دنیای ماشینی و عصر صنعتی کنونی که تکنولوژی را برای بسیاری از مقولههای زندگی خود بههمراه داشت، با خود تعریف و البته، توجه به مقوله اوقات فراغت را وارد زندگیها کرد. لحظاتی برای تجدید قوای انسان و تعدیل روحیات او تا بتواند با برنامهریزی مناسب و صحیح از این فضا، برای ادامه زندگی ماشینی و مملو از تکنولوژی استفاده کند.
* اما بهراستی در این وادی، جایگاه جوانان بهویژه زنان و دختران کجاست؟
* چهقدر برای کیفیت گذران اوقات فراغت آنها، آستین بالا زدهایم؟
* اصلاً در این زمینه برنامهای داشتهایم؟
فراغت با دنیای مدرن پیوند خورده و زمانی، برای رهایی از محدودیتهای نظم اجتماعی، دنیایی مملو از خستگیها و بازگرداندن نشاط و سلامت اجتماعی به جامعه است. بدین ترتیب در این بین، زنان و دختران را نباید فراموش کرد.
این روزها، زنان و دختران جوان وارد عرصه اشتغال و تحصیل شدهاند و دیگر جنسیت، عاملی برای دورماندن آنها از محیط نیست. بدینسان نباید فاکتور جنسیت را بهعنوان عامل بازدارنده آنها در الگوهای اوقات فراغت مدنظر داشت.
آنچه که بهعنوان یک زن، بارها و بارها با آن روبهرو بودهام، فراغت درونخانگی زنان بوده است؛ اگرچه جامعه مدرن با خود، فعالیتهای بیرون از خانه را نیز برای زنان بههمراه داشته است، اما همچنان میبینیم که مطالعه، گفتوگوهای خانوادگی، تماشای تلویزیون، تزیین خانه، باغبانی و... با زندگی زنان عجین شده است و حتی زمانی که از سر کار به خانه میآیند، این فعالیتها را در ساعات فراغتشان میگنجانند و اگر هم فراغتهای برونخانگی هم داشته باشند، باز هم کارهای روتینی همچون ملاقات دوستان و اقوام، قدمزدن، سر زدن به پاساژها و خرید کردن، سفر با خانواده و... را در برنامههای خود دارند.
اما در این بین برای زنان، الگوهای فراغتی درونخانگی که فراغتهای غیرانتخابی هستند، متداولترین نوع فراغت است. چراکه محدودیت فضاهای اجتماعی و شهری، مسائل اقتصادی، هزینهبر بودن فعالیتهای فراغتی، نقشهای جنستی و اجتماعی و صدالبته عدم امکان تنظیموقت، تمایز فراغت و مسئولیت خانگی، همه و همه دست به دست هم میدهند و موجب میشوند که الگوهای فراغتی برای زنان، تعریف خاصی داشته باشد و میتوان گفت که این الگو میتواند، منبع هویتبخشی به زنان باشد که این روزها در سایه کمتوجهی و حتی بیتوجهی قرار گرفته است.
دختران جوان و زنان ما بهویژه در استانهای غربی نه پارک بانوانی دارند، نه مجموعه شهربانویی، نه در پارکها و فضاهای عمومی، امکان نشستن و صحبت کردن با دوستانشان را دارند و نه....
به راستی جایگاه زنان و دختران در این بین کجاست؟
چرا شهرهایمان را برای مردان ساختهایم و برنامهریزیهایمان به سمتوسویی میرود که گویی زنان و دخترانمان؛هنوز هم زندگیهایشان با خانهداری عجین شده است؟
مگر نه آنکه فراغت با خود، سلامت اجتماعی را بههمراه میآورد و همین سلامت و نشاط تکتک افراد است که منتج به سلامت و نشاط یک جامعه میشود؟ پس چرا مسئولیتهای چندگانه و مراقبتهای عاطفی خانواده را بهدست زنان میسپاریم ولی برای تقویت روحی آنها و مهارتهایی که نیاز دارند، برنامهریزی صحیحی نمیکنیم؟
* بهراستی نقش دستگاههای اجرایی مربوطه در این بین کجا است؟
* چرا نقش و اثر دختران و زنان جوان ما در این برنامهریزیها نادیده گرفته میشوند؟
برای پاسخ به این پرسشها، پای صحبتهای چند نفر از همین دختران و زنان جوان جامعهمان نشستیم که حرف هیچیک از ایشان به هم شبیه نبود و در خود، الگوهای فراغت درونخانگی را بیش از هر چیز بههمراه داشت که در ادامه، متن گفتوگو با دو نفر از آنها را میخوانید:
از رسیدگی به گُلها تا فیلم دیدن و موزیک گوشدادن
نرگس شاهمرادی، دختر جوان و 28 سالهای از غرب کشور است که در گفتوگو با سرویس اجتماعی سپهرغرب مطرح کرد: هر روز تا ساعت 5 عصر سرکار میروم و زمانی که تعطیل هستم، سعی میکنم بیشتر در کنار خانوادهام باشم.
وی با بیان اینکه روزهای تعطیل و در اوقات فراغتم، بیشتر با خانواده همراهی میکنم، گفت: در زمان فراغت با خواهرهایم به سینما و خرید نیز میروم.
شاهمرادی درخصوص زمان فراغت خود مطرح کرد: زمانی هم برای خودم میگذارم، موزیک گوش میدهم، کتاب میخوانم، در شبکههای اجتماعی و مجازی وقتم سپری میکنم، اما با همه اینها، اول هفته کارهایی را که باید تا آخر هفته انجام دهم، یادداشت کنم و سعی میکنم که آنها را تا پایان هفته، یکبهیک انجام دهم.
وی با بیان اینکه این نوع از وقتگذرانی را دوست دارم، تصریح کرد: تفریح بیشتر، توجه و رسیدگی به خودم را در این روزها بیشتر دوست دارم و باید به این سمت و سو بروم.
این دختر جوان با بیان اینکه در وقتهای آزاد به گُلها و گلدانها رسیدگی میکند، عنوان کرد: تا به حال کلاسها و دورههای خاصی را از سوی اداره کل ورزش و جوانان دنبال نکردهام.
زمانم را به بطالت میگذرانم
زینب اسماعیلی، بانوی جوان دیگری است که در این راستا عنوان کرد: دوست داشتم تا زمانم را بهنحو دیگری مدیریت میکردم یا حرفهای را میآموختم و با آن کار میکردم، نه اینکه اینگونه بیهوده آن را سپری کنم.
این مادر 23 ساله خانهدار، در ادامه گفتوگو مطرح کرد: در حال حاضر وقتم خیلی به بطالت میگذرد.
حال با شنیدن صحبتهایی از این دست که بهسبب تکرار شدن موضوع از درج همه آنها معذوریم، برآن شدیم تا گفتوگویی با محمدرضا محبوبفر، جامعهشناس، عضو هیئت علمی دانشگاه و عضو انجمن جامعهشناسی ایران؛ همچنین نادر صادقیان، پژوهشگر و جامعهشناس ترتیب دهیم تا لزوم برنامهریزیهای اوقات فراغت برای جوانان بهویژه دختران و زنان جوان را جویا شویم و در این بین جایگاه تشکلها و فعالان عرصههای مختلف را با این گروهها را مشخص کنیم که در ادامه آنها را میخوانید:
نقش پُررنگ فاکتور «جنسیت» در پیشروی برنامههای اوقات فراغت
محمدرضا محبوبفر در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی سپهرغرب بیان کرد: آنچه که در دنیای مدرن از اوقات فراغت مطرح است، در گذشته مسبوق به سابقه نبود؛ امروز با دنیای مدرن مرتبط است، بهویژه دنیایی که بعد از انقلاب صنعتی شکل گرفت و این اوقات فراغت، ایجاد شد تا زمینهای برای رهایی از اجبارها و محدودیتهای نظام اجتماعی مدرن باشد.
این جامعهشناس اوقات فراغت با بیان اینکه فراغت نشانهای از یک زندگی روزمره عادی است و در این نمایشی که از زندگی روزمره مشاهده میکنیم، آزادی و اختیار انسان است که میتواند منجر به سازندگی فرهنگی، اقتصادی و بازیابی هویت فردی و اجتماعی افراد باشد، تأکید کرد: اوقات فراغت، اکنون در دنیا جایگاه والا و ارزشمندی دارد.
وی با بیان اینکه علاوهبر مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی؛ محدودیتها و ممنوعیتها نیز در بسیاری از جوامع دنیا در حال افزایش است، خاطرنشان کرد: در کنار این مسائل و مشکلات، اوقات فراغت از نظر جامعهشناسی، خودپالایشی فردی و اعتلای فردی نقش و جایگاه مهمی دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه امروزه اوقات فراغت فراتر از طبقات اجتماعی، سن، اقتصاد، تحصیلات، شرایط جغرافیایی، هویتهای فکری و فرهنگی قرار دارد، اما آنچه که موضوع اوقات فراغت را هدایت میکند و بدان شکل و هویت میبخشد، فاکتور «جنسیت» است، گفت: این فاکتور، در وضعیت پیشران اوقات فراغت نقش مهمی دارد.
اوقات فراغت زنان و دختران بهدست فراموشی سپرده شده است
وی با اشاره به اینکه در کشور ایران بهدلیل روزمرگیها و حاشیهسازیهایی که دولتها با آن مواجه هستند و نوع ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور، اوقات فراغت نیز دستخوش گرفتاریهایی شده و بهویژه برای زنان و دختران جوان که بهدست فراموشی سپرده شده است، ادامه داد: غفلت از اوقات فراغت دختران و زنان جوان بهعنوان نیمی از جمعیت، میتواند پیامدهای ناگوار اجتماعی در پی داشته باشد.
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه در گذشته اوقات فراغت این گروه، بیشتر به محیط خانه و خانوادگی محدود بوده است، مطرح کرد: امروزه زمان اوقات فراغت، موقعیت و کیفیت آن افزایش پیدا کرده و اگر در گذشته این اوقات منتهی میشد به محیط خانه، اما این روزها وضعیت تفاوت یافته است.
محبوبفر با بیان موضوع اضافه کرد: اکنون همزمان با پیچیدگی جامعه و همچنین انجام کارهای سخت و دشوار و البته طاقتفرسای روزانه، معنای اوقات فراغت نیز متفاوت شده است.
امروزه، حوزه اوقات فراغت زنان فراموش شده است
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با تأکید بر اینکه امروزه حوزه اوقات فراغت زنان فراموش شده است، گفت: این فراموشی، ناشی از جبر فرهنگی، مذهبی و اجتماعی موجود در جامعه است که ساختارهای سیاسی به این محدودیتها و مطلق انگاریها دامن زده و همچنان هم ادامه دارد. حال در این بین میبینیم که وزارتخانههای مسئول همچون وزارت ورزش و جوانان، وزرات میراث فرهنگی و... اوقات فراغت زنان را بهدست فراموشی سپردهاند.
زنان خانهدار نیز نیازمند الگوهای فراغتی مناسبی هستند
وی با بیان اینکه نباید زنان را صرفاً در محیط خانه و مشغول به امر خانهداری و نگهداری از فرزندان محدود کرد، ادامه داد: حتی زنان خانهدار نیز نیازمند الگوهای فراغتی مناسبی هستند.
فراموشی اولویت ورزش، اوقات فراغت و استراحتهای هدفمند از سوی تشکلهای زنان
محبوبفر در این راستا در پاسخ به نقش تشکلهای زنان و سازمانهای مردمنهاد مطرح کرد: این سازمانها و تشکلها میتوانند، توسعهدهنده ورزش زنان و هدفمندساز اوقات فراغت آنها باشند و فشارهای اجتماعی را بر سازمانهای مرتبط در جهت افزایش امکانات و تسهیلات اوقات فراغت دختران و زنان ایجاد کنند.
هضم تشکلهای غیردولتی زنان در نهادهای دولتی/ لزوم پیشروی محلهای و خودجوش زنان در عرصه غنیسازی اوقات فراغت
این عضو هیئت علمی دانشگاه با تأکید بر نقش مهم این تشکلها گفت: متأسفانه این تشکلها و سازمانها، نقش خود را در این زمینه فراموش کردهاند و اولویت ورزش، اوقات فراغت و استراحتهای هدفمند زنان را درنظر نگرفتهاند و اکنون بسیاری از این تشکلهای غیردولتی، در نهادها و سازمانهایی دولتی هضم شدهاند.
محبوبفر در پایان این گفتوگو تصریح کرد: امروزه توجه به اوقات فراغت زنان در کنار مطالبات اقتصادی و اجتماعی آنها، جزء موضوعات اصلی و مهم کشور است. بدینسان در این شرایط خود زنان باید بهصورت خودجوش و محلهای وارد کار شوند و در محیط خانه و محیط کارشان، تجمعاتی را تشکیل دهند و در جهت غنیسازی اوقات فراغت، ورزش و پیادهروی مطابق با هنجارهای اجتماعی پیش بروند.
باید دید که برای اولویت فراغتی جوانان، دستگاههای متولی چه تدابیری اندیشیدهاند؟
در ادامه صحبتهای نادر صادقیان، عضو شورای اسلامی شهر طالقان، پژوهشگر اجتماعی و جامعهشناس را در این زمینه میخوانید:
وی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی سپهرغرب با بیان اینکه اوقات فراغت، پدیده اجتماعی پیچیده با علل تأثیرگذار متعددی است، عنوان کرد: نقش منابع و نهادهای رسمی در زمینه با تدارک و اجرای برنامهها، الگوهای فراغتی و غنیسازی آنها بسیار پُررنگ است و در این بین، خود جوانان نمیتوانند، آنچه که باید را به عرصه ظهور برسانند.
صادقیان با تأکید بر اینکه دو حوزه عمومی و دولتی باید روابط منظم، پایدار و سازمانیافتهای با حوزه جوانان داشته باشد، ادامه داد: درصورتی که این روابط وجود داشته باشد، میتوان شاهد برنامهریزیهای مناسب در این عرصه بود. اما اکنون شاهد آن هستیم که این آمدورفتها وجود ندارد. بدینسان هدفگیریها و قالبگیریهای مدیریت رسمی متفاوت از خواستههای حوزه عمومی پیش میرود.
این پژوهشگر اجتماعی با بیان اینکه جوانان، قدرت سیاسی لازم برای ورود به این عرصه را ندارند و تشکلهای اجتماعی نیز در این زمینه ورود مناسبی نداشتهاند، گفت: با شرایط فعلی، شاهدیم که بدنه اجتماعی و حوزه عمومی جوانان مخدوش شده است و اولویتهای کار، اشتغال، ازدواج و تحصیلات که جزء نیازهای اولیه تعریف میشوند، دارای خلاء و بحران جدی است، بدینسان فراغت جزء نیازهای بعدی بهشمار میرود.
وی با تأکید بر اینکه در مقدمه اصلی و نخستین در زندگی جوانان با معضل و اشکالاتی روبهرو هستیم، گفت: حال نیاز است تا برای اولویت اوقات فراغت جوانان ببینیم، دستگاههای متولی چه کردهاند؟ آنها که فرصت ظهور و امکان تصمیمگیری و حق سیاستگذاری برایشان لحاظ شده و البته در این بین، چندان هم پاسخگو نیستند.
این جامعهشناس با بیان اینکه جوانان نمیتوانند تکبهتک برای این عرصه وارد کار شوند، هم اختیاراتشان محدود است و هم منابع و قدرتشان. بدینسان تشکلهای جوانان، اداره ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد و دستگاههایی از این قیبیل باید وارد کار شوند، افزود: در این بین، چنین دستگاهها و مسئولانی باید پاسخگو باشند.
صادقیان در پایان صحبتهای خود با تاکید بر اینکه در زمینه غنیسازی اوقات فراغت هدفمند و مبتنیبر آموزش قدمی برداشته نشده است، گفت: شاهدیم که زیرساختهای لازم در این عرصه مهیّا نیست و در این راستا، مسئولان مربوطه هم فعالیت مناسب و خاصی نداشتهاند.
زنان و دختران، گرفتار گرداب بیتوجهی
شاغل یا خانهدار بودن زنان ودختران جوان، اگرچه ممکن است، مدل فراغتی آنها را متمایز سازد، اما درنهایت باز هم این داستان به یک نقطه ختم میشود. بهنوعی که زنان و دختران گویی فراغت را جزء حقوق خود نمیبینند یا دیگران این فرض را ندارند که آنها نیز نیاز به فراغت دارند. این موضوع در بین زنان متأهل بیش از همه به چشم میخورد. زنان و مادران جوان، چه خانهدار باشند و چه شاغل، همه و همه با رویکرد مردسالارانهای روبهرو هستند که بر زمینههای اوقات فراغت سایه افکنده و موجب میشود که اگر پدر خانواده، شبها را به باشگاه و استخر میرودکه البته به لطف ویروس کرونا، این موضوع هم کنسل شده است، اما مادر خانواده همچنان به کارهای خانه بپردازد و نهایتاً پای تلفن و شبکههای اجتماعی بشیند و خود را با گُلهای خانه سرگرم کند.
شاید در این بین، در کنار کمبود زمان و تعریف نشدن درست اوقات فراغت برای زنان و دخترانمان، با کمبود منابع مالی و مسئولیتهای فراوان زنان نیز روبهرو هستیم؛ ضیق وقت بهسبب مسئولیت کار خانه، مراقبت از فرزندان، دسترس به منابع مالی کمتر، وابستگی مالی زنان به همسر و دختران به پدر، تصورات و باورهای فرهنگی نادرست، سیطره الگوی فراغت خانگی بر برنامههای گذران اوقات فراغت، وجود نگاههای منفی به فراغت فردی زنان و البته نبود امکانات مناسب برای این موضوع، این روزها زنان جوان متأهل دارای فرزند را بهنوعی، وقف خانه و خانهداری کرده و اگر سر کار هم میروند، کار درستی نمیکنند و درنتیجه زمان بیکاری و البته همراه با خستگیهای روزانه خودشان، باید به خانهداری و امور آن بپردازند و مجبور به بودن در جمعهای خانوادگی هستند، بدون آنکه بدانند که روح این افراد خسته، نیاز به نشاط دارد.
از سویی کمبود شرایط زیرساختی برای حضور زنان و دختران در جامعه بهویژه استانهای غربی کشور بیش از پیش احساس میشود، نبود مجموعههای چندمنظوره فرهنگی و ورزشی با قابلیت نگهداری از کودکان از یکسو، مناسب نبودن و بهتر بگوییم فقدان پارکهای بانوان استاندارد از سوی دیگر، در کنار نبود حملونقل ارزان و برنامهریزیهایی از این دست، همه و همه نشان میدهد که زنان و دختران در سایه بیتوجهی به حیات خود ادامه میدهند.
به نظر شما جای آموزش مهارتهای زندگی کجاست؟ چهقدر توانستهایم دختران و زنان جوانمان را دارای اعتماد به نفس، با نشاط، توانمند در زمینه مدیریت زمان و منابع مالی بار بیاوریم تا بتوانند، حال که برنامهریزیهای اوقات فراغت و برنامههای مختص آن در جامعه کمرنگ است، خود این افراد، برای زندگی بهتر و باکیفیتتر گام بردارند؟
استفاده بهینه از این شرایط را حق خود بدانند و برای سلامت عاطفی و روانی خود قدم بردارند؟
چرا فکری برای حملونقل ایمن، ارزان و متناسب با دختران و زنان جوان نمیشود؟ چرا تورهای گردشگری چندساعته و نهایتاً یکی دوروزه برای دختران و زنان جوان نداریم؟ چرا چیزهای دیگر را در اولویت برنامهریزیها میبینیم، اما گویی دختران و زنان، فراموششدگان غنیسازی اوقات فراغت باقی ماندهاند؟
به امید روزی که زیرساختهای فرهنگی و ساختاری آنطور که باید پیشرفت کرده باشند که بتوان، شاهد حضور فعال، پررنگ و البته تأثیرگذار دختران و زنان جوان در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، سیاسی، اقتصادی و... آن هم همراه با اعتمادبهنفس و نشاط اجتماعی باشیم و ارمغان آن را که همان پویایی جامعه و سلامت اجتماعی است را ببینیم. البته با گامهای بلند مسئولان مسئولیتپذیر.