خیلی از مادرها می گویند «من هر چه قدر به فرزندم می گویم وسایل شخصی است را سر جایش بگذار، هر روز صبح تختت را مرتب کن یا اتاقت را همیشه مرتب نگه دار، انگار تاثیری ندارد. خیلی از راهکارها را امتحان کرده ام، خیلی شرط و شروط برایش گذاشته ام؛ اما دست آخر هم، آن گونه ای که می خواستم نشده است.» برای این مادرها پیشنهادهای ویژه ای داریم.
هر قدر هم که شما آدم منضبط و خانه داری باشید، دنیای پر جنب و جوش کودکانتان را نمی توانید محدود کنید کودکان دوست دارند بازی کند و این بازی کردن یعنی پخش کردن تمام اسباب بازی ها در گوشه و کنار خودشان!
یکی از اساسی ترین گام ها در آموزش نظم به کودکان، تعیین یک برنامه روزانه، مثل ساعت خواب، زمان غذا خوردن، بازی کردن و دیگر کارهای روزانه است. این برنامه ریزی کمک می کند تا کودک احساس امنیت بیشتری کند زیرا از توقعات والدین خویش آگاه می شود.
برای کودکان خردسال، انتقال از کاری به کار دیگر کمی دشوارتر است بنا بر این باید به آنها کمک کنید و چند دقیقه زودتر این انتقال و جا به جایی را به وی اطلاع دهید مثلا بگویید:" تو چند دقیقه دیگر وقت داری، بعدش باید بخوابی"
در مورد انتخاب های کودکان نیز باید شفاف عمل کنید. مثلا بگویید: " تو می توانی شیر یا آبمیوه بخوری اما نوشابه نمیتوانی بخوری" توجه داشته باشید که کودکان فراموش کارند و نیاز به یادآوری دارند، پس قوانینی را که وضع می کنید هرزگاهی گوشزد و یادآوری نمایید.
- محکم عمل کنید
با چند قانون محدود شروع کنید، زیرا اگر تعداد قوانین زیاد باشد به خاطر سپردن آنها برای کودک دشوار می شود. در مورد "نه" گفتن و مخالفت های خود مطمئن و محکم عمل کنید. شما به عنوان والدین باید به هرآنچه که اعتقاد دارید محکم بچسبید و بر آن پای بند باشید و برای مخالفت های خویش دلیل موجه داشته باشید، همچنین در هر مخالفتی باید از اینکه فرزندتان دلیل شما را متوجه شده است اطمینان حاصل کنید. مثلا بگویید: " تو نباید با دوچرخه به خیابان بروی چون خیابان ها شلوغ است و خطر دارد"
در هر شرایطی اجازه صحبت کردن و اظهار نظر به کودکان بدهید زیرا باید در تعیین و وضع قوانین نقش داشته باشند، ضمن اینکه باید بتوانند در مورد تفکرات و احساسات خویش به راحتی با والدین صحبت کنند و این حضور و آزادی اظهار نظر هیچ ربطی به سن کودک ندارد. کودکان خردسال هم باید به راحتی بتوانند با والدین خود صحبت کنند و والدین هم باید توجه لازم به نظرات آنها داشته باشند.
این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که گوش فرا دادن به نظرات کودکان، الزاما به معنای ایجاد تغییر در قوانین نیست بلکه در این گفت و گوها شما هم بهتر می توانید "بایدها" و نبایدها" یتان را برای کودکان تشریح کنید.
قانون یا هدف تان از قانونی را که وضع کرده اید به روشنی توضیح دهید و در مورد اجرای آن هم جدی باشید. مثلا در مورد ساعتی که می خواهید فرزندتان در منزل باشد، بگویید: " ساعت 12 باید خونه باشی" نگویید " دیر نکنی". هیچگاه گمان نکنید وضع قوانین از شما چهره ای زورگو و دیکتاتور می سازد و اجازه ندهید این طرز تفکر باعث شود که هرزگاهی کوتاه بیایید زیرا اینگونه رفتار، وضع را خیلی خراب تر می کند.
همیشه عادلانه رفتار کنید. دقت داشته باشید رفتاری کنید که بتواند حسی در کودک ایجاد کند که آن اشتباه را تکرار نکند. مثلا اگر روی دیوار نوشت، در تمیز کردن دیوار نوشته ها حتما به او کمک کنید.
کودک را با کودک دیگری که از نظر شما، منظم است، مقایسه نکنید؛ زیرا این رفتار نادرست، باعث تنفر کودک از آن فرد و از شما خواهدشد. به جای این کارها، سعی کنید خودتان الگوی مرتب و منظمی باشید و این موضوع را جلوی چشم کودک به او ثابت کنید.
از کلمه شرطی «اگر» استفاده نکنید و حرفتان را قاطع بزنید؛ برای مثال به جای این که بگویید: «اگر وسایلت را جمع کردی، می توانی تلویزیون نگاه کنی» بگویید: «وسایلت را جمع کن و بعد تلویزیون ببین». همچنین استفاده از «باید» و «نباید»، عصبانیت کودک را به دنبال دارد. سعی کنید آن ها را حذف کنید و از عبارت های قشنگ تر و محترمانه تری استفاده کنید.
سعی کنید در خانه خود این طرز فکر را القا کنید که تمیز بودن خانه احساس بسیار خوبی به انسان می دهد. اگر کودک از جمع کردن وسایلش خودداری کرد، خودتان آن ها را جمع کنید و بگویید: «به نظرت این طوری بهتر نیست؟»
با تکرار این نوع آرامش ها و تلقین کردن ها کودک به تدریج می آموزد بدون این که شما چیزی بگویید خودش همه وسایل اضافه را جمع کند. این مسئله هم برای مادر و هم برای فرزند مفید است. کودک نظم را یاد می گیرد و بخشی از کارهای مادر نیز کم می شود.
هر قدر هم که شما آدم منضبط و خانه داری باشید، دنیای پر جنب و جوش کودکانتان را نمی توانید محدود کنید کودکان دوست دارند بازی کند و این بازی کردن یعنی پخش کردن تمام اسباب بازی ها در گوشه و کنار خودشان! پس بهترین گزینه برای شما استفاده از سبدها و باکس های اسباب بازیرا به شما توصیه می کنیم:
در هر شرایطی اجازه صحبت کردن و اظهار نظر به کودکان بدهید زیرا باید در تعیین و وضع قوانین نقش داشته باشند، ضمن اینکه باید بتوانند در مورد تفکرات و احساسات خویش به راحتی با والدین صحبت کنند
سبد ها ی پارچه ای گزینه ی مناسب دیگری برای اسباب بازی هاست، نکته ی مثبتی که این سبدهای پارچه ای دارند قابل شست و شو بودن آن هاست، اگر در خیاطی مهارت دارید به سادگی می توانید با پارچه های محکم بلااستفاده یکی از آن ها را خودتان بسازید.
سبدهای حصیری در طرح ها و رنگ ها و اندازه های مختلف وجود دارند که به خوبی برای نظم بخشیدن به فضای اتاق کودک شما طراحی شده اند، می توانید نوع رنگی یا ساده ی آن ها تهیه کنید و یک سبد طبیعی دوست داشتنی برای اسباب بازی کودکان خود داشته باشید.
ننوهای قدیمی گزینه ی مناسب دیگری برای جای دادن اسباب بازی های کودکان شماست! این ننو می تواند یادگاری از کودکی خودتان یا فرزند اولتان باشد که گوشه ی انباری خاک می خورد، آن را بیرون بیاورید وبا خلاقیت خود تزیین کنید برای اتاق کودک دلبندتان استفاده کنید .
سطل های بزرگ پلاستیکی به دلیل دوام بالا برای کسانی که کودکان شیطون دارند بسیار مناسب اند. برای تهیه آن ها کودکان خود را همراه داشته باشید و از او بخواهید رنگ مورد علاقه اش را انتخاب کند و با این کار احترام به عقاید را از کودکی به او بیاموزیدشلختگی و بی نظمی کودک، درد مشترک تمام مادرهاست. پای صحبت مادران جوان که بنشینی، از اینکه باید مثل غلام حلقه به گوش دنبال شاهزادهی کوچولویشان راه بیفتند و وسایل او را سر و سامان بدهند، ناراحتند و ناله می کنند.** تا به حال به عنوان یک مادر چندبار به دنبال مداد یا دفتر کودک کلاس اولی خود گشته اید؟
** تا به حال چند مادر را دیده اید که از بی نظمی کودکش برای خوابیدن می نالد؟
** آیا هربار که می خواهید به مهمانی بروید کودکتان از شما می خواهد که جورابش را برایش پیدا کنید؟
** آیا هنوز نتوانسته اید به کودکتان بفهمانید که بعد از بازی، وسایلش را باید خودش جمع کند؟
اگر به این سؤالات یا شبیه این ها جواب مثبت می دهید این مقاله می تواند شما را کمک نماید.
اصلاً کی گفته نظم خوبه؟
اساساً نظم و ترتیب، مسئله ای است که تنها شامل انسان نمی شود بلکه خداوند سبحان –جلّ و علا- نظام هستی را براساس نظم آفریده است و به همین دلیل شما می توانید بسیاری از مسائل را پیش بینی کنید: مثلاً ادارهی هواشناسی پیش بینی می کند که هفتهی بعد باران می بارد یا حتماً شما می دانید و مطمئنید که پس از تابستان، پاییز خواهد آمد. یا مثلاً هرگز انتظار ندارید که در وسط تابستان، برف بر سرتان ببارد و... مقولاتی از این دست بیانگر وجود نظم در آفرینش است.
انسان نیز عضوی از این نظام است و لذا از این قاعده مستثنی نیست. انسان ها فطرتاً تابع نظم هستند و دقیقاً به همین دلیل است که وقتی پیش بینیتان دربارهی مسأله ای درست از آب در نمی آید جا می خورید و ناراحت می شوید. یا مثلاً وقتی با زحمت، برنامه ای برای مسافرت آخر هفته تنظیم کرده اید و مسأله ای ناگهانی و خارج از پیش بینی شما آن را خراب می کند ناراحت می شوید.
این ها همگی نشان دهندهی این است که شما به عنوان یک انسان نظم را دوست دارید و انسان های منظم و دقیق (که مثلاً به موقع سر قرار حاضر می شوند یا در زندگیشان برنامهی منظمی دارند) را ستایش می کنید.
اصلاً نظام از کلمهی نظم بدست آمده است یعنی هرچیزی که به آن «نظام و مجموعه» اطلاق می شود باید حتماً و حتماً دارای «نظم و ساختار» باشد.
مسئلهی نظم و اساساً هر مسألهی فطری و مثبت دیگری، مورد نیاز و مطلوب آدمی است و لذا می کوشند تا آن را به خصوص در کودکانشان به وجود آورند، اما اینکه "چرا موفق نشده اند و راه درست چیست"؟ موضوعی است که این مقاله می کوشد به آن پاسخ دهد.
باید گفت که فطرت کودکان آنان را به نظم وامی دارد تا حدی که کودک در بازی انفرادی، اگر بخواهد چیزی را بسازد در آن نظم را رعایت می کند. مثلاً وقتی ساختمان می سازد آجرها را روی هم منظم می چیند. بی نظمی تاحدودی زائیده اکتساب است اگرچه گاهی جهل و بی خبری درباره مصداق ها نیز ممکن است منجر به بی نظمی شود.
کودک در 5 سالگی بازی های منظمی خواهد داشت و همه بازی های او تابع نظم و ضابطه ای (هرچند ناپخته و خام) می باشد.
مقولهی نظم آنقدر در زندگی بشر اهمیت دارد که مولای متقیان امام علی (ع) در واپسین لحظات عمر شریفشان ، در کنار تقوای الهی به نظم سفارش می کنند (اُوصیکُم بِتَقوی الله و نَظم أمرکُم)

قبل از هرچیز باید ببینیم به چه کودکی، بی نظم گفته می شود؟ در واقع کودکان نامنظم اینگونه اند:
در سازگاری کند و ضعیفند، در خلق و خوی عصبانی هستند، مدام بهانه گیری می کنند، حساس و زودرنجند، به کوچکترین بهانه ای می رنجند و نق می زنند و عرصه را بر والدین و مربیان تنگ می کنند.
اینان کودکانی هستند هیجانی که به زحمت می توانند انضباط را رعایت کنند و تابع نظم گردند. تابع قید نیستند، کمی شُل هستند و سُست، بی اراده اند و در اتّخاذ تصمیم ضعیفند، احتمال تغییر در فکر و رأیشان بسیار است.
اغلب آنان در شرایطی هستند که به راحتی گریه می کنند، به نظر می رسد که خسته و گرفتارند. نمی توانند طبق ضابطه کار کنند.
مهم نیست! چقدر جدّی می گیرید؟
اگر فکر می کنید که بی نظمی کودکتان تنها ضررش، گشتن مدام شما دنبال وسایلش است، سخت در اشتباهید!
علل زیستی: کودکی که اختلال در دستگاه گوارش دارد، غدد او خوب ترشح نمی کند، انگل در معده اش دارد ممکن است رفتارهایی بروز دهد که غیرعادی و حاکی از بی نظمی است.
علل روانی:
* اختلالات روانی
* ضعف روحیه و عدم سازمان دهی خود
* بدبینی و سوء ظن به افراد
* میل به انتقام گیری
* بُهت روانی
* از دست دادن حافظه، شعور و هوش پایین
علل عاطفی:
* خشم و عصبانیت نسبت به والدین، اشخاص، اشیاء
* احساس اضطراب و ناامنی در امور
* احساس حسادت و تبعیض
* وجود غم و دردی عمیق در درون کودک
* والدین افراط در محبت و شادی کرده اند که زمینه را برای پرتوقعی، بی نظمی و بی توجهی به امور فراهم می کند

علل اجتماعی و تربیتی
* دوست های بی نظم دارد
* وقتی بازی می کند آنچنان در آن غرق می شود که متوجه شرایط نیست
* والدین یا مربیان، خودشان بی نظم هستند لذا کودک الگوی درستی در نظم ندارد.
* والدین در ایجاد و رعایت قوانین، سهل انگاری می کنند
* کودک، هدفی ملموس و عملی در زندگی تحصیلی، خانوادگی و... ندارد.
نظمی که از کودک توقع داریم اینگونه است:
* کودک، رعایت کردن آن را دوست داشته باشد لذا به علایق کودکتان توجه کنید.
* متناسب با رشد کودک و طبق شرایط روحی و جسمی او باشد.
* در راه حفظ منافع او باشد. نظم را در اموری از کودکتان بخواهید که فایدهی نظم داشتن را بچشد.
* در حدّ درک کودک باشد و او آن را منطقی بداند. مثلاً اگر می خواهد ماشینش را هروقت می خواهد زود پیدا کند باید همیشه آن را در جعبهی ماشین هایش که در گوشهی اتاق است بگذارد.
* مستمر باشد. اگر فقط یکی دوبار تأکید بر نظم داشتن در موردی کنید و سپس کودکتان را رها سازید او سریعاً به حالت بی نظمی گذشته برمی گردد.

در برخی خانواده ها کودکان تحت اوامر سخت و انضباط شدید هستند . برخی دیگر روش تربیتی مورد نظر خود را با شک و تردید به کار می برند . برخی خانواده ها به کودکشان آزادی مطلق می دهند . عده ای از والدین و مربیان هم روش اعتدال را پیش می گیرند و با توجه به شخصیت و توانایی های کودک به برخی از خواسته های او جواب مثبت و به برخی دیگر جواب منفی می دهند.
** ضعف روش تربیتی و آموزش ندادن به کودک
** ضعف مقررات انضباطی در خانه
** واگذاری مسوولیت سنگین و فوق توانایی بر عهده ی کودک
** الگوی نامناسب : والدین بی انضباط ، الگوی نامناسبی برای کودک خواهند بود .
** غیبت های طولانی از خانه و مشغله ی زیاد آنها ، باعث عدم کنترل دقیق اجرای مقررات خانه می شود .
** گاهی والدین بدون آن که به علت و انگیزه ی کودک توجه کنند ، از اعمال نامعقول او جلوگیری می کنند و هرگز در پی یافتن علل برنمی آیند . اغلب خانواده ها مقررات خود را با عصبانیت و تهدید ومشاجره به کودک یادآور می شوند و برای برقراری نظم از روش اعمال زور استفاده می کنند . بعضی از والدین زمانی که هنوز از نظر جسمی و روحی آمادگی پذیرش بعضی از محدودیت ها و تعهدات در رعایت برخی قوانین را نیافته مقررات انضباطی خود را بر او حکم فرما می سازند .
** عده ای از والدین از عواطف و احساسات کودک برای برقراری نظم سوء استفاده می کنند .
** برخی والدین کودک را توجیه کننده دوام زندگی زناشویی خود یا علتی برای ادامه ی حیات خود می دانند و سعی دارند کاری نکنند که محبت او را از دست بدهند و جرات ندارند چیزی را از کودک دریغ کنند .
کودک نامنظم غالبا در سازگاری با محیط کندتر از کودکان دیگر است . عصبانی و زود رنج است و در انجام هر کاری سست و بی اراده است و کارها را نیمه کاره رها می کند و اغلب عجول و هیجانی است .
** مقررات را طوری برقرارکنید که احترام شما و کودکتان ، هردو محفوظ بماند .
** مقررات یا محدودیتی که برقرار می کنید نباید به خاطر هوس یا دلخواه شما باشد ، بلکه باید مبتنی براصول تربیتی و سازنده ی شخصیت کودک باشد .
** مقررات را نباید توام با خشم و غضب و تهدید وضع کنید .
** کودک را باید در رعایت قوانین ، چه از لحاظ عاطفی چه از لحاظ احساسی و رفتاری ، یاری کنید .
** اگر کودکتان با مقرارتی که وضع کرده اید مخالفت کرد تعجب نکنید و او را تنبیه ننمایید.
** مقررات باید ساده و قابل فهم ، منطقی و قابل اجرا ، سازگار با اخلاق و دیانت و شرایط اجتماعی باشد و با لحن آرام ، یکنواخت ، دوستانه و در عین حال محکم صادر شود و کودکان از سنین اولیه ی کودکی ، با این لحن و دریافت دستور و اجرای آنها از روی میل مانوس شوند .
** دربرقراری نظم و تعیین قوانین انضباطی حتما باید مراحل رشد کودک ، توانایی های جسمانی و روانی و نیازهای او را در نظر بگیرید .
** همیشه باید در اجرای انضباط علاقه و محبت خود را به کودک نشان دهید و او را از محبت سیراب کنید .
** مقرررات نباید با فریاد و یا التماس همراه باشد .
** نباید با دستورات دیگر شما و یا همسرتان منافات داشته باشد .
** در وضع مقررات انضباطی باید حتما شرایط و موقعیت کودک را در نظر بگیرید .
الف) هنگامی که کودک تازه شروع به یادگیری کرده است ، در صورت سرزدن اشتباه و نقض دستور ، والدین نباید عکس العمل شدیدی نشان دهند .
ب) هنگامی که خانواده یا کودک در شرایط خاصی ( نظیر رخ دادن حوادث مختلف ، بیماری ، نقل مکان و جدایی از دوستان و وقوع مرگ یا طلاق در خانواده ) قرار دارد ، در اعمال محدودیت ، باید گذشت داشته باشید و این گذشت ، تا زمانی که موقعیت و شرایط خاص وجود دارد ادامه یابد . مهم ترین مسئله این است .

** روش استدلال آوردن و منطق است ، در این روش باید روش باید علت مقررات را برای کودک توضیح دهید . معمولا این روش برای نوجوانان موثرتر است .
** والدین توقع و انتظارات خود را از کودک با میزان توانایی ها و ضعف های او تطبیق دهند.
برای عادت دادن خردسالان به نظم باید دو چیز را کاملا به آنها تفهیم کرد :
الف) چه رفتاری ناپسند است .
ب) چه رفتاری پسندیده است و می توان آن را جانشین رفتار ناپسند کرد .
** مقررات انضباطی باید قاطعانه وضع شوند . مقرراتی که با شک و تردید و بی تجربگی وضع شود در کودک مقاومت ایجاد می کند و بین او و شما حالت مبارزه پدید می آید .
** هنگام برقراری نظم برای کودک خردسال هرگز به او دستور ندهید بلکه تقاضایتان را به صورت پیشنهاد با او مطرح کنید ، اگر کودک از شما چیزی خواست و شما ناچار بودید او را از آن محروم کنید لااقل آرزویش را محترم بشمارید و بهتر است در این مورد با او هم دردی کنید . برای کودکان بزرگ تر ، قوانین را طوری مطرح کنید که به کودک برنخورد . خیلی مختصر بیان شود و اشاره به شخص کودک نباشد . مثل :« شب های غیر تعطیل بازی با کامپیوتر ممنوع» به جای « شب هایی که درس داری حق نداری با کامپوتر بازی کنی » .
** قبل از رفتن به مدرسه بهتر است زمان کار کودک دقیقا تنظیم شود ، اوقات معین و ثابتی برای غذا ، بازی و گردش باید وجود داشته باشد . به کودک یاد داده شود صدای خود را کنترل کند . فریاد زدن و جیغ کشیدن بیش تر نشان دهنده ی اعصاب ناسالم کودک است تا نیاز جسمانی او .
نقش خود را در مقام فرد بزرگ سال و مهربان ولی جدی ایفا کنید . عکس العمل تان توام با مشاجره نباشد . کودک را در موقعیتی قرار ندهید که درباره ی ناصحیح بودن مقررات وضع شده با شما بحث کند . کودکی که بر خلاف مقررات عمل کند عصبی و دچار هیجان می شود و شما نباید سبب تشدید هیجان کودک شوید . هرگز با او زور آزمایی نکنید . باید بر علاقه ی کودک به آن کار و علت مخالفتتان تاکید کنید . در مورد خردسالان عمل کردن بیش تر از سخن گفتن موثر است.
* استعداد، اطرافیان، میزان مشغله درسی، شادابی و نیروی جسمی کودکتان را نیز درنظر بگیرید.
* مهمترین نکته این است که: خودتان (هم شما هم همسرتان) افرادی منظم باشید تا فرزندتان هم الگوی عملی را دیده باشد و هم اینکه بهتر از شما - که خودتان منظمید- حرف شنوی و علاقه به رعایت نظم خواهد داشت.