وقتی گفته میشود وضعیت اقتصادی بد شده است تصور این است که وضع معیشت مردم نسبت به سال گذشته یا پنج سال گذشته بدتر شده است. درحالی که منظور این که وضع اقتصاد از انتظار مردم پایینتر آمده است.
جمعیت یکی از اصلیترین دغدغههای هر کشور در زمینه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است. به همین خاطر است که کشورهای دنیا همیشه دغدغه میزان جمعیت و پیر و جوان بودن آن را دارند. ایران از کشورهایی است که به جمعیت جوان شناخته میشود. اما مدتهاست زنگ خطر درباره سالمند شدن جمعیت به صدا درآمده است، آن هم در حالی که هنوز زیرساختهای لازم برای تحت حمایت گرفتن افراد سالمند جامعه در قوانین وجود ندارد.
ار آنطرف چندین و چند قانون و لایحه در راستای افزایش جمعیت، تشویق به فرزندآوری و تسهیل ازدواج وجود دارد که سالهاست راه به جایی نبردهاند. درحالی که خبرها میگوید سال 98 سال خوبی از نظر میزان موالید نبوده است، مشخص نیست که قرار است درباره این مولفه مهم قدرت در کشور چه تصمیمی گرفته بشود.
در این گفتوگو دکتر معصومه اسماعیلی، رئیس انجمن مشاوره ایران و استاد دانشگاه علامه طباطبائی، درباره چرایی کاهش میزان موالید در کشور و راهکارهایی برای نهادینه کردن تفکر افزایش جمعیت در کشور ارائه داده است.
*در خبرها اعلام شد که میزان زاد و ولد در سال 98 به پایین ترین میزان خود در سالهای گذشته رسیده است. این موضوع چقدر صحت دارد؟
این گزاره به این صورتی که گفته شده نیازمند یک محاسبه آماری وسیع است. اما بعضی تحلیلهای آماری وجود دارد که میشود با استناد به آنها اینطور گفت که در سال 1397، میزان موالید 8درصد از سال ماقبل خود کمتر بوده است. یعنی باید از عنوان «سال ماقبل» استفاده کرد نه مجموع یک دوره.در نیمه اول سال 98 هم این کاهش به 13درصد رسیده است. یعنی وقتی میگوییم موالید 13درصد نسبت به سال قبل کاهش داشته است بسیار متفاوت است با اینکه بگوییم در 50سال گذشته کمترین میزان موالید را داشتهایم.
*شما علت این اتفاق را چه میدانید؟
در ارتباط با علت کاهش فرزندپروری عوامل نسبت مشخصی وجود دارد. یکی از این عوامل مهم وضعیت اقتصادی است. البته وضعیت اقتصادی را نباید نسبت به گذشته سنجید و با گذشته مقایسه کرد. معمولا وقتی گفته میشود وضعیت اقتصادی بد شده است تصور این است که وضع معیشت مردم نسبت به سال گذشته یا پنج سال گذشته بدتر شده است. درحالی که وقتی از تاثیر وضعیت اقتصادی بر فرزندآوری صحبت میکنیم منظور این که وضع اقتصاد از انتظار مردم پایینتر آمده است. نحوه زندگی و سبک زندگی مردم در یک سال با سال قبل خود تفاوتهایی دارد. یعنی انتظارات ارتقا پیدا میکند و به طور طبیعی ما ادراک کاهش وضعیت مناسب اقتصادی را به دنبال داریم. البته این علاوه بر مشکلات و مسائل اقتصادی است. این مسائل وجود دارد اما صرف وجود این مسائل تاثیری را که انتظار معیشتی بر روی خواست افراد میگذارد، ندارد.
به عنوان مثال اگر ما انتظار داشته باشیم که حتما تلویزیون معمولی را به یک تلویزیون الیسیدی تبدیل کنیم ، این انتظار ممکن است با وضعیت اقتصادی ما جور درنیاید. اگر فکر کنیم که حتما وقتی فرزنددار میشویم باید برای خودش اتاق جداگانه داشته باشد ادراک ما از یک سبک زندگی است که شاید با پولی که در جیب داریم جور درنیاید. در واقع شاید وضعیت اقتصادی ما از سال گذشته چندان تغییر نکرده باشد اما این ادراک باعث میشود که تصور کنیم وضعیت اقتصادی بسیار بدتر شده است.
* پس باید بین موقعیت روانشناختی مشکلات اقتصادی و خود بحث اقتصاد و معیشت تفکیک قائل بشویم؟
البته این عوامل هم به صورت دومینووار به هم ارتباط دارند. در پاسخ به سوال شما میشود در یک جمله گفت «وضعیت اقتصادی». اما این وضعیت اقتصادی خودش ابعاد بسیار متفاوتی دارد و عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... را به میدان میآورد.وقتی تصمیم میگیریم فرزند کمتری بیاوریم این دقیقا به انتظارات ما از وضع معیشتی که میتوانیم داشته باشیم مرتبط میشود.
در برابر این موضوع باید این گفتمان صورت بگیرد که زندگی هرکس باید ثمر داشته باشد. نسلی که هویت، تاریخ و ابعاد وجودی ما را حفظ کند به میدان بیاورد. حتی اینکه در زنی نقش مادری ظاهر بشود و در قامت مادر قرار بگیرد گفتمانی است که باید در فرزندآوری به آن توجه کرد.
وقتی این گفتمان با گفتمانی که زندگی بدون خوشگذرانی و راحتطلبی را بیفایده میداند و یا معقتقد است چرا فرزندی بیاورم و عمرم را صرف او کنم و فردا دیگر به فکر من نباشد، نتیجه این میشود که فرزندآوری کاهش پیدا میکند.
*چرا سیر صعودی زاد و ولد که از سال 91 شروع شد، هفت سال بعد کاهش پیدا کرد؟
این موردی بود که در سوال چرایی کاهش موالید به آن پاسخ دادم. تغییر نگاه به سبک زندگی و ادراک ما از مسائل باعث میشود این سیرهای صعودی دوره کوتاهی داشته باشند.
نکته بعد این است که ما از رسانه غیرخودی نباید انتظار داشته باشیم که برای ما درباره افزایش جمعیت بگوید. وقتی در یک رسانه غیرخودی برنامهای تولید میشود که مشخصا درباره رفع تنهایی با حیوانات است یعنی فرزندآوری نشانه گرفته شده است.
ما باید برنامههای رسانههای خودمان به عنوان مثال صداوسیما را آنالیز کنیم. بپرسیم چه برنامههایی با چه ترکیبی در این شبکه چیده شده است که و چه محتوایی منتقل میکند. سالها پیش سریالی به نام «پدرسالار» در صداوسیما تولید و پخش شد. چندین موضوع مهم فرهنگی در این سریال مورد هجوم واقع شد. به عنوان مثال اینکه بزرگترها در عین حمایت از زندگی فرزندان میتوانند نظرات و پیشنهاداتی هم درباره زندگی آنها داشته باشند، یک اشتباه عنوان شد. میشد اینطور نشان داد که گفتگویی بین والدین و فرزندان صورت بگیرد که خواسته طرفین برآورده بشود اما نشان داده شد که فرزندان میتوانند والدین را سرجای خودشان بنشانند! در این سریال جوانترین عضو خانواده، پدر و بزرگ خانواده را سرجای خودش مینشاند و شروع عوض شدن خانواده جمعی به خانواده هستهای را پایهسازی کرد.
اینها به صورت زیرآستانهای تاثیراتی دارد که اگر یک مشاور و روانشناس فرصت بگذارد و آن را تحلیل و ارزیابی کند نتایج موثر و البته جالبی به دست میآید.
* اساسا برای افزایش جمعیت باید از خانوادهها درخواست همکاری داشت یا نهادهای دولتی و فرهنگی؟
به نظر من درخواست همکاری موضوعیتی ندارد چون این احساسی است که افراد باید خودشان به آن برسند. اگر موضوعاتی مثل فرزندآوری را به درخواست تبدیل کردیم این خودش دوباره معضل ایجاد میکند. ما باید در کتابها، فیلمها و رسانههایمان نشان بدهیم که ابعاد وجودی انسان با فرزندآوری و گسترش پیدا میکند. نشان بدهیم که داشتن فرزند چه میزان از زوایای پنهان هر خانواده را متجلی میکند که این بسیار ارزشمندتر از هر چیزی است. تفکر باید این باشد که من برای کسی یا چیزی بچه نمیآورم. بلکه بچه میآورم تا خودم را بروز و رشد بدهم. اگر این نحوه سهمگذرانه را در تعالیم خودمان به وجود بیاوریم، آنوقت نیازی به عرضه و تقاضا و درخواست نخواهیم داشت. با ایجاد گفتمان صحیح میتوانیم مطمئن باشیم که فرد هم خودش سعادتمند و خوشبخت باشد و هم از خوشبختی و احساس رضایت جامعه و تاریخ هم بهرهمند بشود.
*به طور کلی با چه سیاستهای میشود به طور تضمینی به مقوله افزایش جمعیت دست پیدا کرد؟
این تضمینها باید فرهنگی باشد. در غیر این صورت درباره انسان و موجودی که دارای اختیار و قدرت تفکر است هیچ تضمیمنی درباره تحت تاثیر قرار گرفتن او وجود ندارد. هر مجموعهای که بتواند معناهای قویتری ایجاد بکند درخواست موفقیت این معانی را در جامعه بیشتر میکند. این معانی میتواند درباره هر مفهومی که میخواهیم در جامعه نهادینه کنیم اتفاق بیفتد.
*نعیمه موحد