اختلالات خوردن به آشفتگیهای شدید در غذا خوردن گفته میشود که در دهههای اخیر به یکی از عوامل نگران کننده سلامتی در نوجوانان تبدیل شده و میزان شیوع آن تحت تاثیر عوامل مختلف، به طور چشمگیری در حال افزایش است. از انواع اختلالات خوردن که بیشتر در میان دختران نوجوان مشاهده میشود، میتوان به بی اشتهایی عصبی، پر اشتهایی عصبی و پرخوری افراطی اشاره کرد که موجب بروز رفتارهای ناسالم در آنها شده و نگرانیهای عمده ای در سلامتی آنها ایجاد میکند. با ما همراه باشید.
بی اشتهایی عصبی
اختلالی است که در آن افراد از حفظ حداقل وزن طبیعی متناسب با سن و قدشان خودداری میکنند. آنها تصویر بدنی تحریف شده و ترس شدید از چاقی دارند و در برخی از آنها دورههای قاعدگی نیز قطع میشود.
از نشانههای بارز بی اشتهایی عصبی، کاهش وزن شدید و عمدی، داشتن افکار تحریف شده درباره شکل بدن، اختلال در ادراک شخص از وزن یا شکل بدن خود، ترس شدید از بالا رفتن وزن یا چاق شدن به رغم اینکه وزن پایین تر از حد معمول خود است.
پراشتهایی عصبی
با پرخوری غیرقابل کنترل، که به دنبال آن اقداماتی برای جلوگیری از افزایش وزن مانند روزه داری و ورزش بیش از حد صورت میگیرد. از نشانههای پراشتهایی عصبی این است که افراد به طور منظم به پرخوری میپردازند و سپس با اقدامات عجیب در جهت جبران و کاهش وزن قدم بر میدارند. دورههای تکرار پرخوری در آنها، دارای دو خصوصیت است. یکی خوردن مقادیر زیادی از غذا در زمانی محدود (مثلا دو ساعت) که این مدت زمان قطعا بیشتر از شرایط مشابه در سایر افراد است و دیگری نداشتن کنترل بر خوردن طی دوره پرخوری است.
پرخوری افراطی
از نشانههای این اختلال، از دست دادن کنترل در طول دورههای پرخوری، پریشانی به خاطر پرخوری و سایر ویژگیها مانند سریع خوردن و تنها خوردن است. این اختلال به وسیله «نداشتن کاهش وزن» از بی اشتهایی عصبی و به علت «نداشتن رفتارهای جبرانی» مثل روزه داری یا ورزش بیش از حد، از پراشتهایی عصبی متمایز میشود.
این افراد اغلب چاق هستند و BMI بالای 30 دارند. همچنین سرعت عمل بالا در خوردن، خوردن به اندازه ای که احساس کنند به طرز ناراحت کننده ای سیرند، خوردن فراوان هنگامی که گرسنه نیستند، خوردن در تنهایی به خاطر شرمندگی از اینکه چقدر زیاد میخورند، احساس نفرت یا افسردگی بعد از پرخوری بخشی از علایم پرخوری افراطی به شمار میرود.
خوردنهای افراطی چگونه رخ میدهد؟
اختلالات خوردن معمولاً در دوران نوجوانی و از 10 تا 20 سالگی آغاز میشوند و معمولاً منعکس کننده عدم موفقیت در سازگاری با چالشهای رشدی خاص در نوجوانی هستند. متخصصان در مورد اهمیت نسبی عوامل زیستی، عوامل شخصیتی، تاثیرات خانوادگی، محیطی و نقش بستر فرهنگی اجتماعی که در ایجاد این اختلال نقش دارند، نظرات متفاوتی دارند؛ اما به هر حال روشن است که نوجوانی مهم ترین دوره ای است که خطر ایجاد این اختلالات در آن وجود دارد و در سالهای اخیر نیز شیوع آن در نوجوانان به خصوص دختران به طور شگرفی افزایش داشته است.
شواهد نشان میدهند که ابتلای نوجوانان به اختلالات خوردن زمینه ساز بروز مشکلات روانی و جسمی عمده ای در آنان میشود و نه تنها بر جسم تاثیر میگذارد، بلکه بر ذهن و روان نیز تاثیرگذار است. این اختلال میتواند بر شیوه ای که فرد خود و جهان را ادراک میکند، تاثیر بگذارد و خبر بد اینکه این تفکر معیوب تنها در حین اختلال اتفاق نمی افتد؛ بلکه بعد از بهبودی نیز وجود دارد و میتواند بسیار ناتوان کننده باشد.
در جست و جوی هویت گمشده!
امروزه این مشکل در بسیاری از کشورهای صنعتی در بین دختران جوانی که در جست و جوی هویت خود هستند، شایع شده و عاملی خطر ساز برای رفتارها و نگرشهای ناسالم حتی در بزرگسالی آنها به شمار میرود. به طور کلی نوجوانان به ویژه دختران، در سنین بلوغ به دلیل مسایل متعدد از جمله تغییرات جسمانی و چالشهای روانی و نگرانیهای اجتماعی، در اغلب موارد توجه خاصی به وزن و شکل بدن خود نشان میدهند.
رسانه؛ برهم زننده استانداردهای سلامتی
در نیم قرن گذشته موارد بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی عصبی افزایش بسیاری داشته است و تحسین فرهنگی لاغری خانمها به آن دامن زده است. در فرهنگ امروز، داشتن رژیم غذایی به یک هنجار تبدیل شده و اگر رژیم غذایی از کنترل خارج گردد، زمینه ساز اختلالات خوردن میشود. تخمین زده شده تا زمانی که دختران به 17 سالگی میرسند، در معرض 250 هزار پیام بازرگانی رسانه ای قرار میگیرد؛ حال با فرض اینکه اکثر پیامها زیبا و موفق بودن را معادل بسیار لاغر اندام بودن میکنند، به آسانی میتوان فهمید که چگونه تصویر بدن میتواند توسط آنها تحریف شود.
امروزه مانکنها وزن شان 23 درصد کمتر از وزن متوسط زنان است، این درحالی است که بیست سال قبل، وزن مانکنها فقط 8 درصد کمتر از وزن متوسط زنان بود. بنابراین ایده آلی که برای زنان و دختران جوان و نوجوان تبلیغ میشود، کاملا غیر واقعی و مغایر با استاندارهای سلامتی است.
آشتی با بدن دوست داشتنی خود
مهم است به خاطر داشته باشیم اختلالات خوردن به آسانی غیرقابل کنترل و تبدیل به عاداتی میشوند که ترک شان بسیار مشکل است و مشکلات بالینی جدی و مهمی ایجاد میکنند؛ از این رو به درمان حرفه ای توسط پزشک، درمانگر و متخصص نیازمند است تا با رویکردهای درمانی متفاوت و متناسب با نیاز نوجوان اقدام به درمان او نمود و او را با بدن خود آشتی داد تا بتواند با دوست داشتن دوباره خود، هویت زیبای گمشده خود را باز یابد و در سایه اش آرام و آزادتر از پیش روزگار بگذراند.