همه زنوشوهرها باهم حرف میزنند. گاهی این گفتوگو به سرانجام میرسد و با خوبی و خوشی همراه میشود، گاهی دعوا میشود و دو طرف عصبانی و ناراضی محیط را ترک میکنند.
همه زنوشوهرها بر سر موضوع یا مشکلی، بهمنظور رسیدن به یک نظر واحد، گفتوگو میکنند. گاهی این محاوره به سرانجام میرسد و با خوبی و خوشی همراه میشود، گاهی دعوا میشود و دو طرف عصبانی و ناراضی محیط را ترک میکنند. گاهی هم این گفتوگو جنبه عاطفی و تفریحی پیدا میکند. این محاوره بسیار عالی، مورد تأیید و تأکید است. نقل است که «وقتی کار نگارش کتب علامه طباطبائی تمام میشد، به خانواده میگفتند: بیایید بنشینیم، با هم صحبت کنیم.» این گفتوگو، صحبت است. صحبت و رایزنی، کشتی خانواده را با آرامش و صفای بیشتری در این دریای طوفانی روزگار، هدایت میکند و انس و الفت ایجاد مینماید. خانواده ای که با هم صحبت میکنند، در واقع به وسیله کلام، به هم نزدیک میشوند. زنوشوهر محبتشان بیشتر میشود و فرزندان که محیط خانه را امن و با محبت مییابند، کمتر جذب وسوسههای بیرون از خانه میشوند.
حال چه کنیم که صحبت کردن با همسرمان، انس و الفت ایجاد کند و باعث نزدیکی و عشق بیشتری شود:
یکی از مهمترین اصول در گفتوگو با همه انسانها بهخصوص همسران، توجه در محاوره است.
یک گفتوگوی مناسب، ملزومات و آدابی دارد که اثرگذاری آن را بیشتر میکند. برای مثال؛ صحبت رودررو و برقراری تماس چشمی، از جملهی این آداب است. اگر قائل هستیم که شیرینترین لحظات انسان در بهشت سپری میشود، با مراجعه به قرآن میبینیم که در توصیف این لحظات آمده است: (عَلَی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ)، یعنی بهشتیان در مقابل یکدیگر مینشینند. این قرار گرفتن در مقابل یکدیگر، بهمنظور توجه است و این امر هم برای شنونده و هم برای مخاطب بسیار مهم است. با «توجه» ما میتوانیم از رفتارهای غیرکلامی همسر خود آگاه شویم. در حقیقت این رفتارهای غیرکلامی، مانند اخم یا لبخند بازخوردی هستند که ما را قادر خواهند کرد که سخن خود را با دقت و ظرافت بیان یا در صورت نیاز اصلاح کنیم.
ارتباط کلامی یک فرآیند دو سویه است. خوب سخن گفتن از یکسو و خوب شنیدن از سوی دیگر. مثلاً بدترین حالت زمانی است که زن سخن میگوید و شوهر روزنامهاش را میخواند و از آن بدتر، هنگامی است که مرد آمادگی شنیدن ندارد یا توجهش معطوف به امر دیگری است و زن سخن میگوید.
خوب شنیدن هم، مانند خوب سخن گفتن، یک مهارت است. در روایت است که: از بزرگواری و سروری است که انسان، برای گوش سپردن به شِکوه دیگران، تحمل و صبر داشته باشد.
البته لازم بهذکر است که مردان بهدلیل تفاوتهایی که با زنان دارند، در صحبتها بهدنبال هدفی میگردند و وقتی حس میکنند این هدف، با صحبت طولانی بهدست میآید، بخشی از ذهن خود را به صحبت زن و بخشی دیگر را به خواندن روزنامه و تماشای تلویزیون معطوف میکنند. در صورتی که هرگز قصد بیادبی و توهین ندارند. بلکه نمیدانند این کار، چه تأثیر ناخوشایندی بر زن دارد. بهتر است، وقتی همسر صحبت میکند، بهطور مستقیم در چشمان او خیره و بعد از چند ثانیه این نگاه را متوجه تمام صورت وی کنیم.
اما زن هم میتواند با ظرافتهای زنانه، مرد را به شنیدن حرفها و احساسات خود تشویق کند. بهعنوان مثال؛ بعد از ورود مرد به خانه با روی خوش، از او پذیرایی کند و پس از فراهم آوردن یک مجال مختصر برای استراحت وی، با بیان چنین جملاتی: میدانم خستهای، ولی منتظر بودم بیایی تا در مورد مشکلم با تو صحبت کنم یا خوشحالم که تو را دارم و میتوانم با تو درددل کنم، سخنش را آغاز کند. البته بهتر است، خانمها وقتی میبینند، همسرشان گرسنه و خسته است یا مثلاً فوتبال مرحله نهایی جام جهانی است، این گفتوگو را به زمان دیگری مؤکول کنند.
به تو نگه، پس به کی بگه؟
اگر ما مجالی برای سخن گفتن همسرمان فراهم نیاوریم و صبورانه به پای درددلهایش ننشینیم، با کسان دیگری سخن خواهد گفت و چهبسا در این میان، اسرار زندگیمان نیز به دیگران منتقل شود. اگر چنین شد، بیش از هر کس باید خود را ملامت کنیم که گوش شنوایی برای همسر خود نداشتهایم.
حرف زدن با همسر
در گذشته نه چندان دور، زنان بیشتر درددلها و صحبتهای خود را با سایر زنان فامیل و همسایه انجام میدادند. اما امروزه بهدلیل کاهش روابط اجتماعی و تغییر شیوه زندگی، آنها نیاز دارند، با شوهرانشان درددل کنند.
پس همسران باید بادقت و مهربانی به سخنان یکدیگر گوش کنند، تا هم حرف یکدیگر را بهدرستی درک کنند و هم انتظارات یکدیگر را دریابند و به آن عمل کنند. در احوالات امامرضا(علیهالسلام) آمده است: هیچگاه آن حضرت در سخن گفتن، بر کسی جفا نورزید و سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع نکرد.
البته خوب شنیدن به این معنا نیست که با همه گفتههای همسرمان موافقت کنیم یا برای مشکلی که بیان میکند، راه حل ارائه دهیم یا او را سرزنش و حتی نصیحت کنیم. بلکه با اجتناب از همهی اینها، هدف از گوش دادن اینست که ضمن پی بردن به احساسات وی، با او همدل شویم و تعادل از دست رفته او را به او باز گردانیم. در واقع این توجه باعث میشود که فرد احساس امنیت خاطر کند و حس پذیرش و احترام به خویشتن در او بارور شود.