سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 1944
خشونت‌های زنانه

جنسیتی که دیگر لطیف نیست

تاریخ انتشار: 1399/6/12 11:18:22

دعوا جذاب است؟ خوش‌تان می‌آید ببینید دونفر به جان هم بیفتند؟ واقعا چرا آدم‌ها دعوای دو نفر را تماشا می‌کنند؟ اگر پشت فرمان باشید و با یک ترافیک غیرقابل پیش‌بینی مواجه شوید، حتما پیش‌بینی می‌کنید یا تصادف شده یا دعوا!

 

 بندآمدن راه در این موقعیت‌ها به‌کنار، این‌که آدم‌ها دوست دارند همین‌طور بایستند و نظاره‌گر این بحران‌ها باشند، از دلایل تجمع و ترافیک ذکر شده‌است. اساسا آدم‌ها آن چیزهایی را به‌دقت و با جذابیت تماشا می‌کنند که متداول و همیشگی نیست، اما با این وضعی که این روزها در جامعه با آن روبه‌رو هستیم، دعوا به یک موضوع پیش‌پا افتاده تبدیل شده و دیگر باید کم‌کم توقع تجمع و ترافیک‌شدن به‌دلیل دعوا و نزاع خیابانی را از خود دور کنیم. نکته جالب در این نزاع‌ها هم این است که افراد انگشت‌شماری برای جدا کردن پیش‌قدم می‌شوند و بقیه یا نگاه می‌کنند یا فیلم می‌گیرند.

خشونت مصادیق زیادی دارد؛ چیزی که در مورد زنان بیشتر دیده می‌شود، خشونت کلامی در محیط‌های شهری است؛ «خشونت فیزیکی» بین دختران و در مدارس دخترانه و جمع‌های دخترانه اتفاق می‌افتد تا در معرض عموم.» یکی دیگر از مصداق‌های خشونت زنان علیه جنس مخالف است.

حال این اوضاع در آستانه پیش پا افتادن است و آن هم نه برای مردان بلکه جنس لطیف هم به این سمت گرویده و این روزها شاهد گیس و گیس‌کشی، چنگ انداختن و دعواهای زنانه در خیابان هستیم. مثلا در مترو اگر زنی به زن دیگری در شلوغی جمعیت فشار وارد کند، آن فرد تاب نمی‌آورد و سریع واکنش نشان می‌دهد. صدای جیغ و دعوا تا واگن مردان هم می‌رود و درنهایت خروجی این اتفاق، آسیب‌دیدن هر دو‌نفر است. هرچه باشد، پایین آمدن آستانه تحمل آدم‌ها و فشار عصبی از مهم‌ترین دلایلی است که این نزاع‌ها را افزایش و به گروه زنان هم تسری یافته‌است. به هر صورت این اوضاع به هیچ‌عنوان در قاموس کشوری با تمدن و بافرهنگی مثل ایران نمی‌گنجد که همیشه خانم‌ها به نجابت و سر به زیری معروف بودند.

جنسی که دیگر لطیف نیست

اگر خانم باشید و یکی از متروسواران همیشگی، حتما هراز گاهی شاهد صحنه جر و بحث کلامی خانم‌ها یا دختران در قطار به‌دلایل مختلف مثل شلوغی و ازدحام جمعیت بوده‌اید که نهایتا با یک صلوات ختم به‌خیر می‌شود یا بعد از رد و بدل شدن الفاظ زشت و توهین‌های رنگارنگ بالاخره یک نفر کوتاه می‌آید؛ در معدود مواردی هم ممکن است کار به جاهای باریک و کتک‌کاری بکشد. درگیری زنان و دختران در خیابان و مکان‌های عمومی هم دیگر برای هیچ‌کس صحنه عجیبی نیست. خانم‌ها با دیدن این صحنه‌ها به حال جنس خودشان تاسف می‌خورند و آقایان هم با دیدن دست به یقه‌شدن دو زن، خنده‌شان می‌گیرد و آن‌ها را مسخره می‌کنند. خشونت، عکس‌العمل طبیعی انسان در برابر کنش‌هایی است که او را رنج می‌دهد و در باور خود تنها واکنش مؤثر در برابر آن‌ها را اعمال خشونت نسبت به‌خود یا نسبت به اطرافیان می‌داند.

شاید عرف جامعه در شرایط بروز خشم زن را نسبت به مرد باحیاتر و خود‌دار‌تر بداند، ولی به گفته صاحب‌نظران پدیده‌ای به نام تمایل به‌خشونت در میان دختران و زنان در ایران رو به افزایش است. تا همین چند‌سال پیش، با این‌که برخی موارد حاد خشونت خانوادگی در مطبوعات انعکاس می‌یافت، اما خشونت به‌عنوان رفتار نابهنجار فردی در نظر گرفته می‌شد نه پدیده‌ای اجتماعی. اما به‌تدریج ضرورت انجام بررسی‌های جامعه‌شناختی درمورد خشونت نهفته در جامعه مورد توجه سازمان‌ها و محافل علمی قرار گرفت. اما چرا؟ چه‌چیزی زنان را تا این حد عصبانی کرده‌است که در شرایط خاص می‌توانند مثل یک‌بمب ساعتی عمل کنند؟

از کتک‌کاری در مدرسه تا شوهرآزاری

خشونت مصادیق زیادی دارد؛ چیزی که در مورد زنان بیشتر دیده می‌شود، خشونت کلامی در محیط‌های شهری است؛ «خشونت فیزیکی» بین دختران و در مدارس دخترانه و جمع‌های دخترانه اتفاق می‌افتد تا در معرض عموم.» یکی دیگر از مصداق‌های خشونت زنان علیه جنس مخالف است. براساس گزارش‌ها «شوهرآزاری» در کشور افزایش یافته است تا جایی که پزشکی قانونی برای اولین‌بار در سال ۹۳ از شوهر‌آزاری، آمار ارائه داد. این اخبار حکایت از افزایش جرم در میان زنان دارد. بااین‌حال در حالت کلی براساس آمار‌ میزان جرم درمورد زنان بسیار کمتر از مردان است. در آمار چند‌سال گذشته در کشور، زندانیان زن تنها حدود ۶درصد از جمعیت زندان‌ها را تشکیل می‌دادند. همچنین نوع جرائم در زنان بیشتر مربوط به موادمخدر و جرائم اعمال منافی عفت است که در شمار جرائم خشن تقسیم بندی نمی‌شوند.

تبعیض‌هایی که بر اعصاب فشار می‌آورد

آمار دقیقی از شکل و میزان خشونت‌ها وجود ندارد. پروانه مافی، نماینده مجلس است که تمایل به‌خشونت در میان دختران را نتیجه تبعیض‌هایی می‌داند که بر آن‌ها وارد می‌شود. همه گروه‌های اجتماعی از زنان و مردان گرفته تا دختران و پسران وقتی تبعیض، نابرابری و بی‌عدالتی می‌بینند خشونت از خود نشان می‌دهند. در این موضوع هم مثل هر پدیده دیگری باید علت را در ریشه‌های اجتماعی دنبال کرد؛ باید ببینیم چه شرایطی به‌وجود ‌آمده که خشونت در میان دختران زیادشده، جامعه چه نوع رفتارهایی را به آن‌ها تحمیل کرده و چه رفتارهایی از طرف گروه‌های اجتماعی و خانواده‌ها نسبت به دختران اعمال شده که نتیجه بارز آن خشونتی شده‌است که اکنون از آن نام برده می‌شود.این نماینده مجلس معتقد است وقتی دختران در جامعه احساس ناامنی می‌کنند و شاهد مسائلی مثل فقر، جدایی یا اعتیاد والدین هستند در کنار نبودنظارت والدین به‌طور ناخواسته به سمت خشونت سوق پیدا می‌کنند.

خشم ناشی از نیازهای برآورده نشده

واقعیت این است که خشونت در بین کل افراد جامعه افزایش پیدا کرده‌است، اما در دختران به‌دلیل شرایط اجتماعی‌شان نمود بیشتری دارد. چون نیازهای دختران در جامعه به طور هنجارمند رفع نمی‌شود خشونت در بین آن‌ها افزایش یافته‌است. دختران ما نیاز به‌کارکردن، تفریح و ازدواج دارند و هیچ‌کدام از این‌ها آن‌طور که باید تامین نمی‌شود.قطعا پسر‌ها هم به شغل و تفریح نیاز دارند، اما نسبت به دختران راحت‌تر می‌توانند این نیاز‌ها را برآورده کنند.

دختران با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند و براساس نظریه «محرومیت» عدم‌رفع نیاز‌ها را جور دیگری مثلا به‌صورت خشونت در جامعه نشان می‌دهند.» محرومیت را می‌توان در سخت برآورده‌شدن نیازهای اساسی جوانان در جامعه تعریف کرد. ازدواج و کاریابی در شرایط فعلی برای جوانان سخت یا حتی غیر‌ممکن است. دختران در این میان آسیب‌پذیری بیشتری دارند چون با تبعیض جنسیتی در استفاده از امکانات تفریح و سرگرمی نیز مواجهند. در گذشته پدر و مادر‌ها بیشتر می‌توانستند نیازهای فرزندان خود را تامین کنند، اما امروزه به‌دلیل مشکلات مالی و...

خشونت‌هایی که از خانه به جامعه رسیده است

 دعواهای خیابانی زنانه، به زبان آوردن الفاظ‌ رکیک و فحش‌های زشت بین زنان، بالا رفتن میزان بزهکاری و خلاف‌هایی که از سوی زنان اتفاق می‌افتد، کتک خوردن شوهر توسط همسر و... ازجمله مواردی است که در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم و هر کس به نوبه خود در سطح شهر با چنین پدیده‌هایی روبه‌رو بوده است. پدیده‌هایی که به عقیده کارشناسان باید سریع‌تر ریشه‌یابی شود و برای آن به‌دنبال یک راهکار اساسی بود. آیا خشونت لفظی و بدنی به‌تازگی بین زنان جامعه رشد پیدا کرده است؟ آیا اجتماع باعث به وجود آمدن این پدیده شده است؟ آیا سطح فرهنگ خانواده‌ها به حدی پایین آمده که باید نتیجه‌اش را در جامعه شاهد باشیم؟ آیا سبک رفتاری زنان امروز با زنان دیروز فرق کرده و زمانه باعث به وجود آمدن این تفاوت‌ها شده است؟

فرهنگ‌سازی در این زمینه دچار مشکل است. باید چکار کنیم؟

در سال‌های دور می‌توانستیم این اتفاق را به گردن بی‌سوادی، کم‌سوادی و بی‌فرهنگی خانواده‌ها بیندازیم چون جامعه بسته‌ای هم داشتیم، اما امروزه جامعه بازتر شده و مردم در اجتماع بیشتر دیده می‌شوند و از آن‌ها توقع بالاتری هم می‌رود؛  معمولا هر قدر جامعه بزرگ‌تر و تراکم جمعیت بیشتر باشد، میزان جرایم و خشونت‌ها در آن‌جا افزایش پیدا می‌کند. در گذشته جوامع کوچک‌تر بود. روستایی بودند با شهرهای کوچک. در حال حاضر ما با کلانشهرها روبه‌رو هستیم و این انتظار هست که خشونت هم بیشتر شود، اما درست نیست به این دلیل جامعه را رها کنیم و بگوییم چون جامعه دارای تراکم بالاتر است پس خشونت هم یک امر بدیهی است.

باید به جامعه به هر نحو شده تلنگری زده شود تا مسئولان رده بالا و برنامه‌های صدا و سیما و خانواده‌ها به این موضوع به طور جدی‌تر بپردازند. در ما حرمت کلامی وجود ندارد. زمانی هم که می‌خواهیم احترام بگذاریم از القاب به شکل بیش‌ازحد استفاده می‌کنیم که این کار هم درست نیست. کسی که از القاب تملق‌آمیز استفاده می‌کند قطعا اگر زمان پرخاشگری و خشونت برسد از الفاظ رکیک بسیاری استفاده خواهد کرد.

کودکی که وارد مهدهای کودک می‌شود بعد وارد دبستان، دبیرستان و دانشگاه می‌شود باید روی این اجتماع‌هایی که در آن ورود پیدا می‌کند کار شود. معلم‌ها، استادهای دانشگاه و... باید آموزش ببینند. نباید در این فضاها توهین و بی‌احترامی وجود داشته باشد. اگر ازهمان ابتدای کودکی، فرد احترام را یاد بگیرد قطعا در وجود او احترام نهادینه خواهد شد. از سوی دیگر والدین هم باید در این زمینه آموزش‌های درستی ببینند. انجمن‌های خانه مدرسه به طور جدی باید فعالیت داشته باشند تا والدین توجیه شوند به فرزندشان احترام بگذارند. وقتی ببینیم چنین فعالیت‌هایی جواب نمی‌دهد باید کارهای دیگری انجام شود.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
اجتماعی