چون متوجه شدیم دشمن روی درگیری‌ها و اغتشاشات تمرکز دارد.

خیلی حساب باز کرده بود. میدانِ دست نیروهای نظامی بود، حفظ مرزها هم همین‌طور. ما باید کاری می‌کردیم که خیابان‌ها از جمعیت خالی نشود.

مراسمی که قرار بود برایش جشن برگزار کنیم را موکول کردیم به روز شهادت حضرت امیرالمؤمنین (ع). در قالب مراسم عزاداری شهادت مولا الموحدین امام علی (ع) و سوگواری برای پدر امت، حضرت امام خامنه‌ای (سید علی خامنه‌ای) مراسمی برگزار کردیم و آن تدارکاتی را که دیده بودیم، به دست جامعه هدف رساندیم.

اما علاوه بر آن، تلاش کردیم کارهای فرهنگی با تمرکز بیشتر بر بحث بصیرت انجام دهیم. برای همین از یک استاد دانشگاه، دکتر معصومی، دعوت کردیم بیاید و درباره مسائلی که آن روزها دغدغه بود (و شاید هنوز هم باشد) صحبت کند.

چند موضوع را محور قرار دادیم:

۱. بحث جانشین رهبری – به هر حال هر کسی منصوب می‌شد، ما باید از او تبعیت می‌کردیم و این یکی از کارهای فرهنگی لازم بود.

۲. بحث ظهور – مباحثی که مطرح می‌شد و سوالاتی که ذهن مردم را بعد از شهادت حضرت آقا درگیر می‌کرد؛ باید روی این موضوع هم کار می‌کردیم.

بعد از آن مراسم (که سخنرانی دکتر معصومی را هم داشتیم)، سعی کردیم مثل بقیه گروه‌های مردمی که کارهای فرهنگی انجام می‌دادند، کارهای فرهنگی واحدی انجام دهیم. وقتی می‌گویم «واحد»، یعنی تمرکزمان را بگذاریم روی یک موضوع مشخص، نه اینکه لزوماً مثل همه کار کنیم یک سری بروشور چاپ کردیم، پنفلت آماده کردیم، کارهای گرافیکی انجام دادیم تا بحث جانشین رهبری را برای کسانی که شاید با این فضا و این روال آشنا نبودند، جا بیندازیم نگاه می‌کردم. گروه‌های دانشجویی هم داشتند این کارها را انجام می‌دادند. با گروه‌های مردمی دیگر بررسی کردم؛ دیدم مثلاً حوزه بانوان هم کار می‌کردند، آنها هم داشتند یک سری شبهات را در قالب همین بروشورها و محتواهایی که آماده می‌کردند، پاسخ می‌دادند. همه تقریباً این کارها را انجام می‌دادند و خوب بود. دیدم موج خوبی دارد در جامعه اتفاق می‌افتد.

و الحمدلله به موقع، رهبر جامعه اسلامی هم معرفی شدند و آقا سید مجتبی خامنه‌ای رهبر شدند. حالا وظیفه ما سنگین‌تر هم بود؛ هم برای بحث بیعت، هم برای اجرای دستورات ایشان. یکی از تأکیدات ایشان این بود که خیابان‌ها باید حفظ شود. می‌دیدم همه گروه‌های مردمی تلاش می‌کنند این اتفاق بیفتد. ما هم مثل بقیه گروه‌ها برنامه‌های منظمی می‌گذاشتیم؛ هر شب به صورت کاروان رژه خودرویی، دوستان، همکاران و همراهانمان را دعوت می‌کردیم که در مراسم حضور پیدا کنند یا در راهپیمایی‌ها و تجمعات محلی و منطقه‌ای شرکت کنند.

نزدیک ایام عید شده بود. چهارشنبه‌سوری بود. دیدم خیلی از مردم و حتی مسئولین دغدغه داشتند که چهارشنبه‌سوری باعث وحشت و ارعاب مردم نشود. بالاخره شرایط جنگی بود، سر و صدا زیاد بود، بمب و موشک و هر تیر و ترقه‌ای به مردم دلهره می‌داد. اگر قرار بود شرایط چهارشنبه‌سوری مثل هر سال باشد، هم به لحاظ سلامت روانی جامعه در خطر بودیم، هم به لحاظ اینکه زمینه‌هایی برای سوءاستفاده‌های امنیتی پیش می‌آمد. خب، تلاشمان خیلی بیشتر شد. سعی کردیم با موکب‌هایی که فعال هستند ارتباط بگیریم و تشویقشان کنیم که آن شب بیشتر و پرشورتر حضور داشته باشند.از چند روز قبل شروع کرده بودیم. لقمه آماده می‌کردیم برای لقمه افطار و سحر؛ برای کسانی که در ایست‌بازرسی‌ها هستند، برای همین موکب‌ها و برای گروه‌های مختلف مردمی که در تظاهرات و تجمعات حضور پیدا می‌کنند. با واسطه آدم‌های امین، این‌ها را به دست مردم می‌رساندیم، به دست آن جامعه مخاطب می‌رساندیم.

همه هزینه‌های این لقمه‌های سحر و افطار را خود مردم تأمین کردند. نه هیچ دستگاهی، نه هیچ نهادی، نه هیچ مجموعه دولتی هیچ وقت هیچ حمایتی نکرد. نه اینکه نکرد، نخواستیم که این اتفاق بیفتد. یعنی همه چیز خودجوش و مردمی و در واقع خودخواسته پیش رفت. هزینه‌ها را خودمان تأمین کردیم با کمک خیرین، فضا را خودمان آماده کردیم.

حالا بسته به وسعمان، یک روز حلیم، یک روز آش، یک روز شله‌زرد، یک روز لقمه الویه، یک روز لقمه ساندویچ مرغ، یک روز تو سیب‌زمینی؛ غذاهای متنوع از چند وقت قبل تدارک دیده بودیم.

آن شب چهارشنبه‌سوری، مقداری بیشتر به موکب‌ها دادیم تا آن شب با رونق‌تر باشند، بیشتر حضور داشته باشند، چهارشنبه‌سوری مثل چهارشنبه‌سوری هر سال نباشد و مردم در خیابان‌ها حضور داشته باشند. به حق و انصاف، مردم خوب حمایت کردند، خوب پای کار بودند.

از کارهای دیگری که زنان در این مدت انجام می‌دادند (یعنی نقش زنانه داشت این کارها) می‌توانم به روضه‌های خانگی اشاره کنم. حالا نمی‌خواهم همه‌اش را بگویم، فقط در مورد گروه خودمان؛ اما گروه ما یکی از آن گروه‌هایی بود که این فضا را تقویت می‌کرد. مداح و سخنران و سیستم صوتی می‌بردیم توی خانه‌هایی که مردم خودشان داوطلب بودند. جاهای مختلف را اعلام می‌کردیم و مردمی که هر کسی دوست داشت، خودش همسایه‌ها و فامیلش را دعوت می‌کرد.

ما حتی پذیرایی را هم تأمین می‌کردیم؛ این پذیرایی ساده و مختصر، نه خیلی تشریفاتی. با خودمان می‌بردیم توی آن خانه‌ها. آن خانواده با اقوام و همسایه‌هایشان تشریف می‌داشتند، توی آن خانه روضه برگزار می‌کردیم و بحث بصیرتی را هم با وجود سخنران‌هایی که دعوت می‌کردیم، سعی می‌کردیم تبیین کنیم. یعنی این‌ها را خانه‌به‌خانه و مردم‌محور کنیم.

این تبیین درباره جانشین رهبری، درباره بحث مهدویت، حکومت مهدوی، ظهور امام زمان و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، توی این روضه‌های خانگی مطرح می‌شد. می‌دیدم باز هم خیلی از گروه‌های مردمی دارند خودجوش انجام می‌دهند.

تو این رفت‌وآمدها می‌دیدم که بعضی از این گروه‌های مردمی... رفت‌وآمد که می‌گویم، یعنی به جاهای مختلف سر می‌زدیم، چون فضا ایجاب می‌کرد که در این شرایط به جاهای مختلف سرکشی کنیم تا گاهی همگرایی و هم‌افزایی رقم بزنیم. مثلاً می‌دیدم که بین خانم‌های بسیج جامعه پزشکی هم یک همگرایی ایجاد شده برای اینکه کارهای خدمات بهداشتی و درمانی را اگر لازم شد در حوزه‌های امدادی و شرایط جنگی بتوانند ارائه بدهند. بنابراین با آنها مثلاً صحبت می‌کردیم، گاهی اگر نیازی بود در حوزه تأمین دارو از آنها استفاده می‌کردیم و هنوز هم می‌شود.

حالا می‌گویم، می‌گویم اینها از چند روز بعد از جنگ استارت خورد. هنوز هم می‌بینم که مثلاً گروه‌های دانشجویی داروسازی سعی می‌کنند مردم داروهایی را که نیاز ندارند و در خانه‌هایشان هست و تاریخ مصرف دارد، جمع می‌کنند. حالا در این پایگاه‌های سلامت و پایگاه‌های امدادی، بسته‌بندی می‌کنند و آماده می‌گذارند که اگر نیاز شد – مثلاً در بمباران و موشک‌باران و جراحت‌هایی که پیش می‌آید – به مردم کمک کنند.

خدا را شکر در همدان این اتفاق کمتر افتاده و نیاز به این داروها کم بوده، اما می‌بینم در تهران خیلی بیشتر است. بخش مهمی از این داروها هم به تهران ارسال می‌شود توسط همین گروه‌های بسیجی و کسانی که الان ارتباط دارند؛ گروه‌های امدادی و اینها. 

بعد عرض می‌کنم که در مجموع، حوزه زنان به نظرم در این بحث – هم تبیین و هم پشتیبانی – خیلی خوب ورود کردند. الحمدلله رب العالمین، امیدوارم کمرنگ هم نشود و همین طور پرقوت ادامه پیدا کند. 

بخش مهمی از این حضورهای شبانه به نظرم به همین حمایت‌ها و ایستادگی‌های زنانه در تجمعات بستگی دارد. امیدوارم همه اینها در زمره کارهای زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجت (عج) منظور بشود و انشاءالله قدمی باشد برای تعجیل در فرج صاحب‌الامر و زمان و جهانِ ما، حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه)


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
اجتماعی