عدم اقبال جوانان به ازدواج، اگرچه میتواند ریشههای اقتصادی ماجرا را به رُخ بکشاند، اما بحثهای فرهنگی در آن بیش از هر چیز دیگری پُررنگ است. گویی جوانانمان این روزها، در دیاری پا نهادهاند که هر چه قدر مسئولیت کمتری بر عهده بگیرند و تنها باشند، زندگی راحتتری دارند و همین نگاهها موجب کمارزش شدن جایگاه خانواده میشود.
خانواده، کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی است و بهعنوان سنگ زیربنای جامعه و تنها نظام اجتماعی محسوب میشود که بهطور رسمی در همه جوامع پذیرفته شده و تشکیلدهنده مختصات جامعه است. باید قبول کرد که خانواده از نظر جمعیتی و زمانی، فراگیرترین نهاد اجتماعی است. چراکه همه ما زندگیمان را از آنجا آغاز کردهایم و خانواده، کانون تربیت انسانها و مرکزی است که سرنوشت دنیا و آخرتشان در آن رقم میخورد. جامعه از خانواده تشکیل میشود و تمامی افرادی که دچار ضربههایی در زندگیشان میشوند، در ریشهیابیها، میبینیم که یک جای کانون خانوادهشان میلنگیده است.
مهمتر آن که مطالعه متون دینی نشان میدهد، ازدواج و تشکیل خانواده نهتنها با مبانی دینی منافاتی ندارد، بلکه در مکتب اسلام، دارای قداست ویژهای است. بهنوعی که حضرت رسول اکرم(صلّیاللهعلیهوآله) فرمودهاند: «هیچ خانهای در نزد خداوند، بهتر از خانهای که به وسیله ازدواج برپا و آباد میشود، نیست.» و نیز آن حضرت فرمودهاند: «کسی که ازدواج کرد، نصف دین خود را حفظ کرده است و مراقب نصف دیگر دین خود باشد.»
از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از:
1- رسیدن به آرامش
در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج؛ رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.
تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانواده مستقل تشکیل دادن، ارضای کششهای نفسانی و غرایز طبیعی و فرزندآوری از نتایج قهری ازدواج و از مهمترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.
قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج میفرماید: «و یکی (دیگر) از نشانههای خداست، آنکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش پیدا کنید.» خداوند در این آیه و آیه 189 اعراف، ضمن آن که حقیقت زن و مرد را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ آفرینش بین آنها قائل نشده، آرامش روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفی کرده است.
2- بقای نسل
یکی از اهداف جانبی ازدواج، فرزندآوری و بقای نسل است. امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادتهای انسان میداند. امام صادق(ع) نیز یکی از معیارهای مهم در انتخاب همسر را توان زاییدن فرزند، معرفی میکند.
3- پاسخ به غریزه خدادادی
ازدواج پاسخی است خداپسندانه، به خواسته غریزی انسان. زیرا خداوند در وجود انسان غریزه جنسی را قرار داده است.
4- حفظ عفت
یکی از اهداف مهم ازدواج، حفظ پاکدامنی زنان و مردان و جلوگیری از لغزشهای گوناگون است. زیرا ازدواج تنها راه ارضای طبیعی تمایل جنسی است. ازاینرو پیامبر(ص) فرمود: « هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده، پس باید در نیم دیگر از خدا بترسد.»
از دیدگاه اسلام ترک ازدواج و مجرد زیستن، نهتنها فضیلتی محسوب نمیشود، بلکه بهعنوان یک نقیصه و منشأ از دست دادن برکات و آثار فراوان معنوی نیز شناخته شده است.
** هرچه دیرتر، مسئولیت کمتر
با توجه به این موضوعات، میبینیم که این روزها، سبک زندگی جوانان به سمت و سوی دیگری در حال حرکت است. گروههای دوستی همسالان در دل خود، بهسخره گرفتن کسانی را دارد، که تن به ازدواج و فرزندآوری میدهند. این وضعیت در گروههای دوستی دانشجویی، گروههای شغلی و خانوادگی هم دیده میشود و گویی، آنچه که در گذشته بهعنوان یک اتفاق خوشایند برای خانواده تلقی میشد، حال به سمت و سوی دیگری، در حال حرکت است.
بهخوبی به یاد دارم؛ با یکی از دوستانم که خود و نامزدش دانشجوی دکترا بودند، صحبت میکردم، گفت: نمیخواهیم چند سالی عقد و ازدواج کنیم. علت را جویا که شدم، تنها یک چیز شنیدم. «فرار از مسئولیت»؛ گفت: هرچه دیرتر، مسئولیت کمتر.
اما بهراستی این مسئولیتپذیری به نسل جوان ما آموزش داده نشده است؟ در این بین خانواده و نهاد مدرسه، چه قدمی برداشتهاند؟ به روزهای 12 سال تحصیل در مدرسه و 6 سال تحصیل در دانشگاهم که فکر میکنم، حتی یک روز به ما نیاموختهاند که ازدواج مسئولیت دارد. همسر بودن و مادر بودن خوب است و از این صحبت ها. به ما بهعنوان یک دختر آموختهاند که چگونه نمرههای خوبی کسب کنیم. رتبه خوبی در کنکور داشته باشیم. شغل مناسبی پیدا کنیم. اما در درسها، کلاسهای فوقبرنامه یا جای دیگری نشنیدهایم، نخواندهایم و آموزش ندیدهایم که در کنار همه این موفقیتها، باید بتوانی همسر و مادر خوبی هم باشی و با اینها، نهتنها چیزی از تو کم نمیشود بلکه صبوری، مهربانی، مسئولیتپذیری، امیدآفرینی، جذب همه خوبها را بهدست میآوری. به ما نیاموختهاند که مادر بودن شاید سخت باشد، اما لذتبخش است و به کمال رساندن یک انسان دیگر، چقدر مسئولیت دارد و چه روزهای خوبی را رقم میزند.
بهراستی که خلأ آموزشی، جای خالی و عدم صحبت کردن مادران با ما و پدران با پسرانشان درخصوص ازدواج، این روزها برای دهه شصتیهایی که پشت دیوار ازدواج گیر کردهاند، برای دهه هفتادیهای که تنها برای اینکه مثل دهه شصتیها نشوند و برای دهه هشتادیهایی که خیلیزود به بلوغ جسمی رسیدهاند، احساس میشود.
و نتیجه حاصله: خیل عظیمی از دختران و پسران مجرد و عدهای که حتی خیلی زود ازدواج کردهاند و همه اینها ضربات سنگینی به تن جامعه وارد میکند. از بالارفتن سن ازدواج، افزایش میزان تجرد قطعی، روند صعودی برخی از آسیبهای اجتماعی، کمرنگ شدن جایگاه خانواده و در نتیجه، رشد باروری منفی، روند کاهشی فرزندآوری و تبعات بعدی این ماجرا، کاملاً ملموس و محسوس است. با این تفاسیر؛ برآن شدیم تا در بررسی علل چنین رویکردی از سوی جوانان و پیامدهای آن، گفتوگویی با امانالله قرائیمقدم، جامعهشناس فرهنگی، استاد دانشگاه تهران و نویسنده کتابهایی، همچون انسانشناسی فرهنگی، مبانی جامعهشناسی، جامعهشناسی آموزشوپرورش، هنر اجتماعی و ملی و... ترتیب داده شد که در ادامه میخوانید:
** وقتی خانواده شکل نمیگیرد، تبعات آن را بهلحاظ روحی و روانی، میتوان در جامعه دید
امانالله قرائیمقدم در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی سپهرغرب در ابتدا، عدم تمایل جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده را «خطر» دانست و گفت: زمانی که ازدواج صورت نمیگیرد و خانوادهای تشکیل نمیشود، تمامی نهادهای دیگر را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
این جامعهشناس فرهنگی با بیان اینکه خانواده اصل و کانون است، ادامه داد: وقتی خانواده تشکیل نمیشود، اقتصاد شکل نمیگیرد. فرد مجرد چندان به فکر پسانداز نیست و اگر هم باشد، چندان در وادی شکل گرفتن اقتصاد نقشی ندارد. بدینسان اقتصاد هم شکوفا نمیشود.
وی با تأکید بر اینکه خانواده؛ یک نهاد اصلی و اساسی است، خاطرنشان کرد: وقتی خانواده شکل نمیگیرد، تبعات آن را بهلحاظ روحی و روانی میتوان در جامعه دید.
نویسنده کتاب انسانشناسی فرهنگی با بیان اینکه خانواده، موجب عدم ورود افراد به آسیبهای اجتماعی میشود، گفت: قبل از انقلاب، موضوعاتی مبنیبر خطر فروپاشی خانواده مطرح بود و در آن زمان، در سال 1975 جلساتی درباره این امر، برای جلوگیری از اضمحلال خانواده برگزار شد و بعدها در دهه 50، چهارعامل مطرح شد که ازدواج را به تعویق میانداخت و تشکیل خانواده نیز بهتبع آن به عقب میافتاد. این عوامل شامل ادامه تحصیل در دانشگاه، سربازی، درگیر شدن در شغل و کار و وجود تفریحات بیرون از خانه بود.
وی با بیان اینکه این موارد طی تحقیقات علمی خود در آن دوران حاصل شد، افزود: این روزها نیز در تحقیقات اجتماعی شاهدیم که این موارد، در جامعه همچنان از جمله عوامل کاهش تمایل جوانان به ازدواج هستند و موضوعات اقتصادی و عدم مسئولیتپذیری و وظیفهمدار نبودن جوانان نیز از جمله دیگر عوامل است.
** ازدواج سفید، علاوهبر مفهوم، واژهای نادرست است. این اتفاق را خوشایند جلوه ندهیم
قرائیمقدم در این راستا به لفظ ازدواج سفید اشاره کرد و گفت: این لفظ، که عجین شده با نام ازدواج است، خوشایند جلوه میکند. در حالیکه منظور موضوعی است که هیچ ربطی به ازدواج ندارد. ازدواج؛ پیوندی شرعی، قانونی و عرفی است. اما این موضوع نهتنها ازدواج نیست، بلکه سفید هم نیست.
این جامعهشناس با بیان این موضوع، از لفظ «همباشهای سیاه» نام برد و گفت: این اتفاق، با هم بودنی سیاه است، نه ازدواجی سفید. با بهکار بردن برخی از لفظها نباید بگذاریم که چنین اتفاق ناخوشایندی، سفید و خوب جلوه کند. از سویی سیاه است. چراکه نهتنها برای خود آن زن و مرد، خیانت در پیش دارد و آیندهای نامناسب، اگر فرزندی هم در این بین باشد، آینده وی نیز سیاه خواهد بود.
** عدم مسئولیتپذیری و وظیفهمداری جوانان و مسئله بیکاری که امالافساد است
استاد دانشگاه تهران، در بخش دیگری از صحبتهای خود به عدم مسئولیتپذیری و وظیفهمداری جوانان اشاره کرد و گفت: این روزها شاهد بیکاری 30 درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز هستیم. در حالیکه باید قبول کرد که مسئله بیکاری، امالافساد است و ما در کشورمان 7 میلیون، جوان بیکار داریم.
وی با اشاره به گرانی، تورم و بیکاری به ناامیدی و بدبینی نسبتبه آینده نیز اشاره کرد و گفت: همین بدبینیها و شنیدن این خبر که هر ساعت 20 طلاق در کشور به ثبت میرسد، همه و همه ناامیدی را به جامعه تزریق میکند.
قرائیمقدم با بیان اینکه همه موارد مذکور تشکیل خانواده که اساس جامعه است را تحتالشعاع قرار میدهد، خاطرنشان کرد: هدف از تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی نیست. بلکه انتقال میراث فرهنگی، تأمین نیروی انسانی، در نظر گرفتن حرمت ارزشها، هنجارها، در نتیجه دوام و بقای جامعه است.
** خانواده، کارخانه نیست و ازدواج، مسئله ارضای غریزه جنسی نیست
وی ادامه داد: خانواده کارخانه نیست و ازدواج، مسئله ارضای غریزه جنسی نیست. اما باید بدانیم، حال که با رشد منفی جمعیت روبهرو هستیم، دلایل متعددی پشت قضیه عقب انداختن باروری وجود دارد.
این جامعهشناس فرهنگی با بیان اینکه مهمترین عاملی که جلوی کاهش یا افزایش جمعیت را میتواند بگیرد، نه فقر است و نه گرسنگی، مطرح کرد: آموزشوپرورش مهمترین عامل در این مسیر است. آموزش و پرورشی که آگاهیبخش است. اما در این بین، منظور آموزشوپرورش غیررسمی است. حرفهای دیگران مطرح است.
** نقش پُررنگ گروههای همسالان در کاهش رغبت به ازدواج و فرزندآوری
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه جامعه مدرسه است، خاطرنشان کرد: نقش گروههای همسالان در این بین، بهشدت مؤثر است. دختران و زنان در گروههای دوستی خود، مداوم این جملهها را میشنوند: «چرا باید ازدواج کنیم؟»، «چرا باید با ازدواج، خودمان را محدود کنیم؟»، «مگر دیوانهام که بچه زیاد داشته باشم؟» و موضوعاتی از این قبیل. اما در گذشته، اگر زن و مردی بچهای نداشتند، میگفتند: «اجاقشان کور است.» یا موضوعاتی در جامعه پُررنگ بود، همچون «هر آن کس که دندان دهد، نان دهد.» بدین ترتیب میبینیم، شرایط این روزها با گذشته فرق کرده است.
قرائیمقدم در ادامه صحبتهای خود به نظریات مختلف در خصوص افزایش جمعیت اشاره کرد و افزود: یک نظریه مربوط به ثبات جمعیت است که افلاطون خواستار این شد که جمعیت یونان 5040 نفر و خانواده در اختیار دولت باشد. نظریه دوم، نظریه ذهبیون است. دینهای اسلام، مسیح و یهود که بر فرزندآوری تأکید دارند و مردم را برای زیاد شدن جمعیت تشویق میکنند.
نویسنده کتاب «هنر اجتماعی و ملی» ادامه داد: نظریه بعدی به مخالفان رشد جمعیت مربوط است که تأکید میکنند که موادغذایی با رشد جمعیت همخوانی ندارد و دراین باره میگویند: سر سفره خداوند، قاشق و چنگال اضافهای وجود ندارد و اما نظریه بعدی، در زمینه تناسب جمعیت است که در آن، جمعیت از حد متناسبی برخوردار است که میتوان برای آنها، امکانات تأمین کرد که از این نظریه، با عنوان حد متوسط یا نظریه حد لجستیک نام برده میشود.
قرائیمقدم با بیان نظریه چهارم، خاطرنشان کرد: در این نظریه، بهدنبال ثبات جمعیت هستیم. یعنی نه جمعیت زیاد و نه جمعیت کم. این تئوری، مورد موافقت جمعیتشناسان است. چراکه همیشه باید اقتصاد از افزایش جمعیت جلوتر باشد.
این جامعهشناس فرهنگی در ادامه این موضوع، با تأکید بر اینکه آموزشوپرورش باید آگاهی ایجاد کند، خاطرنشان کرد: خانواده، اصل بوده و این وظیفه دولت است که امکانات لازم را که از همه مهمتر ایجاد شغل و کار است، برای افراد جامعه و نیروی انسانی فعال خود، مهیّا کند تا خانواده رشد کرده و در امتداد این موضوع، اقتصاد رونق بگیرد و امید به آینده نیز افزایش یابد.
** اگر خانوادهای تشکیل نشود، در جامعه هیچ چیز سرجایش قرار نمیگیرد
وی با تأکید بر اینکه در ازدواج، علل متعددی دخالت دارد و این برعهده مسئولان جامعه و دولت است که امکانات اصلی را برای آنها فراهم کند، گفت: در حال حاضر، امکان زندگی با درآمد زیر 6 میلیون تومان برای افراد وجود ندارد. عوامل متعددی در تشکیل خانواده تأثیر دارد. اما باید بدانیم که هیچ چیز سرجایش در جامعه قرار نمیگیرد، اگر خانوادهای تشکیل نشود. بدین ترتیب خطر اضمحلال خانواده و بعد از آن جامعه جدی است.
** لزوم ساخت فیلمهای متعدد با محوریت خانواده
قرائیمقدم در ادامه صحبتهای خود بر لزوم ساخت فیلمهای متعدد با محوریت خانواده تأکید ورزید و گفت: شاهدیم که کشورهایی چون آمریکا، فیلمهای متعددی با محوریت خانوادهمداری و در جهت همبستگی خانواده میسازنند که در این راستا، میتوان به ساخت فیلمهای تنها در خانه و آسمانخراش جهنمی اشاره کرد. اما متأسفانه در ایران، شاهد ساخت فیلمهای مناسب با محوریت خانوادهمداری و تقویت این موضوع نیستیم.
این جامعهشناس فرهنگی در بخش پایانی صحبتهای خود با تأکید بر اینکه، باید خانوادهای باشد تا اقتصاد شکل بگیرد، تصریح کرد: همه اینها متأسفانه، زمینه ایجاد ناامیدی را مهیّا کرده و نیازمند برنامهریزیهای دقیق و دلسوزانه است.
** لزوم تقویت سبک زندگی ایرانی- اسلامی و تصمیمات دلسوزانه و مدبرانه
در جامعه امروزی خود شاهدیم که روابط متقابل اجتماعی گرم و صمیمانه گذشته، جای خود را به روابط صوری و سطحی داده است و همه بهدنبال این هستند. در جوامع شهری و زندگیهای آپارتماننشینی در دنیای تنهایی شدید خود سر کنند. دین و سنت ما تأکیدش بر ازدواج کردن و فرزندآوری است. اما این روزها؛ شاهدیم که مهریههای سنگین و گزاف، مخارج بالای عقد و عروسی، مراسمهای جهیزیه و سیسمونی، همه و همه دستبهدست هم داده و سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما را متأثر کردهاند و همه اینها، متأسفانه در جامعه ایران، به یک عادت اجتماعی تفاخرآمیز تبدیل شده است و روزبهروز بر عمق و شدت آن افزوده میشود.
جهیزیههای سنگین و پرهزینه، جهت برابری کردن با میزان مهریههای بالا بر خانوادهها و جوانان تحمیل میشود و پیوسته در شبکههای اجتماعی، عکسهای خانههایی با چندین و چند دست قابلمه، وسایل برقی، مبل و ظروف چینی دستبهدست میشوند.
حال آنکه از آن سو، جوانانمان بهدنبال مشاغل پشت میزنشینی هستند و قدمی برای کارآفرینی بر نمیدارند. با کمرنگ شدن مسائل دینی در جامعه، امیدواری جوانان به آینده کم و کمتر میشود و همه اینها دستبهدست هم میدهند تا جوانی که مهارتهای لازم برای مواجهه با مسائل مختلف را ندارد، ترجیح دهد که تنها بماند. غافل از آنکه همین تنهاییها، آسیبهای اجتماعی و روحی بیشماری را بهدنبال دارد.
بهراستی در این بین نقش آموزش کجاست؟ خانوادهها الگوی فرزندانشان باید باشند. در ازدواجهای ساده، فارغ از تشریفات و رسم و رسومهای دستوپاگیر فلجکننده، گاه همین خانواده هستند که شروع به سنگاندازی میکنند. بدینسان نیاز است تا خانوادهها آموزش خانوادهها داده شوند تا با اولویت قرار دادن ازدواج جوانان، در سن واقعی و بههنگام را نیز شاهد باشیم.
از سویی نیاز است، بهکارگیری جوانان متأهل در مشاغل مختلف، رشد زمینههای حمایتی از آنها را در اولویت قرار دهیم و بدانیم، زمانیکه وام ازدواج 6 میلیون بود، ودیعه خانهها 7 میلیون بود. وام ازدواج 20 میلیون شد و ودیعه خانهای 70 متری، در شهری همچون همدان، 25 به بالا بود. اکنون وام ازدواج 60 میلیون تومانی و 100 میلیون تومانی هم، باز از بازار خانه و کاشانه عقبتر است، چه برسد به وسایل ضروری خانهای که قیمتهایش در حال سر به فلک کشیدن است. بدین صورت ضروری است، با برنامهریزیهای اجتماعی و اقتصادی مناسب، زمینه برای خوداشتغالی مهیّا شود، برنامههای درسی جامعهشناسی خانواده و ازدواج در مدارس و دانشگاهها گنجانده شود و با همه اینها، هماهنگیهای بین بخشی سازمانها و نهادهای مختلف در جهت حمایتهای سریع و بهدور از چرخه بروکراسی، از ازدواجهای ساده و بدون تشریفات، حمایت کنند تا جوان این روزها، پایش برای قدم نهادن در مسیر ازدواج نلرزد. بهراستی که در این مسیر وجود و تدبیر مسئولان دلسوز، تنها چاره حل مشکل عدم تمایل جوانان به ازدواج است.