یکی از عوامل موفقیت در زندگی، خلاق بودن است. خلاقیت نهتنها به ما کمک میکند ایدههایی نو برای بهبود شرایط بیابیم، بلکه در رفع موانع و مشکلات نیز بهشدت به کارمان میآید. ازآنجا که شخصیت انسان در کودکی شکل میگیرد، شکلگیری خلاقیت نیز باید در همان سنین انجام شود؛ در این مقاله به برخی روشهای رشد خلاقیت در کودک اشاره میکنیم.
تمام انسانها خلاق به دنیا میآیند. خلاقیت یعنی استفاده از تخیل، بهرهوری و قدرت حل مسئله برای رسیدن به هدفی خاص؛ بسیاری از افراد خلاقیت را یک ویژگی ذاتی نمیدانند، بلکه آن را مهارتی میدانند که باید آموخته شود و میتواند رشد یابد. البته همانطور که گفته شد، خلاقیت یک ویژگی و استعداد ذاتی است؛ اما درهرحال رشد و تقویت آن ممکن خواهد بود. در ادامه به روشهایی برای تقویت خلاقیت کودک اشاره میکنیم.
1. خودتان الگو باشید
سعی کنید ذهن بازی داشته باشید و برای حل کردن هر مشکل و مسئلهای روشهای مختلفی را امتحان کنید. به فرزندان خود نشان دهید که فردی انعطافپذیرید و دوست دارید راه حلهای جدید را امتحان کنید. وقتی در زندگی با مشکلی روبهرو میشوید، بر خودتان مسلط باشید و به فرزندان خود نشان دهید که میتوانید برای حل مسئله به روشهای مختلف و متنوعی متوسل شوید.
اگر فرزندتان از شما سؤالی پرسید، در پاسخ دادن نیز خلاقانه عمل کنید. حتی میتوانید قبل از پاسخ دادن به کودک با کمک خودش راه حلها و پاسخهای مختلف را بررسی کنید. مثلاً ممکن است کودک بپرسد: باران از کجا میآید؟ «شما میتوانید بهنحوی برخورد کنید که خودتان هم نمیدانید و بپرسید: از آسمان میآید؟... چه چیز دیگری از آسمان میآید؟ اصلاً ممکن است باران از آسمان ببارد؟»
یا اینکه تصور کنید فرزندتان از شما در مورد کشیدن قلب بپرسد، در این صورت میتوانید روشهای مختلف کشیدن یک قلب را با کمک خودش مرور کرده و بهصورت عملی با یکدیگر تمرین کنید. مثلاً چند نقطه بکشید و آنها را به هم وصل کنید تا شبیه قلب شود و یا اینکه گلی بکشید و وسط آن قلبی نقاشی کنید و...
2. از بازی کمک بگیرید
اجازه دهید فرزندتان گاهی اوقات بدون دخالت و یا راهنمایی شما در زمانی از پیش تعییننشده به بازی کردن بپردازد، اسباببازیهایی را برای کودک انتخاب کنید که چندمنظوره بوده و بتوان استفادههای مختلفی از آنها کرد، فرزند خود را به فعالیتهایی همچون نقاشی، طراحی و خانهسازی تشویق و ترغیب کرده و از خرید اسباببازیهای ساده مانند ماشین کوکی و غیره خودداری کنید.
در بازی کودک دخالت نکنید مگر اینکه با چالشی جدی و آزاردهنده مواجه شود، اگر کودک در هنگام بازی زود خسته میشود، میتوانید به کمک او رفته و با چیدن چند اسباببازی در کنار هم شروع به داستانپردازی کنید؛ مثلاً میتوانید چند عروسک را کنار هم بگذارید و بگویید که میخواهند به سفر بروند. عروسک سبز قصد دارد اصفهان برود و سپس از او بپرسید به نظرت بقیه عروسکها میخواهند به کجا سفر کنند و او نیز شهرها و یا حتی اماکن تفریحی را نام میبرد و عروسکهای خود را بهصورت خیالی به مکانهای مد نظرش میفرستد. با این تدارک ساده کودک شما مشتاقانه به بازی بازگشته و مشغول خواهد شد.
3. منابع و امکانات لازم را برای او فراهم کنید
لازم است محیطی برای فعالیتها و خصوصاً شلوغکاریهای کودک فراهم شود، همچنین اگر قرار است بچه نقاشی بکشد و یا بازی کند، لازم است بخشی از یک اتاق و یا یک اتاق بهصورت کامل در اختیارش قرار گیرد تا بدون اینکه کل خانه نامرتب شده و اعصاب شما بههم بریزد، بچه بتواند آزادانه به فعالیتهایش بپردازد.
به کودک بیاموزید که میتواند از هرچه در خانه هست برای بازی کردن استفاده کند. مثلاً میتوانید نحوه ساخت قایق با کاغذ و یا ساخت یک کاردستی با دورریختنیها را بیاموزید و از او بخواهید برای ساخت دیگر کاردستیها خلاقانه اقدام کند.
4. همراه با فرزند خود تولید ایده کنید
همراه کودک خود نشسته و برای حل یک مسئله، ابداع یک بازی یا فعالیت جدید و ساخت یک کاردستی، به بارش فکری بپردازید. سعی کنید تنها بشنوید و از قضاوتهای ناامیدکننده اجتناب کنید؛ او را تشویق کنید هرچه به ذهنش میآید را برای شما بیان کند. از میان نظرات و ایدهها بهترین را انتخاب نکنید، بهجای این بیشتر بر فرآیند رسیدن به یک ایده پرداخته و هرگز به پیامدها و یا ارزیابی آنها نپردازید.
هروقت برای انجام کاری وسیله لازم را ندارید (مثلاً برای بالا رفتن به نردبان نیاز دارید)، از کودک بپرسید به نظرش برای بالا رفتن بهجای نردبان از چه وسایلی میتوان استفاده کرد.
داستانی کوتاه برای کودک بخوانید و وقتی داستان به نقطه اوج رسید، توقف کنید و از کودک بخواهید بقیه داستان را حدس زده و برای مشکل پیشآمده داستان به ارائه راه حل بپردازد.
5. به کودکان جرأت اشتباه و شکست دهید
کودکانی که از اشتباه کردن و شکست خوردن هراس دارند، هرگز نمیتوانند به افرادی خلاق تبدیل شوند و درواقع این ترس مانعی میشود برای فرآیند خلاقیت؛ ممکن است کودک بترسد کار و یا حتی حرفش مورد قضاوت و انتقاد دیگران واقع شود، احتمالاً این ترس ناشی از تجربیات گذشته و عکسالعمل نامناسب پدر و مادر و یا دیگران باشد. میتوانید تجربیات شکست خود را با کودک به اشتراک بگذارید و به آنها بفهمانید شکست لازمه حرکت کردن است و نباید از آن ترسید.
مثلاً میتوانید در کنار کودک خود به رنگآمیزی بپردازید و رنگ پوست را آبی نقاشی کنید و یا اشتباه نقاشی بکشید و سپس به اشتباه خود بخندید تا او نیز متوجه شود اشتباه کردن اتفاقی معمولی است و نیاز نیست از آن بترسد.
اگر مشاهده کردید فرزندتان اشتباه کرد و از اشتباه خود پریشان شد، سعی کنید با کمک خودش جایگزینی خلاقانه برای مشکلش یافته و اشتباهش را جبران کنید. مثلاً فرض کنید فرزندتان در هنگام رنگ کردن یک الگو در کتاب رنگآمیزیاش مداد را محکم کشید و کاغذ پاره شد و پس از آن احساس ناراحتی و یا حتی گریه کرد، در اینجا لازم است به کمکش رفته و مثلاً با یک برچسب زیبا پارگی کتاب را بچسبانید و یا میتوانید بهنحوی اطراف پارگی را رنگآمیزی کنید که اصلاً معلوم نباشد. با ارائه چنین راهکارهایی او میآموزد با شکست همهچیز تمام نشده و با روشهایی خلاقانه میتواند اوضاع را درست کند.
ادامه دارد..