سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 358
داغِ موازی‌کاری بر پیشانی برنامه‌ها؛

جای خالی مدیریت یکپارچه آسیب‌های اجتماعی در همدان

تاریخ انتشار: 1398/11/6 11:48:45

امروزه در کشورمان دستگاه‌های مختلفی برای کاهش و مبارزه با آسیب‌های اجتماعی بودجه دریافت می‌کنند، اما نتیجه کار این دستگاه‌ها چندان مشخص نیست و مادام می‌شنویم که آسیب‌های اجتماعی از مرحله بحران گذشته و به تهدید تبدیل شده است؛ اما به‌راستی مدیریت یکپارچه و عدم موازی‌کاری در این مسیر، کجای برنامه‌ریزی‌هایمان قرار دارد؟

آسیب‌های اجتماعی از طلاق، کودک‌همسری و مهاجرت گرفته تا بیکاری، گرایش به مواد مخدر، کارتن‌خوابی و خودکشی این‌روزها موضوعاتی هستند که بخشی از زندگی هریک از ما را به‌نوعی درگیر کرده است.

ختمِ یک‌چهارم ازدواج‌ها به طلاق، کاهش 13.6 درصدی ولادت، افزایش 5.5 درصدی وفات، کاهش سه درصدی ازدواج، افزایش سقط جنین و دیده شدن کودک‌همسری در برخی از شهرستان‌های همدان، آمارهایی نیست که بتوان از آن‌ها به‌سادگی گذشت.

در کنار این آمارهای کمرشکن، می‌بینیم که دستگاه‌های بی‌شماری در استانمان متولی کاهش آسیب‌های اجتماعی‌اند و در جلسات زمانی که این متولیان دور یک میز جمع شده و اعتبارات را تقسیم می‌کنند، تمامی آن بودجه‌ها چهل‌تکه می‌شود. اما در عمل اگر برای چندساعتی در محلات همدان به‌ویژه در سکونتگاه‌های غیر رسمی یا مناطق حاشیه‌ای قدمی بزنیم، دست کم با چندین مورد آسیب اجتماعی روبه‌رو می‌شویم.

چندی پیش رئیس بهزیستی شهرستان همدان اعلام کرد که با توجه به تماس‌های صورت‌گرفته با شماره‌های اورژانس اجتماعی (123) و همچنین شماره مشاوره تلفنی (1480) مشاهده می‌شود که در همدان بیشترین مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به‌ترتیب مربوط به همسرآزاری، اختلافات خانوادگی و کودک‌آزاری است؛ اما به‌راستی برای کاهش این معضلات و آسیب‌های اجتماعی چه اقداماتی در همدان انجام شده؟

یا توزیع بروشورها کفایت می‌کند؟ آیا زمان پخش تراکت در این زمینه منسوخ نشده است؟

جایگاه آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها در آموزش مهارت‌های زندگی چرا به فراموشی سپرده شده است؟

نیمه مهرماه بود که نخستین کارگروه تخصصی امور اجتماعی، فرهنگی، سلامت، زنان و خانواده در شهرستان همدان برگزار شد و دستگاه‌های متولی در موضوعات حساس مذکور گرد هم آمدند، در این جلسه هریک از مسئولین از دغدغه‌های اجتماعی خود گفتند و آمارهای تکان‌دهنده از آسیب‌های اجتماعی در مرکز استان همدان شنیده شد؛ اما به‌راستی خودشان گفتند و خودشان شنیدند!

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری همدان با تأکید بر لزوم شناسایی کانون‌های آسیب‌زا در شهرستان همدان، خواستار مشخص شدن پراکندگی این کانون‌ها شد؛ اما از آن روز تاکنون نه جلسه‌ای دیدیم و نه آمارهای مربوطه را!

جلسه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان همدان اواخر آذرماه سال جاری درحالی برگزار شد که مملو از آمارهای تکان‌دهنده اجتماعی بود؛ به‌نوعی که انتقادهای معاون دادستان را در پی داشت. اما درنهایت تصمیم برای این آمارها به سمت‌وسویی رفت که خبرنگاران و اصحاب رسانه حق ندارند این آمارها را انتشار دهند و به‌واقع مسیر به سمت شست‌وشوی صورت‌مسئله رفت!

آمارهایی از روند مصرف مواد مخدر، تعداد زندانیان فروش مواد مخدر و میزان کشف مواد روان‌گردان در همدان که هریک جای بحث داشت، این‌روزها بازهم ساکت مانده تا در جلسه‌ای دیگر اعداد و ارقام را بشنویم و در آخر هم هیچ!

از رشد 801 درصدی شیشه تا رشد دو هزار و 956 درصدی روان‌گردان‌ها در همدان، از ورود 74 زن و دختر در 6 ماهه نخست سال جاری به خانه امن همدان تا افزوده شدن سالانه 100 هزار فرزند طلاق در استان، از مهاجرت در برخی از روستاها و شهرستان‌های همدان و خالی شدن آن‌ها از سکنه تا وضعیت خودکشی نگران‌کننده در یکی از شهرستان‌های استان که به‌زعم برخی رشد هزار درصدی داشته! این‌ها همه و همه آمارهایی است که اگر آن‌ها را در کنار طرح‌های کاهش آسیب‌های اجتماعی و اعتبارات مربوط به آن‌ها در استان و فهرست بلندبالای دستگاه‌های متولی کاهش آسیب‌ها و معضلات اجتماعی ببینیم، نگرانی‌هایمان دوچندان می‌شود.

با این اعتبارات و با این‌همه دستگاه اجرایی متولی پس چرا وضعیت‌ها بدین شکل است؟ 22 دستگاه در زمینه آسیب اجتماعی در کشور بودجه می‌گیرند و تعداد آن‌ها در استان همدان هم چندان کمتر از این میزان نیست؛ اما تنها آمارها را از بهزیستی و شورای مبارزه با مواد مخدر و نیروی انتظامی و تاحدی از ثبت احوال می‌شنویم و البته فقط می‌شنویم...

اما کِی قرار است با مدیریت یکپارچه در مسیر کاهش آسیب‌های اجتماعی و درنهایت آنومی اجتماعی قدم‌هایمان مستحکم و عملی شود، اللهُ اعلم!

** از گسست فرهنگی تا آنومی اجتماعی

در بررسی زیرساخت‌های آسیب‌های اجتماعی و ناهنجاری‌های مشاهده‌شده بر آن شدیم تا گفت‌وگویی با سیدحسن حسینی، جامعه‌شناس، استاد دانشگاه تهران و نویسنده کتاب‌های مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران (کودکان کار و خیابان، جامعه‌شناسی نظام‌گسیختگی و طلاق)، جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی در رسانه‌ها و غیره ترتیب دهیم تا در ابتدا عامل‌های ایجاد معضلات را بررسی کنیم.

عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با سرویس اجتماعی سپهرغرب با اشاره به نظریه مارشال مک لوهان مبنی بر تبدیل ‌شدن جهان به دهکده جهانی، اظهار کرد: درحال حاضر ما در جهان تکه‌تکه یا جزیره‌ای زندگی می‌کنیم که صرف‌ نظر از وجود مرزها، دهکده‌های مشابه در آن‌ها وجود دارد که بخشی از آن نیز در مرزهای ملی درحال شکل‌گیری است.

سیدحسن حسینی با اشاره به اینکه کشورهای اروپایی عمدتاً از سایر کشورها با فرهنگ‌های مختلف مهاجرپذیرند، عنوان کرد: سیاست داخل کردن و هم‌شکل‌سازی فرهنگی مهاجرین در جامعه پذیرنده از سیاست‌های مهم این کشورها به‌شمار می‌رود، در این میان با ورود شبکه‌های ماهواره‌ای و توجه مهاجرین به کانال‌های کشورهای مبدأ، نه‌تنها سیاست‌های هم‌شکل‌سازی کشورهای صنعتی غرب ناکام ماند، بلکه مهاجرین و حتی نسل‌های سوم آنان به فرهنگ بومی و آبا و اجدادی خود بازگشت کردند.

نویسنده کتاب‌های مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران با تأکید بر اینکه متأسفانه این وضعیت در کشور ما مشاهده نمی‌شود، با اشاره به گسست اجتماعی و تأکید بر اینکه معمولاً رفتارهای انحرافی قابل کنترل است که پیشگیرانه باشد، خاطرنشان کرد: خانواده و نهادهای آموزشی در پیشگیری از جرایم نقش مهمی دارند، در این میان نقش رسانه‌ها بسیار مهم است؛ چراکه اگر در جامعه‌ای گسست میان الگوهای تربیتی خانواده‌ها با الگوی رسانه‌های رسمی به‌وجود بیاید، باید منتظر حالت آنومی (ناهنجاری) باشیم که این بدترین وضعیت برای یک جامعه است.

حسینی با بیان اینکه متولدین دهه 70 به بعد بیشتر تحت تأثیر فضای مجازی قرار می‌گیرند، افزود: نسل‌های قبلی بسیار کمتر از این فضا تأثیر می‌گیرند، به‌دلیل اینکه شخصیت آن‌ها شکل گرفته است؛ وقتی با این فضا برخورد می‌کنند، قدرت انتخاب دارند. اما نوجوان قدرت انتخابش ضعیف است، زیرا خانواده و مدرسه نتوانسته به وظایف خود عمل کند.

عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در بخش پایانی صحبت‌های خود تصریح کرد: در جوامعی همچون آلمان و فرانسه نوجوانان و جوانان برخلاف جامعه ایران تا این حد تحت تأثیر فضای مجازی نیستند، چراکه فاصله جدی بین الگوهای رسمی و غیر رسمی وجود ندارد.

** آسیب‌های اجتماعی خطری شده که خشک و تر را باهم می‌سوزاند!

حال که برخی از زمینه‌های گسست فرهنگی و پیش روی جامعه به سمت آنومی اجتماعی را از زبان یک جامعه‌شناس شنیدیم، بر آن شدیم تا پیرامون اینکه در پیش‌گیری از آسیب‌های اجتماعی چرا هر دستگاه راه خودش را می‌رود و آیا دراین‌بین جای خالی مدیریت یکپارچه احساس می‌شود یا خیر؟ گفت‌وگویی با امان‌الله قرائی‌مقدم، جامعه‌شناس‌ فرهنگی، مدرس دانشگاه و نویسنده کتاب‌هایی همچون «انسان‌شناسی فرهنگی»، «مبانی جامعه‌شناسی»، «جامعه‌شناسی آموزش‌وپرورش»، «هنر اجتماعی و ملی» و غیره ترتیب دهیم که در ادامه آن را می‌خوانید:

این جامعه‌شناس ‌فرهنگی با تأکید بر اینکه آن‌قدر درباره مسائل و آسیب‌های اجتماعی صحبت کرده‌اند که به کلیشه تبدیل شده است، بیان کرد: در این مسیر متأسفانه هرکس راه خودش را می‌رود؛ حال‌ آنکه این موضوع چالش مهمی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی است و ضرورت دارد تا سازمان‌دهی منسجم، تحت مدیریت واحدی انجام شود تا از موازی‌کاری، اتلاف سرمایه‌های انسانی، مادی و معنوی در حل‌وفصل آسیب‌های اجتماعی جلوگیری شود.

امان‌الله قرائی‌مقدم با تأکید بر اینکه آسیب‌های اجتماعی بدل به خطری شده که خشک و تر را باهم می‌سوزاند، یادآور شد: چالش‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زمینه‌ساز افزایش آسیب‌های اجتماعی شده است و در این مسیر می‌بایستی برای حل آن‌ها زمینه‌های رشد و تکثیر آسیب‌های اجتماعی کنترل شود.

وی در ادامه صحبت‌های خود مطرح کرد: خانواده، اشتغال و ازدواج متغیر‌های مهمی هستند که درصورت خلل در هر بخش، زمینه‌های رشد آسیب‌های اجتماعی را بیشتر فراهم می‌کنند؛ بحران بیکاری، وجود افراد بدسرپرست یا بی‌سرپرست، محیط زندگی و وضعیت عاطفی خانواده‌ها بر هم اثر می‌گذارند، همچنین ناآگاهی عمومی، خلل‌های فرهنگی و اعتقادی هم مزید بر علت شده و آسیب‌ها را گسترش داده است.

قرائی‌مقدم با تأکید بر اینکه شمار زیادی از آسیب‌ها از طریق آموزش در گروه‌های همسالان تسری پیدا می‌کند، افزود: افراد در محیط‌های با ضریب آسیب‌های اجتماعی بالاتر خیلی زودتر و بیشتر مستعد اعتیاد، روسپی‌گری و غیره هستند، بدین‌ترتیب باید برای مقابله با این مسائل به اقشار آسیب‌پذیر آموزش‌های لازم را ارائه داد؛ از طرفی دیگر با افزایش اشتغال، کاستن از شمار بیکاران، ترویج نوع‌دوستی، همدلی و دیگر مفاهیم انسانی باید راه را بر گسترش بحران‌های اجتماعی بست.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه خوارزمی تهران ضمن ابراز تأسف از بیان این موضوعات، تصریح کرد: بسیاری از شهروندان در شهرهای بزرگ تنها، بی‌پناه و بی‌کس شده‌اند و احساس بی‌هویتی می‌کنند؛ همچنین درصورت بزهکاری، ترس و هراسی از شناخته شدن ندارند، زیرا میان انبوه آدم‌ها در شهرهای بزرگ گُم می‌شوند!

وی با اشاره به اینکه الآن در جامعه ما خط تعادل برهم خورده به‌نوعی که عواملی مانند محیط ناسالم، حاشیه‌نشینی، فقدان آموزش‌های گسترده، بیکاری، بالا رفتن سن ازدواج و ده‌ها مسئله دیگر سبب برانگیخته شدن آسیب‌های اجتماعی می‌شود، تشریح کرد: از سوی دیگر عوامل بازدارنده مانند رسیدگی نهادهای حمایتی یا نظارتی، تلاش برای ایجاد اشتغال و تسهیل ازدواج جوان‌ها و حتی احکام بازدارنده قضائی هیچ‌کدام به‌تنهایی توانایی حل‌وفصل بحران‌ها و تهدیدهای اجتماعی را ندارند و این آسیب‌ها هرروز عمق و بعد گسترده‌تر می‌گیرند.

این جامعه‌شناس در پایان گفت‌وگو با تأکید بر اینکه باید با توجه به تمام وجوه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در یک مدیریت منسجم و واحد کمر به کاهش آسیب‌های اجتماعی بست، عنوان کرد: یک دستگاه نمی‌تواند به‌تنهایی در این وادی گام نهد، اما دستگاه‌های مختلف نیز باید در کنار هم و به‌صورت یکپارچه پیش روند تا شاهد تغییری در آسیب‌های اجتماعی به سمت کاهشی شدن آن‌ها باشیم.

** داغِ موازی‌کاری بر پیشانی برنامه‌های کاهش آسیب‌های اجتماعی

علاوه‌بر ضرورت تعامل دستگاه‌های مختلف که برای کاهش آسیب‌های اجتماعی بودجه و اعتبار دریافت می‌کنند، نیاز است تا عملکردهای این دستگاه‌ها به‌صورت ماهانه و درنهایت 6 ماهه بررسی شود تا بتوان روند کاری آن‌ها را به نحو مناسب سنجید.

ارائه آمارها و مداوم تکیه کردن بر آن‌ها بی‌آنکه برنامه‌های عملیاتی منسجمی را شاهد باشیم، به‌راستی که فایده‌ای ندارد و جا دارد این را مسئولان مربوطه از استاندار و فرماندار شهرستان‌های استان گرفته تا مدیرکل امور بانوان، استانداری، بهزیستی، نیروی انتظامی، سپاه و غیره بدانند.

چرا همواره در جلسات شاهد وصف و بیان آمارها بدون تحلیل و حضور کارشناسان و اساتید دانشگاهی و پژوهشگران هستیم؟ آیا نباید برای ورود اعتبارات میلیاردی به آسیب‌های اجتماعی یک منطقه در همدان، تمامی شرایط آن محدوده و نیازها را احصا کرده و سپس به تزریق اعتبار پرداخت؟

این‌روزها شاهدیم در برخی از محلات همدان که افراد در آن‌ها بیشتر در معرض آسیب هستند، نه‌تنها از سوی بهزیستی مراکز سلامت روان یا پایگاه‌های خدمات اجتماعی تأسیس شده است، بلکه همان محلات از سوی دیگر ارگان‌ها هم مقصد اعتبارات درنظر گرفته شده‌اند، حال‌ آنکه برخی دیگر از مناطق جیب‌هایشان از این اعتبارات خالی است.

نکته دیگر آن که باید مشخص شود هر محله همدان چه آسیب اجتماعی را بیشتر در دل خود دارد تا براساس آن بتوان تصمیم‌های مناسب را گرفت و نه آنکه از برخی مناطق غافل بود و در بعضی مناطق شاهد سرریز اعتبارات برای کاهش آسیب‌های اجتماعی باشند...، به امید آن روز.

 


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
اجتماعی