محبت به سالمندان ازجمله بارزترین و برجستهترین علامتهای اخلاق و انسانیت است؛ زیرا محبت به سالمندان مانند محبت به همسر دوطرفه و مانند محبت به کودکان شیرین و جذاب نیست، بلکه متحمل زحمت و شاید آزار و اذیت هم باشد؛ بنابراین حسن رفتار ما با سالمندان ملاک انسانیت و نمره اخلاق ماست.
در توصیههای اخلاقی همواره صحبت از نیکی به سالمندان و نگهداری آنها در جمع گرم خانواده میشود درحالیکه تحمل بدخویی بعضی از سالمندان دشوار است. باید پذیرفت که گاهی از اوقات آنچه افراد در دوره سالمندی تجربه میکنند محصول طبیعی اعمال خودشان است.
گاهی مجبور به نگهداری از سالمندانی هستیم که خلقیات ناپسندشان ما را رنج میدهد مثل پدربزرگ شکاکی که به هرگونه عملکرد اعضای خانواده خود سوءظن دارد.
همچنین گاهی احساسات بد و خاطرات ناخوشایندمان موجب کاهش صبر و طاقتمان در مقابل سالمندان میشود؛ مثلاً وقتی ناگزیریم با پدرشوهر یا مادر شوهری (پدرزن و مادر زنی) زندگی کنیم که مسبب ناراحتیهای زیادی در زندگی مشترک ما با همسرمان بودهاند. اکنون کوچکترین بدرفتاری آنها در احساسات و عواطف ناخوشایند ما ضرب و مشکلساز میشود.
مخلص کلام اینکه گاهی ما با سالمندانی زندگی میکنیم که تحمل آنها برایمان سخت است. در چنین اوضاعی تکلیف چیست؟
اگر سالمندانی که با ما زندگی میکنند به گردن ما حق زیادی دارند و اگر خوب و مهرباناند، محبت، نگهداری و تحمل زحمت به خاطر آنها کمترین کاری است که میتوانیم برایشان انجام دهیم، اما اگر والدین ما نیستند و بداخلاق یا دارای عادات ناپسندی هستند و نیکی به آنها نیاز به تقوی و صبر زیادی دارد تکلیف چیست؟
درهرصورت، انسانیت حکم میکند با دیگران به نیکی رفتار کنیم. با نیکی کردن به سالمندان و تحمل اخلاق و رفتار بدشان میتوانیم حسن خلق را تمرین کرده و صبور و مقاوم شویم. نیکی کردن به کسی که به ما بدی کرده میتواند موجب احساس فرح درونی و سلامت روحی ما شود. هیچگاه گمان نکنید کسانی که این مشکلات را ندارند خوشبختیهایی دارند که شما ندارید. چهبسا گرفتاریهایی که به خاطر این نیکی از شما سلب شده باشد. علاوه بر این، حضور سالمندان در خانواده میتواند فرصتی طلایی برای آموزش رفتارها و اخلاقهای نیک به فرزندان را به وجود آورد.
اما اگر به هر دلیلی آنها را به خانه سالمندان فرستادید بازهم محبت را فراموش نکنید. مبادا چیزی را بهانه کنید که از آنها فاصله بگیرید. فراموش کردن آنها اگرچه ظاهراً تکالیف شما را کم میکند اما شما را گرفتار عذاب وجدان خواهد کرد، چهبسا خودتان هم متوجه نباشید. یادتان باشد هر انسانی در روح خودش به محبت کردن به دیگران نیازمند است. بسیاری از بیماریهای عصبی، ناآرامیها و نگرانیهای پنهان ما حاصل عذاب وجدان است. احسان کردن به افراد پیر از برجستهترین اشکال احسان است که میتواند تغذیه روحی و معنوی مناسبی برای ما باشد.
اصلاح رفتار سالمندان
اگر بداخلاقی سالمندان عارضه پیری باشد مثلاً در اثر بیماریهای این دوران یا معلول احساس بیکفایتی به خاطر از دست دادن کار و همکاران یا به خاطر احساس مزاحمت و سربار بودن و از این قبیل باشد، با فراهم آوردن شرایط بهتر و با تلقین مفید بودن و رحمت بودنشان در خانواده میتوانید بدخلقیهایشان را چاره کنید.
اما اگر بدخلقی جزء رفتارشان بوده و هست، توجه داشته باشید:
ما مأمور به تربیت سالمندان نیستیم. هرچند اگر هم بودیم چندان موفقیتی به دست نمیآوردیم. دوران پیری دوران تثبیت خلقیات و ملکه شدن عادات است. تغییر اخلاق و رفتار کسی در دوران پیری تقریباً بعید است. تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که از ایجاد تنش جلوگیری کنیم. با مدارا و حفظ آرامش میتوانیم بهراحتی با آنها کنار بیاییم. اصرار نداشته باشید تا چیزی را به آنها اثبات کنید. اگر مهربان باشید و حسن نیتتان را نشان دهید به خاطر ضعف و رقت قلبی دوران سالخوردگی خیلی زود به شما وابسته میشوند. اگر خوشبین باشید و با باورهای منفی کار را برای خود سخت نکنید با سالمندان بداخلاق هم میتواند دوست شوید و فضای خوبی را در خانواده ایجاد کنید.
ما معلم اخلاق فرزندانمان هستیم
فرزندان از رفتارهای ما الگوبرداری میکنند. آنها با ما همانطوری رفتار خواهند کرد که امروز ما با والدینمان رفتار میکنیم. توضیحات ما مشکلی را حل نمیکند زیرا یک واقعیت و اصل مسلم در تربیت میگوید: «فرزندان ما همان چیزی میشوند که ما هستیم نه آن چیزی که ما میخواهیم بشوند.» (دکتر عبدالعظیم کریمی، چهل نکته تربیتی)
این اصل در تربیت آنچنان محکم و استوار است که در بین دانشمندان تربیتی معروف است که میگویند: فرزندت را به من بنما تا بگویم که تو کیستی!
فرزندان شما شبانهروز شاهد رفتار شما با سالمندان هستند. آنها هم در شرایط فعلی شما قرار خواهند گرفت. دوست دارید چه رفتاری با شما داشته باشند؟ احتمالاً هیچگاه تاکنون به چنین چیزهایی فکر نکردهاید؛ زیرا با میل طبیعی انسان مخالف است.
بشر در رؤیاهای خود همواره چیزهایی را که مطلوب او هستند در نظر میگیرد و آینده خود را آنطور که دوست دارد مجسم میکند. به عبارتی نفس ما، ما را فریب میدهد؛ البته اگر هم به چنین روزهایی فکر کنیم خودمان را از هر عیب و نقصی مبرا فرض میکنیم حالآنکه اینچنین نیست. پس واقعبینانه وقتی به سالمندان مینگرید خودتان را جای آنها در نظر بگیرید و با رحم کردن در حق آنها به خودتان لطف کنید که دنیا دار مکافات است.