عزاداری در مصائب ائمه اطهار یک حرکت اجتماعی بر ضد ظلم و جور و احیای عدل و سنت پیامبر اکرم(ص) است؛ عزاداری شیعیان در حقیقت بیانگر برائت از ستمگران زمان و زنده نگهداشتن ارزشهاست. نمونه بارز آن انقلاب اسلامی ایران است که مردم ایران با الهام از مکتب عاشورا و قیام امام حسین(ع) علیه حاکمان ظلم و جور قیام کردند و به ارزشهای اسلامی خود جان تازه ای بخشیدند.
گروه اجتماعی، پایگاه خبری فرایش: عزاداری یا سوگواری واژهای آئینی است که در سوگ و عزای بزرگان دین از جمله امامان معصوم(علیهم السلام) به ویژه امام حسین(ع) انجام می شود. با اندکی تأمل در آیات قرآن کریم و روایات مشخص می شود که عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن و مبانی دینی ما منافات ندارد بلکه از مصادیق شعائر الهی، مودت و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) و مبارزه با ظلم و ستم است که در قرآن بارها به آنها سفارش شده است.
خود امامان بر سیدالشهدا علیه السلام میگریستند و دستور به نوحه خوانی می دادند بر حمزه سیدالشهدا هم نوحه خوانی می کردند اما آنچه که از کرامت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحه گری در روایات یاد شده که ناظر به نوحه گری جاهلی است که آمیخته به باطل و گاهی حرام بوده است. در قرآن نمونههایی از عزاداری و گریه وجود دارد. از جمله: حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف(ع) شب و روز می گریست بنابر نقل زمخشری(نویسنده) می خوانیم که یعقوب(ع) هفتاد سال گریه کرد و پاداش آن گریهها برابر با پاداش هفتاد شهید است تا آنجا که بینائی خود را از دست داد. بنابراین عزاداری و گریه بر مصائب انبیاء الهی و اهل بیت(علیهم السلام) مورد تأیید روایات بوده است و قرآن کریم آن را تأیید می کند و هیچ منعی برای عزاداری ائمه علی الخصوص امام حسین(ع) وجود ندارد. حال اگر ما شیعیان در مصیبت ائمه اطهار(علیهم السلام) می گرییم و عزاداری می کنیم به دلیل این است که آنها محبوب ما هستند و وجود ما با عشق و محبت آنها عجین شده و محب واقعی کسی است که در شادی اهل بیت (علیهم السلام) مسرور و در مصیبت آنان اندوهگین باشد.
از جهت دیگر عزاداری در مصائب ائمه اطهار علیهم السلام یک حرکت اجتماعی بر ضد ظلم و جور و احیای عدل و سنت پیامبر اکرم(ص) است؛ عزاداری شیعیان در حقیقت بیانگر برائت از ستمگران زمان و زنده نگهداشتن ارزشهاست. نمونه بارز آن انقلاب اسلامی ایران است که مردم ایران با الهام از مکتب عاشورا و قیام امام حسین(ع) بر علیه حاکمان ظلم و جور قیام کردند و به ارزش های اسلامی خود جان تازه ای بخشیدند. بعد از انقلاب اسلامی در ایران شرکت در مراسم عزاداری رسمیت پیدا کرد و اکثر خانواده ها در این مراسم شرکت می کنند. در این بین فرزندان هم از این مراسم بی نصیب نمانده و در این مجالس شرکت می کنند و تأثیر فراوانی بر تربیت دینی و روحیه آنها دارد و در روایات است که اگر می خواهید فرزندان خود را به سوی اهل بیت(علیهم السلام) سوق دهید مادران در منازل خود روضه برپا کنند هر چند با تعداد نفرات کم باشد که بسیار بر فرزاندان تأثیر گذار است.
بر همین اساس در ایام ماه محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع) بر آن شدیم تا گفتگویی در خصوص تأثیر شرکت فرزندان در عزاداری اهل بیت(علیه السلام) با حجت الاسلام مهدی خطیبی داشته باشیم که در ادامه می خوانید:
حجت الاسلام مهدی خطیبی دارای دکترای فلسفه اقتصاد اسلامی است و در کنار دروس حوزوی در دانشگاه هم تدریس می کند. وی عضو هیئت مدیره مؤسسه امام خمینی(ره) است.
حضور فرزندان در مراسم عزاداری اهل بیت (ع) علی الخصوص اکنون که در ماه محرم قرار داریم را چگونه توصیف می کنید و شرکت در عزاداری ها چه تأثیری بر تربیت آنها دارد؟
بحث محبت بخشی از دین ماست ما فروع و اصول دین داریم. اصول دین همان ۵ اصل توحید، معاد، نبوت، عدل و امامت و فروع دین: خمس، زکات، نماز، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولی و تبری و... است. تولی به معنای دوستی، تبری به معنای دشمنی. انسان دوست داشته باشد دوستان خدا را و دشمن بدارد دشمنان خدا را. در بعضی از روایتها هست که امام صادق(ع) فرمودند: آیا دین جز حب و بغض چیزی هست. انسان خدا و دوستان خدا را دوست داشته باشد و از دشمنان خدا بیم دار باشد. راجع به اهل بیت اینگونه گفته شده: پیغمبر اکرم(ص) برای رسالتش هیچ مزدی از مسلمانها نخواست ولی در یک آیه مزد جالبی را طلب می کند: مگر دوستی خاندانم. لذا در دین ما خیلی روی بحث دوستی و محبت تأکید شده و علت آن این است که انسان با محبت، اگر کاری را قبول کند تا آخر پای آن می ایستد و لذا حب اهل بیت، حب ائمه و حب پیامبران علیهم السلام تأکید شده و مورد سفارش واقع شده و اگر کسی از روی محبت اینها را بپذیرد این بزرگان را به این سادگی از دست نخواهد داد. بچهها هم همینطوری هستند بچهها وقتی چیزی را دوست داشته باشند با جان و دل محبت را می پذیرند. جورج سمعان جرداق نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس لبنانی، کتابی بنام امام علی صدای عدالت انسانی در ۴جلد راجع به امیرالمؤمنین علی(ع) نوشته و اینقدر علاقمند به وی است که کتاب می نویسد و محبت حضرت علی(ع) در قلب او بوده است.
اگر بچهها را بتوانیم با محبت اهل بیت علیهم السلام آشنا کنیم و از کودکی عاشق اهل بیت باشند آن وقت آینده آنها تضمین است کودکی که از دوران طفولیت با اهل بیت آشنا باشد و در مراسم عزاداری شرکت کند جذب اهل بیت می شود و محبت آنها در دل او می نشیند بچه ها با شوق و اشتیاق زیاد وارد مراسم عزاداری می شوند و به زنجیرزنی خیلی علاقه دارند هیئت امنای مساجد باید بتوانند برنامهریزی کنند برای بچههایی که وارد هیئت میشوند علاقمند شوند و طرد نشوند. انسان خوش فکری می خواهد در این زمینه برای بچه ها کارهایی انجام دهد که آنها بتوانند بهتر استفاده کنند.
روشهای مأنوس کردن فرزندان با اینگونه مجالس چیست توضیح دهید؟
شرط اول این است که پدر و مادر خودشان هم در این مجالس حضور داشته باشند پدر و مادری که علاقه ندارد طبیعتا ممکن است بچهها هم آن طوری که باید با این مجالس آشنا نباشند. پدری که به هیئت می رود و پیراهن مشکی می پوشد خودبخود بچه ها هم علاقمند می شوند اما پدر و مادری که خودش این دغدغه را نداشته باشد بچه معمولا خوب راهی برای این کار ندارد که با این مسئله آشنا شود؛ مگر اینکه او دوستی داشته باشد که به او بگوید که ما رفتیم در مجلس اینطوری بوده پس اولین شرط حضور جدی پدر و مادر است که باعث می شود بچه ها جذب این گونه مجالس شوند که بسیار مهم است.
برخی از خانوادهها مخالف شرکت فرزندان خود در مراسم عزاداری هستند، در این خصوص توضیحی دارید بفرمائید؟
باید با اینگونه خانوادهها گفتگو کرد؛ الان بحث عزاداری در همه خانوادهها شایع است یعنی اینطور نیست که یک عده ای اصلا ارتباط نداشته باشند ممکن است در خانواده ای بزرگ مثل: عمو، دایی، اهل مسجد و اهل عبادت و اهل عزاداری باشند ولی دوتا از عمهها اینطوری نباشند خوب این گفتگوی بین خانواده ها اینجا می تواند مؤثر باشد. آنها ممکن است با من روحانی در ارتباط نباشند و نتوانیم با آنها صحبت کنیم اما همین گفتگوهای بین خانوادهها و آقایی که مسجد می آید مثلا وقتی برمی گردد به منزل همانجا بحث را مطرح میکند که چرا شما در این مجلس شرکت نمی کنید چرا خودتان را از این فیض محروم می کنید این گفتگوها باعث می شود تا کم کم علاقه ها ایجاد شود من خیلی جاهای مختلفی رفتم بسیاری از افرادی که در مجالس اهل بیت شرکت نمی کنند نه از روی عناد هست بلکه از روی غفلت است یعنی طرف چنان مشغول زندگی خود شده دیگر حواسش نیست که چنین مجلسی هم هست و می تواند از آن استفاده معنوی ببرد و روحش به آرامش برسد. معمولا به این مجالس توجه نمی کنند و غافل هستند و لذا اگر کسی بتواند با اینها صحبت کند اطرافیان یا فامیلها و اینها را مقداری توجه کنند بعد از مدتی کوتاه خود آنها هم اهل این مجالس می شوند و وقتی خودشان شرکت می کنند بچههایشان را هم می آورند و تأثیر معنوی این مجالس روی بچه ها فوق العاده زیاد است؛ در این دهه تحولی در بچه ها ایجاد می شود و اگر خانوادهها هم شرکت کنند قطعا اثرش بیشتر می شود.
آیا فطرت انسانها خصوصا فرزندان، افق روضه را درک می کند و اساسا روضه خوانی چه تأثیری بر فرزندان دارد؟
به هر حال روضه آن مظلومیت و شجاعت،حق پرستی و حقمداری سیدالشهدا علیه السلام، خیلی میتواند کمک کند و بچهها را با یکسری مفاهیم دینی آشنا می کند. آن مفاهیم دینی که می خواهیم به بچهها منتقل کنیم معمولا یک الگویی می خواهد که مفاهیم را به آنها یاد بدهیم حمایت از مظلوم، دفاع از مظلوم، دفاع از حق، حق پرستی این طور چیزها را با این اشخاص و افرادی که الگو بودند و در این زمینه برایشان شرایطی پیش آمده که از آن امتحانات با سربلندی بیرون آمدند به راحتی می توانند به بچه ها منتقل بکنند و اثر و ماندگاری آن بیشتر است. همیشه تجربه نشان داده که انتقال مفاهیم دینی با داستانهایی که براساس واقعیت گفته می شوند یعنی یک واقعیتی در خارج داشته نه اینکه سمبولیک و ساختگی باشد اثرات آن بسیار بیشتر است.
چگونه می توانیم در فرزندان یک هویت اسلامی و حسینی ایجاد کنیم و تکایا و مساجد چه نقشی در تربیت فرزندان دارند؟
بچهها معمولا به سینه زنی و زنجیرزنی علاقه دارند بعد یک مقدار که سن آنها بالاتر می رود و به جوانی می رسند کم کم به گریه کردن هم علاقه پیدا می کنند. لذا بچههایی که معمولا در هیئت شرکت می کنند برای سخنرانی نمی آیند خیلی علاقه ندارند شرکت کنند مسئولین هیئت ها با هماهنگی روحانیون می توانند طوری برنامه ریزی کنند که با یک سخنرانی کوتاه که بیشتر از ۲۰دقیقه نباشد چون خسته می شوند و در این ۲۰ دقیقه روحانی باید سعی کند مفاهیمی را منتقل کند که الان درگیر هستند همچون: اصل نماز خواندن، اصل وضو گرفتن، احترام به پدر و مادر، دروغ نگفتن، صادق بودن، راستگو بودن، شجاعت، دفاع از حق، خداپرستی، این مسائل را که بچه ها در این سن خیلی با آنها درگیر هستند از همین الان شاکله مفاهیم در ذهن بچه ها شکل می گیرد و این باعث می شود که بچه ها کم کم هویت دینی و اسلامیشان شکل بگیرد یعنی صرف شور حسینی نیست بلکه شعور حسینی هم اضافه می شود و این بچه وقتی به سن نوجوانی و جوانی می رسد از موقعی که گریه کن برای امام حسین(ع) می شود تا وقتی که وارد جامعه می شود بهعنوان یک عنصر مفید محسوب شده و خیلی از مسائل برایش حل شده است و می داند که باید یک زمانی در مقابل اعمالش پاسخگو باشد و می داند که اهل بیت(ع) از کسی که دستش مثلا کج باشد خوششان نمی آید یعنی اینها در ذهنش ملکه شده لذا وقتی هم به یک مسئولیتی رسید دیگر اهل دزدی و کم گذاشتن و اختلاس نمی شود اینها را ما می توانیم از همین الان با یک مدیریت برنامه ریزی شده در قالب انسانها انتقال دهیم.
چگونه می توان فرزندان را با بزرگان دین آشنا کرد تا به تربیت دینی برسند و نقش مادران در این زمینه چیست؟
ببینید ما به این نتیجه رسیدیم که اصلی ترین عامل تربیت بچه، مادر است این است که مثلا بعضی از مادرها شغلهایی دارند که با تربیت فرزندان سازگاری ندارد این بزرگترین ضربه را هم در غرب و هم در جامعه ما به خانوادهها زده است. بحث اشتغال خانم ها بحث جدایی است که وارد آن نمی شویم و این را باید بپذیریم که اشتغال خارج از حد متعارف خانم ها باعث شده این بچه ها با یک مشکلات جدی مواجه باشند یعنی تربیت مادر روی اینها آن چنان که باید اثر نمی گذارد مادر خیلی مؤثر است خصوصا در سنین زیر ۱۰سال این تأثیری که مادر بر بچه دارد اصلا قابل مقایسه با هیچ تأثیری نیست خود مادر می تواند این مفاهیم را منتقل کند الان ببینید یک رادیو مؤثر دینی رادیو معارف در خیلی از شهرها و استان ها می توان از این رادیو استفاده کنند که برنامه متنوع و مفید دارد خوب مادری که در خانه دارد کار می کند می تواند رادیو معارف را استفاده کند هم مفاهیم دینی به او منتقل می شود و هم بسیار جذاب است این مفاهیم را وقتی مادر یاد می گیرد آنها را کم کم به بچه منتقل می کند خود بچه از بچگی با همین مفاهیم آشنا می شود و آگاه می شود یعنی مادر نقش جدی در این زمینه می تواند ایفا کند.