مهریه یکی از مهمترین حقوق مالی زن در زندگی مشترک محسوب شده و مطابق با قانون مدنی به محض جاری شدن عقد نکاح، زن مالک آن میشود و این اختیار را دارد که هر نوع تصرف که بخواهد در آن بنماید. اما درست است که مهریه میتواند برای زن بهعنوان پشتوانه در مقابل حق طلاق باشد ولی نباید این مسئله از سوی زنان مورد سوءاستفاده قرار گیرد. مهمترین و محوریترین مسئله در ازدواج رسیدن به آرامش است و با آگاهی در تعیین میزان مهریه میتوان از مشکلاتی که در آینده ممکن است پیش آید جلوگیری نمود. چرا که بسیاری از خانوادهها بر اثر این ناآگاهی در میزان مهریه بسیاری از عمر خود را در زندان سپری میکنند. باتوجه به اهمیت جایگاه خانواده در جامعه و متاسفانه بالا رفتن نرخ طلاق با موضوع مهریه بر آن شدیم تا با دکتر اردبیلی مشاوره خانواده به گفتگو بپردازیم دکتر جعفر ساوالانپور اردبیلی متولد 1344 مدیرعامل مؤسسه بین المللی فرهنگی خانواده امین و استاد دانشگاه هامبورگ، امیرکبیر، علامه طباطبایی و صنعتی شریف است. وی تحصیلات حوزوی در رشته خارج فقه و اصول و مدرک کارشناسی ارشد در رشته الهیات با گرایش علوم عقلی و دکتری فلسفه را دارا است. تخصص او روانکاوی است و 18 سال در زمینه مشاوره خانواده خصوصا اختلافات خانوادگی فعالیت دارد. مؤسسه بین المللی فرهنگی خانواده امین فقط در جریان کارهای ساماندهی خانواده و رفع اختلافات خانوادگی است که تاکنون بسیار موفق عمل نموده است..
آنچه در ادامه میخوانید متن گفتگو با این مدرس حوزه و دانشگاه است.
* چرا در اسلام مهریه قرار داده شده است؟
این موضوع در حقیقت قانون مدنی است و میتوانیم در این مورد نظر بدهیم. مهریه و تمام حقوقی که شریعت برای زن در نظر گرفته با فرض وضعیت زن در زمانی بوده که این حکم صادر شده است. یعنی زنان تابع مردان بودهاند. اجیر بودند، هزینه دریافت میکردند و در قبال آن خانهداری کرده و نفقه دریافت مینمودند. برای حفاظت و امنیت زنان اجرتالمهر در نظر گرفتهاند. مهریه در شریعت فقط به عنوان یک مسأله هدیه و صداق مرد نسبت به زن مطرح بوده است نه به عنوان تجارت و پشتوانه مالی. از سال 1307 قوانین ما منطبق با مسائل شریعت در مجلس شورای ملی شد و مهریه به نوعی به عنوان پشتوانه در عرف جای گرفت که در سالهای بعد به مرور رشد تصاعدی پیدا کرد که این اصلا منظور و مقصود شریعت نبود که زن از این به عنوان پشتوانه استفاده کند. ما قبل از اینکه زن کسی یا شوهر کسی باشیم و قبل از هر چیزی فرزند کسی باشیم شهروند یک کشور هستیم یعنی به محض تولد شهروند یک کشور میشویم و آن حکومت است که باید تأمین توانمندی و زندگی شهروندی را بکند. اینکه دولتها و حکومتها جاخالی بدهند و بگویند زنان برای تأمین فرصتهایشان از مهریه بهره بگیرند و مرد را به سمت جلو هل بدهند این نامردی بوده و اکنون این نامردی وجود دارد چرا که زن پس از طلاق در همه جای دنیای مدرن، بیمه، مسکن و درآمد و هزینه ماهیانهاش از طرف حکومت تأمین میشود و وقتی تأمین شد نیازی به پشتوانه مهریه ندارد. در جامعه ما حکومتها سعی کردند جاخالی بدهند و زن را به سمت مرد هل بدهند و جنگهای بسیار شدید زناشویی درست شد. اگر مهریه نباشد یک زن اروپایی زنده میماند، چرا؟ چون به او مسکن، بیمه، هزینه ماهیانه و حتی شغل میدهند و مسائل و مشکلات او را حل میکنند ولی در اینجا چیزی به زن تعلق نمیگیرد. بنابراین مجبور میشود به مرد حملهور شود تا مهریه به او بدهد و در میان اینها عدهای از زنان تاجر شدهاند که میتوانند برای خود منفعت تولید کنند.
* آیا در حال حاضر مهریه همان کارکرد مد نظر اسلام را دارد یا خیر؟ چرا این انحراف شکل گرفته است؟
اصلا مهریه به عنوان صداق مطرح شده ولی اکنون کاربردی که در بین جامعه و عرف ما رایج است بحث صداق نیست بلکه عدهای میگویند پشتوانه است و عده دیگر میگویند نوعی افتخار است که زن مهریهاش بالا باشد. عامل انحراف بحث عرفی است که زنان هیچ حمایتی از طرف حکومت ندارند و در سازمان تعریف زن چه در زمان پیش از انقلاب چه بعد از آن زنان جایگاهی به عنوان زن دوم دارند چون خرج دوم محسوب میشوند و همیشه تابع مرد هستند. قانون طوری تعیینن شده که زن در درجه دوم قرار میگیرد و این باعث میشود که زنان به فکر تأمین خود بیفتند و کم کم سوداگری پیش میآید.
* خانوادهها چقدر در بالا رفتن میزان مهریه موثر هستند؟
بسیاری از خانوادهها مایل هستند میزان مهریه را پایین بیاورند ولی به سطح اجتماع، عرف، زخم زبان مردم و نگرانیهایی که در جامعه رایج است نگاه کرده، میترسند و سعی میکنند که از عرف خارج نشوند. متأسفانه عرف جامعه در زمینه مهریه و ازدواج بسیار هدایتگر است واقعا اگر زنی بعد از طلاق تأمین شود نیازی به مهریه و صداق از طرف مرد ندارد.
* متاسفانه برای برخی از بانوان همین رقم بالای مهریه دلیلی برای به اجرا گذاشتن و ایجاد چالش در خانواده شده است با این معضل هم مجلس سقف ۱۱۰سکه را برای مهریه تعیین کرد و قوه قضائیه نیز اخیرا پیگیر آزادی همسرانی شده که برای مهریه زندانی هستند به نظر شما درمان اصلی این درد چیست و چه باید کرد؟
واقعا اگر از کسی متنفر باشیم به هر قیمتی شده از دست او فرار میکنیم. حکومت ها نمیخواهند زن را تأمین کنند و او را وادار میکند که به مرد حمله ور شود و به زندان افتادن مرد حتی به خاطر مهریه و یک عدد سکه شرعا حرام و عرفا غلط بوده و قانونا درست نیست و غیراخلاقی است. زندان انداختن و حقکشی برای مردان در مورد مهریه ظلم است.
* برخی خانواده ها دلیل تعیین مهریه سنگین را ضمانت دوام زندگی مشترک می دانند در این باره نظر شما چیست؟
این هم تابعیت از عرف است و از نظر بنده اصلا میزانی برای مهریه نباید گذاشت. مگر می شود تعهد داد و در این تعهد یک معامله سنگین و سخت وجود دارد که دو انسان از هم طلبکارند و چگونه می توان زیر یک سقف همدیگر را تحمل کرد در نتیجه دعواهای شدیدی میان خانواده اتفاق می افتد.
کوتاه سخن اینکه باید حاکمیت و دولتها برای خانواده به عنوان پایه اصلی اجتماع فکری کرده و برای تحکیم آن برنامهریزی نمایند ما باید به سمتی حرکت کنیم که هریک از اعضای خانواده جایگاه ویژه و متناسب با نقش خود را داشته و در سایه این جایگاه احساس ارزشمندی و امنیت نماید متاسفانه در قرون و اعصار گذشته همیشه افراط و تفریط بلای جان خانواده بوده و هر بار با برجسته کردن یکی از اعضا، دیگران را به پای او قربانی کردهاست و بدین ترتیب هیچگاه نتوانستهایم بر اساس قوانین راهگشای اسلامی فضایی سالم و امن برای خانواده ایجاد نماییم قطعا اگر به دنبال تحقق تمدن اسلامی هستیم قام نخست آن تکیم خانواده است که باید استوار این گام را برداریم.