بارها از محرومیت و لزوم رفع آن سخن گفته شده و همایشهایی در این باره برگزار و برنامههای جامعی نیز در این راستا تدوین شده است.
اما تعریف محرومیت چیست؟
محرومیت یعنی احساس نیاز یک فرد در جامعه نسبت به داراییهایی که ندارد. بعضی وقتها یک انسان به داشتن یک خانه ویلایی بزرگ و شیک در شمال احساس نیاز پیدا میکند و برای رسیدن به آن از هیچ کاری مضایقه نمیکند.تمام تلاش و همت خود را جمع میکند تا به آن دست پیدا کند. این درحالی است که بعضی وقتها هم یک انسان فقط به داشتن آب و غذا احساس نیاز پیدا میکند.
خلاصه احساس نیاز و محرومیت یک عامل طبیعی است که در تمامی افراد جامعه وجود دارد. اگر هم کسی مثلا به یک گوشی احساس نیاز پیدا کند و آن را خریداری کند؛ پس فردا به یک مدل بالاتر از آن گرایش مییابد که متاسفانه این عادت ناپسند در اکثر افراد جامعه وجود دارد.
ممکن است یک شخص هم خانه، هم ماشین و هم امکانات رفاهی و مناسب داشته باشد اما از کسی که حتی هنوز آب و برق کافی ندارد هم احساس بدبختی و محرومیت بیشتری داشته باشد و اصلا نتواند زندگی راحت و سالمی داشته باشد.
برای رفع این مشکل اساسی و مهم محرومیتزدایی در جامعه باید مردم از زندگی تجملاتی و مصرفگرایی همچنین چشم تو هم چشمی پرهیز کنند و اگر به یک دارایی دست نیافتند راضی باشند به رضای خدا.
انسانها باید برای به دست آوردن داراییهای مورد نیاز تلاش کنند اما این داراییها نباید طوری باشد که کل زندگی و شب و روز آن شخص را در بربگیرد و به نحوی باشد که انسان همیشه نسبت به پول یا وسایل و امکانات رفاهی احساس نیاز داشته باشد یا اگر دارایی مورد نظر را به دست نیاورد خودش را به یک آدم بدبخت و محروم نزند.
اگر مردم جامعه چشمشان را همیشه به داراییهایی که ندارند خیره کنند هیچ وقت نمیتوانند به راحتی زندگی کنند و همیشه خود را یک انسان فقیر و محروم فرض میکنند. ولیکن (اگر کسی به داراییهای خود نگاه کند و همیشه خدا را شکر کند و چشمش به اموالی که دیگران دارند دوخته نباشد. می تواند زندگی راحت تری را نسبت به خیلی از پولدارانی که دائم به فکر به دست آوردن چیزی یا مالی هستند؛ داشته باشد.)
پس باید برای داشتن یک زندگیه راحت و زیبا.... ((راضی باشیم به رضای خدا))