سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 1595
تاریخ انتشار: 1399/3/25 12:58:25

 فرآیند جنسیتی شدن عرصه‌های عمومی شهر وعدم توجه طراحان شهری به ویژگی‌ها و نیازهای گروه‌های مختلف اجتماعی موجب شده تا این عرصه‌ها هویت متعالی خود را از دست بدهند. در این میان به نظر می‌رسد زنان از جمله گروه‌هایی باشند که توجه به ویژگی‌ها و نیازهایشان در طراحی عرصه‌های عمومی شهری، برای ایجاد انگیزش حضور و برقراری تعاملات متعارف اجتماعی، بیش از سایر گروها نادیده گرفته شده اند.

 امروزه نیاز انسان به حضور در جمع و برقرار تعامل معقول، منطقی و متعارف با هم نوعان و گروه‌های مختلف اجتماعی امری پذیرفته شده است. مسلم است که نیازهای اجتماعی انسان، تنها در عرصه‌هایی چون میادین، مراکز فرهنگی و گردهمایی، پارک ها، خیابان ها، واحه‌های شهری، ایستگاه‌های حمل و نقل و مانند آن ها، که هر یک شرایط تکوین و تکامل اجتماعی انسان‌ها را فراهم می‌آورند. اما به نظر می‌رسد عرصه‌های عمومی شهرهای امروزی، از هویت و مفاهیم اصیل انسانی تهی شده و نیاز انسان‌ها به با هم بودن را بی جواب نهاده اند. در واقع فرآیند جنسیتی شدن عرصه‌های عمومی شهری امکان تبدیل این عرصه‌ها را، که روزگاری عالی ترین بستر پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی انسان‌ها بوده اند، به بسترهایی ناکارآمد فراهم آورده است. همچنین عدم درک صحیح دست اندرکاران، سیاستگذاران و طراحان این گونه عرصه‌ها از نیازهای گروه‌های مختلف اجتماعی برای حضور و فعالیت در عرصه‌های جمعی، عدم توجه به ویژگی‌های فرهنگی، قومی و مذهبی این گروه‌ها و جایگزین کردن کمیت به جای کیفیت در طراحی این گونه فضاها، در ناکارآمدی عرصه‌های عمومی شهر امروزی نقش زیادی داشته اند. در واقع این عوامل موجب شده تا عرصه‌های عمومی، که روزگاری بستر آسایش و تکامل اجتماعی انسان‌ها بوده اند بار معنایی- ادراکی خود را برای شهروندان از دست بدهند. این در حالی است که هویت، پویایی و سرزندگی همین عرصه ها، روزگاری سند راسخ ماندگاری شهرها در خاطره جمعی شهروندان این مرز و بوم بوده است. به واقع اگر خواهان دستیابی به الگویی هستیم تا تداوم حضور اقشار گوناگون مردم را در فضاهای شهریمان تثبیت کنیم، باید مخاطبان و نیازهایشان را بشناسیم. دراین بین به نظر می‌رسد زنان و بالاخص زنان مسلمان، از جمله گروه‌هایی باشند که نیازشان به حضور در عرصه‌های عمومی شهری و برقراری تعاملات متعارف اجتماعی، بیش از سایر گروه‌ها نادیده گرفته شده است. بی شک پیش زمینه‌های فرهنگی و باورهای مذهبی گاها نادرست و خرافی، در این امر دخیل بوده اند. به نظر می‌رسد حضور مداوم و پویای این گروه اجتماعی در عرصه‌ها و مناظر عمومی و برقراری تعاملات اجتماعی معقول و متعارف از سوی آن‌ها، می‌تواند زمینه ماندگاری و تکامل این گونه فضاها را فراهم آورد.

یکی از مهمترین دغدغه‌های طراحان امروز در خلق و ارتقا کیفیت عرصه‌های عمومی، رسیدن به نوعی از فضاهای جمعی است که بتواند تعادلی پایدار میان حضور اقشار مختلف اجتماعی و مشارکت و فعالیت آنها در عرصه‌های عمومی شهری برقرار نماید. از این رو موفقیت و یا شکست برنامه ریزی و طراحی شهری در ایجاد و یا تغییر وضع فضای عمومی، بایستی به اندازه گیری تعداد زنان و مردان استفاده کننده و تنوع ویژگی‌های افرادی که از این فضاها استفاده می‌کنند، درست به همان خوبی تنوع روابط و فعالیت‌های انجام گرفته در فضا ارزیابی و بررسی شود. اگر فضاهای عمومی دارای نتایج رضایت بخشی در هر سه زمینه باشند، آنگاه می‌توان ادعا کرد که این فضاها توانسته اند. نقش عمده ای را در افزایش و بهبود روابط اجتماعی و کاهش محرومیت‌های ناشی از طبقه اجتماعی، نژادی، سنی و جنسی داشته باشند.

به نظر می‌رسد حضور جمعی در مکانی ویژه، تجربه ای است که شهروندان شهرهای امروزی به داشتنش حسرت می‌خورند. شهروندان در جای جای شهرشان به دنبال فضاهایی هستند که با نیازها و اولویتشان منطبق باشد، احساساتشان را برانگیزد، دیدار هم نوعان و دوستان را برایشان میسر سازد و به تعالی روحی آنها کمک کند، چرا که گریز از تنش‌های روزمره زندگی و زنده شدن دیدارها تنها در یک بستر اجتماعی امکان پذیر است. به نظر می‌رسد زنان، طبقه ای از جامعه هستند که نیازشان به برقراری تعامل اجتماعی و حضور در عرصه‌های عمومی به واسطه عدم درک صحیح طراحان و مدیران شهری از نیازها و اولویت آنها، نادیده گرفته شده است. این مهم موجب شده تا عرصه‌های عمومی شهری، که روزگاری عالی ترین بستر تحقق نیازهای اجتماعی بوده است، به بستری مرده و بی روح بدل گردد؛ چرا که تداوم حضور زنان به مثابه یکی از مؤثرترین گروه‌های اجتماعی، لازمه پویایی و سرزندگی این عرصه‌ها است. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل و ارزیابی داده‌های پرسشنامه، می‌توان 7 فاکتور زیر را به عنوان پارامترهای مؤثر در ایجاد انگیزش هر چه بیشتر زنان جهت حضور درعرصه‌های عمومی شهری و برقراری تعامل اجتماعی دانست.

1- دسترسی

یک عرصه عمومی موفق باید از بافت شهری احاطه کننده اش قابل تشخیص کردن ورودی ها، علایم، نشانه‌ها وحتی تغییر در کف سازی باید تعریف شود تا فضا دارای خوانایی کافی باشد.

2- امنیت

تحقق احساس امنیت اجتماعی و به طور کلی امنیت در زنان در فضاهای قابل دفاع شهری امکان پذیر است. فضاهایی که وقوع جرم و جنایت در آن محدود باشد و امکان کاهش احساس ترس آنها را فراهم آورد.

3- آسایش

آسایش همان حلقه گمشده ای است که مردم را به محیط آرام و پاک شهری می‌کشاند تا در آرامش محیطی سرزنده دمی بیاسایند. در تأمین آسودگی کاربران که عامل شکل گیری احساس، عاطفه و بروز خلاقیت در انسان است، از یک سو جهت گیری اقلیمی و از سوی دیگر، سازگاری و راحتی محیط مصنوع با وجود عناوینی چون فضای سبز چند منظوره، مبلمان‌های مناسب شهری و نورپردازی مؤثر می‌باشد.

4- پویایی و جذابیت

تبلور انگیزش برای حضور متعدد انسان‌ها در عرصه‌های عمومی شهری (میدان ها، پارک‌ها و مانند آنها) وابسته به یک طراحی جذاب، پویا و منعطف می‌باشد.

5- هم آوایی با طبیعت

قوی تر شدن رابطه انسان با محیط، ایجاد خاطره و تصویری ماندگارتر از مکان، لذتی عمیق تر و ادراکی روشن تر از فضا، تنها در گروه گفتمان ارادی، پیوند با طبیعت و درک ارتباط بین پدیده‌های محیطی چون باد، باران، برف، خورشید و آب تحقق می‌یابد. 

6- رمزگرایی و ابهام

پیچیدگی‌های بصری و وجود لایه‌های متفاوت برای درک، کشف و شهود است که از کسالت بار بودن عرصه‌های عمومی می‌کاهد و انگیزش حضور مکرر افراد را فراهم می‌آورد.

7- رویدادپذیری

استفاده از عرصه‌های عمومی در ساعت و ساحت‌های مختلف متضمن پایداری این عرصه‌ها است. فراهم آوردن بستری جهت تحقق رویدادهای اجتماعی و فرهنگی می‌تواند باعث حضور مکرر بازدید کنندگان شود. بدیهی است، برخورداری عرصه‌های عمومی شهری از مشخصه‌های ذکر شده و انطباق پذیری آنها با خواسته‌ها و نیازهای جسمی، اجتماعی و معنوی زنان، امکان درک هر چه بیشتر عرصه‌ها توسط زنان را فراهم می‌آورد و در نهایت به ارتقا انگیزش حضور آنها در عرصه‌های عمومی کمک می‌کند.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
* نظر:
اجتماعی