سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 748
تاریخ انتشار: 1398/12/22 10:00:48

تک‌تک ما برای اینکه در زندگی واقعاً احساس رضایت داشته باشیم، لازم است تا کودک درونمان را کشف و با او دوباره ارتباط برقرار کنیم، او را بپذیریم و در آغوش بگیریم.

درواقع هیچ‌یک از ما به‌عنوان فردی بالغ قادر نیست بدون زنده کردن و شفا بخشیدن کودک درونش، در زندگی خوشبخت و کامل باشد.

اگر با کودک درونمان ارتباط برقرار نکنیم، او تنها و منزوی می‌شود و خود را پنهان می‌کند. اگر به احساس‌ها و علاقه‌مندی‌هایش اهمیت ندهیم، او سرکوب می‌شود و آسیب می‌بیند.

متأسفانه بسیاری از افراد وقتی با کودک درونشان مواجه می‌شوند، درمی‌یابند نیاز کودکشان به مهر و محبت، اعتماد و امنیت و پشتیبانی و احترام برآورده نشده است. افرادی که از زندگی‌ ناراضی هستند و یا مشکلاتی مثل اعتیاد، افسردگی و روابط نادرست و مشکل‌ساز دارند، باید توجه کنند که مدت‌هاست پیام‌های کودک درونشان را نادیده گرفته‌اند؛ اما نکته‌ مثبت این است که هرلحظه که اراده کنند، می‌توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درونشان و آشنا شدن با آن، راهی جدید به سوی زندگی‌ای تازه، شاد و پُر‌انرژی باز کنند.

منبع اصلی مشکلات بسیاری از افراد می‌تواند مربوط به گذشته‌ آن‌ها باشد. مشکلاتی که در گذشته برایشان پیش آمده و حالا بعد از سال‌ها بر تمام مسائل زندگی‌ سایه انداخته است؛ مسائلی از گذشته که در زندگی امروز ظاهر می‌شود و لحظه حال را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در درون هریک از ما لایه‌های مختلفی وجود دارد و یکی از آن‌ها کودک ماست که باید او را از لابه‌لای لایه‌ها، بیرون بیاوریم و به او زندگی تازه‌ای ببخشیم. با کمک این روش می‌توانیم از گذشته رها شویم و زندگی‌ را در زمان حال هدایت کنیم.

مرحله‌ شناخت کودک درون، نشان دادن جهان به او و دعوت کردنش به زندگی می‌تواند به طرز معجز‌ه‌آسایی مسیر زندگی و نحوه‌ انتخاب‌هایتان را تغییر دهد و شما را به سمت انتخاب‌های بهتر و مثبت‌تر هدایت کند.

برای این کودک نام‌های مختلفی به‌کار گرفته شده: عده‌ای به او کودک غیب‌گو می‌گویند و عده‌ای آن را کودک «معجزه‌گر» نامیده‌اند، بعضی روان‌درمان‌گرها نام «خود واقعیت‌گر» را انتخاب کردند و درنهایت چارلز فیلمور نام «کودک درون» را برگزید.

کودک درون، ‌بخشی از درون ماست که می‌تواند در اوج سرزندگی و شادابی قرار داشته باشد. کودک درون همان خود عاطفی ما بوده، او در جایی است که احساسات ما زنده هستند. وقتی احساس لذت، غم، خشم، ترس، محبت و شفقت می‌کنیم، این همان کودک درون ما بوده که ظاهر شده است.

وقتی بازی‌گوش می‌شویم و پُرجنب‌وجوش، وقتی خلاق و آگاه هستیم و اوقاتی که حسی شهودی در ما زنده می‌شود و با خویشتن معنوی‌ رابطه برقرار می‌کنیم، همان خود اصلی‌، کودک درونمان و چیزی که می‌دانیم در عمق وجودمان ریشه دارد، خود را نشان می‌دهد، به ما خوشامد می‌گوید و ما را تشویق می‌کند تا در لحظه‌ حال حضور داشته باشیم.

بهتر است باور کنیم که همه ما کودکی در درونمان داریم و نحوه‌ برخوردمان با این کودک، زندگی‌ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علاوه‌بر خودمان، والدین و جامعه نیز در شکل‌گیری این کودک تأثیرگذار هستند؛ وقتی این کودک اجازه پیدا نکند تا خود را نشان دهد، شنیده نشود و حتی حضورش را به‌کلی نادیده بگیریم و هیچ شناختی از او نداشته باشیم، کم‌کم یک خود غیر واقعی ظاهر می‌شود، تصویری غیر حقیقی از ما.

طی این شرایط است که در زندگی در نقش یک قربانی ظاهر می‌شویم و با خودمان احساس غریبی می‌کنیم؛ بسیاری از مسائل به‌صورت حل‌نشده در ذهنمان باقی می‌ماند و کم‌کم انباشته شدن این احساسات سرکوب‌شده، منجر به خشمی مزمن، ترس، احساس خلأ، بی‌انگیزگی و احساس نارضایتی می‌شود.

یکی از مواردی که باید مراقبش باشیم و در دامش گرفتار نشویم، خود انتقاد‌گر ماست. بخشی که دائم در پی پیدا کردن ایراد، بهانه و سرکوفت زدن به ماست. بخشی که می‌خواهد زندگی ما را کنترل کند، صدایی که دائم از کودک درونمان ایراد می‌گیرد، به او طعنه می‌زند و او را به یاد انتقاد می‌اندازد. این همان صدایی است که تمام اشتباهات و شکست‌هایی که داشته‌ایم را دائم به رخمان می‌کشد و احساس بی‌کفایتی را به ما منتقل می‌کند؛ اما در عوض بخشی نیز هست که در نقش حامی کودک درون ظاهر می‌شود؛ وظیفه او این است که به کودک درون عشق بورزد، او را تشویق کند و به او این احساس را منتقل کند که ارزشمند است.

انکار و نادیده گرفتن کودک درون در افرادی که در خانواده‌های ناکارآمد بزرگ شده‌اند، بیشتر نمود دارد. این افراد معمولاً دچار بیماری‌های روانی شده و به افرادی سخت‌گیر، انعطاف‌ناپذیر، سردمزاج و بی‌محبت تبدیل می‌شوند.

اگر احساس می‌کنید که بعضی یا همه‌ این خصوصیات در شما یا آشنایانتان هست، اصلاً ناامید نشوید. برای رهایی از این حالات راهی هست...

راهی که کمک می‌کند تا کودک درونتان را کشف کنید و او را شفا بخشید.

شما می‌توانید خود را از حلقه باورهای غلط نجات دهید و زندگی جدیدی را تجربه کنید. طی فرآیند شفای کودک درون برای شما بسیار آسان می‌شود تا با درونتان ارتباط برقرار کنید، در این روند مهم نیست که چه سن و سالی دارید.

مهم این است که دوباره متولد می‌شوید و این‌بار خودتان والد و حامی خودتان هستید. کودکتان را حمایت می‌کنید، به خودتان عشق و محبت لازم را هدیه می‌دهید. تمام تشویق‌هایی که از کودکی به شنیدنش احتیاج داشتید و دریافت نکردید را این‌بار از زبان خودتان می‌شنوید و اوج می‌گیرید. شما قادر خواهید بود تا یک‌بار دیگر رشد کنید، دوران رشدی همراه با عشق و حمایت عمیق.

باورهای شما تغییر می‌کند و درمی‌یابید که این گذشته نبوده که زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌داده چون گذشته، گذشته است و هیچ قدرتی ندارد؛ بلکه این تصویر ما از گذشته بوده که در ذهنمان نگه داشته بودیم و حالا می‌توانیم ذهنمان را از آن تصویرها رها کنیم و تصاویر جدیدی به ذهنمان هدیه دهیم.

طی دوره‌ شفای کودک درون ما قدم به حیطه‌ خودآگاه و ناخودآگاه ذهنمان می‌گذاریم، باورهای کهنه را زیرورو می‌کنیم و ارزش‌های جدیدی برای ادامه‌ زندگی‌ انتخاب می‌کنیم.

به‌تدریج و با کمک تمرین‌های مختلف و ایجاد آشتی با کودک درونتان، این کودک هوشمند شده، شفا یافته و حرف‌هایی به شما می‌زند که شما تمام عمر می‌خواستید آن را بر زبان بیاورید، اما نمی‌توانستید.

اما حالا کودکتان رها و آزاد است و به خود حق می‌دهد که زنده باشد و زندگی کند. برای اینکه در درونتان یک کودک سرزنده، شاداب و سرشار از انرژی داشته باشید، هیچ‌وقت دیر نیست.


برچسب ها: فرایش# کودک# زندگی#
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
اجتماعی