دانشیار دانشگاه الزهرا(س) میگوید: طبق پایگاه استنادی وبآوساینس نیمی از بروندادهای علمی تولیدشده در ایران با مشارکت زنان بوده است و در بسیاری از عرصههای علم، زنان ایرانی میتوانند الگو باشند.
در راستای تجلیل از دانشمندان برجسته و توسعه علم و فناوری در جهان، جایزه مصطفی (ص) به عنوان نماد شایستگی و برتری علمی در سطح جهان پایهگذاری شده است.
این جایزه که به صورت دوسالانه به پژوهشگران برتر جهان اسلام اعطا میشود در سال 1391 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است.
درباره با شبکههای پژوهشی جهان اسلام با طیبه ماهروزاده دانشیار دانشگاه الزهرا(س) که متخصص فلسفه تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی است، گفتوگو کردهایم.
* آیا باید در موضوع علم و فناوری به زنان به طور جداگانه پرداخت، چرا؟
آنچه که روشن است این است که نیمی از آحاد جامعه را زنان تشکیل میدهند و اهمیت تعلیم و تربیت زنان از دو جهت قابل توجه است.نخست از جهت اینکه مادر هستند و مدیریت خانه را برعهده دارند و در تربیت فرزندان و ارتقا فرهنگ جامعه نقش مهم دارند، دوم اینکه زنان به عنوان متخصص در جامعه می توانند نقشآفرینی کنند.
بنابراین هر جامعهای که بخواهد رشد و توسعه داشته باشد، ناچار باید به تعلیم و تربیت زنان از سطوح پایین تا بالای آموزش عالی بپردازد.
*مشارکت زنان در تولید علم در ایران 50 درصد است
فعالیت زنان در حوزه علم و فناوری در ایران را در مقایسه با سایر کشورها چگونه ارزیابی میکنید؟
برای پاسخ به این سوال باید به طورکلی جایگاه زنان در آموزش عالی را باید مورد اشاره قرار دهیم. آموزش زنان در کشورهای اسلامی متفاوت است، برای مثال؛ در برخی از کشورها ورودی زنان به آموزش عالی نسبت به مردان زیاد است، مانند کشور قطر که تقریباً 6.5 برابر زنان بیشتر از مردان وارد دانشگاه میشوند. شاخص دیگر، فراغت از تحصیل است که زنان بیشتر از مردان فارغ التحصیل میشوند، به طوری که در قطر زنان تحصیلکرده 65 بربر بیشتر از آقایان هستند.
بنابراین، زنان هم ورودی و هم فارغالتحصیلی بیشتری از آقایان دارند. مجموع این شاخصها به عدد 65 برابری خانمها نسبت به آقایان در مقطع کارشناسی در قطر منتج شده است، اما جالب است که در همین کشور قطر، 2 درصد از تولید علم متعلق به خانمها است.
اقتصاد آموزش عالی مسئله بسیار مهمی است و آن این است که از این نیروهای آموزش دیده استفاده نمیشود. خوشبختانه در ایران آنطور که پایگاه استنادی وبآوساینس گزارش کرده است، مشارکت زنان در تولیدات علمی بسیار بالا است و نیمی از یافتههای علمی تولیدشده با مشارکت زنان بوده است، به این معنا که مشارکت زنان در تولید علم در ایران 50 درصد بوده است.
بیشترین مشارکت زنان در حوزه زیستفناوری و کمترین مشارکت آنان در حوزه هوا و فضا است. به این ترتیب به نظر میرسد که بیشتر زنان پژوهشگر در ایران که در حوزههای علوم پزشکی و بهداشت هستند، تولیدات علم بالایی دارند و دانشجوهای پزشکی خانم هم از آقایان بیشتر هستند. اساتید پزشکی میگویند در کلاسهایمان دانشجویان خانم چندین برابر آقایان هستند، علت این است که آقایان اشتیاق دارند که به سمت شغلهایی بروند که درآمدزا باشد و موفقیت در رشته پزشکی مستلزم صرف وقت است.
*سهم زنان در آموزش عالی ایران بیشتر از مردان است
وضعیت زنان درحوزه علم و فناوری در جهان چگونه است؟
7 کشور جهان به برابری جنسیتی در علم رسیدهاند. برابری جنسیتی در آموزش عالی یکی از مسائل مهم جهان است، زیرا در بسیاری از کشورهای جهان تعداد زنان در آموزش عالی بیشتر از مردان است که این موضوع مشکلات زیادی را برای کشور ایجاد میکند.
بنابراین یونسکو بحث تعادل را مطرح کرده است، به این معنا که برخی کشورها 50 درصد سهم را برای آقایان و 50 درصد را برای خانمها در نظر گرفتهاند.
7 کشور به برابری جنسیتی رسیدهاند، گواتمالا، کلمبیا، شیلی، مکزیک، هنگکنگ و سوئیس کشورهایی هستند که سهم مردان و زنان در آموزش عالی آنها نصف نصف هستند؛ در 34 کشور هم مردان بیشتر هستند و در 13 کشور تعداد خانمها در آموزش عالی بیشتر است.
ایران هم جزو این 13 کشور است، به ویژه در ایران در برخی سالها مشاهده شد که همه نفرات اول همه رشتهها به جز ریاضی و فیزیک خانمها بودند و در سالی دیگری در تمامی رشتهها به جز رشتههای فنی و مهندسی تعداد ورودیهای خانم بیشتر از آقایان بود که این موارد نیازمند بررسی است، زیرا اگر خانمها سراغ آموزش عالی نرفتهاند باید بررسی شود و اگر بیش از حد مراجعه کردند، باز هم اختلالی است که باید تصحیح شود.
در مجموع در بسیاری از کشورهای اسلامی، فضای فرهنگی به گونهای که آموزش عالی زنان مدنظر باشد فراهم نشده است.
ایران پس از انقلاب با فرصتهایی که در اختیار زنان قرار داد، باعث شد که اقبال زنان به آموزش عالی زیاد شود و حتی در سطوح مختلف ارشد و دکتری، خانمها به تحصیل اشتغال زیاد دارند.
* 3 اقدام برای توانمندسازی زنان دانشمند
چه فعالیتهایی در جهان برای توانمندسازی زنان دانشمند در حال اجرا است؟
یکی از اقداماتی که انجام شده، افزایش سطح تحصیلات است؛ اقدام دیگر رفع تبعیض در بازار کار به عنوان ملاک توانمند بودن و شایستهسالاری است. اقدام دیگر هم حذف نگرشهای سنتی بوده است.
البته همه نگرشهای سنتی بد نیست، بلکه نگرشهایی که میگوید دختر نباید درس بخواند ناصحیح است که با فراهم کردن زمینه مناسب مانند انقلاب اسلامی شرایط درس خواندن برای زنان فراهم شده است.
همچنین زمینه اشتغال، خوداشتغالی و توانمندسازی زنان بسیار مورد توجه قرار گرفته است که در ایران هم این موضوع مورد توجه اکید است که در نتیجه زنان کارآفرین بسیار رشد کردهاند.
*اشتراک دانش قدرت میآورد
*ضرورت همکاری بین کشورهای اسلامی در زمینه تولید مشارکت بانوان در حوزه علم و فناوری چیست؟
بحثی که بیش از یکدهه است مطرح شده، مدیریت دانش است.در مدیریت دانش موضوع مهم، اشتراک دانش است، به این معنا که دانش به مشارکت گذاشته شود، افراد و و کشورهای مختلف داشتههای خود را تبادل کنند و همافزایی ایجاد شود.اشتراک دانش برای کشورهای اسلامی ایجاد قدرت میکند، اما این امر منوط به توسعه فرهنگی و تغییر نگرشها و بینشها است.کشوری که سرمایه علمی دارد، ممکن است سرمایه خود را به راحتی در اختیار کشورهای دیگر نگذارد. بینش فکری و رسیدن به سطحی از ارتقای فکری نیاز است که متوجه شوند اگر کشورهای اسلامی قدرت پیدا کنند همه با هم قدرت پیدا میکنند و تمدنی مانند تمدن اسلامی که در گذشته وجود داشت شکل میگیردنمونه این مثال؛ ایجاد شبکههای علمی مانند شبکه زنان دانشمند جهان اسلام است که باعث اشتراک دانش و همافزایی علمی و ایجاد قدرت میشود.
*ایران یکی از تجربههای موفق توانمندسازی زنان دانشمند است
کدامیک از کشورهای اسلامی تجربه موفقتری در این زمینه داشتهاند؟
به نظر من، ایران بعد از انقلاب تجربه موفقی بوده است و نمونه خوبی از پیشرفت علمی زنان است. قبل از انقلاب و بعد از انقلاب جامعه ایران یک جامعه مذهبی-اخلاقی بوده است و خانوادهها اجازه نمیدادند که دخترانشان در هر محیطی درس بخوانند.بعد از انقلاب این محیط برای همه فراهم شد که متناسب با فرهنگ اجتماعی حاکم بر جامعه، محیطهای آموزش عالی فراهم شود و دختران از روستاها و شهرهای کوچک برای تحصیل آمدند.بعد از انقلاب متناسب با فرهنگ اجتماعی حاکم بر جامعه، محیطهای آموزش عالی فراهم شد و دختران از روستاها و شهرهای کوچک برای تحصیل آمدند. معتقدم که ایران یک نمونه موفق برای آموزش زنان بوده است، اما کشورهای دیگر مانند پاکستان و ترکیه هم نمونههای خوبی از تجربههای موفق دارنداز این رو معتقدم که ایران یک نمونه موفق بوده است، اما کشورهای دیگر مانند پاکستان و ترکیه نمونههای خوبی از تجربههای موفق دارند.
این سؤال نباید اینطور مطرح شود که کدام تجربه موفقتر است. معتقدم که این موضوع دو وزنه قابل قیاس نیست. باید یک تحقیق طولانی و گسترده انجام شود تا بتوان به این سؤال پاسخ داد.
*در بسیاری از عرصههای علم، زنان ایرانی میتوانند الگو باشند
آیا تجربه موفق جهان اسلام در این زمینه قابلیت توسعه و گسترش در عرصه بینالمللی را دارد؟
جهان اسلام خودش عرصه بینالمللی است و متوجه منظور این سؤال نشدم. غربیها که نمیخواهند از جهان اسلام الگوبرداری کنند، این سؤال دقیق نیست و وقتی سؤال صحیح نیست، جواب آن هم نمیتواند صحیح باشد، زیرا غربیها از ما الگوبرداری نمیکنند که ما بخواهیم تجربه موفق جهان اسلام را گسترش دهیم. علاوه بر این، بسیاری از کشورهای جهان اسلام هم زنان را به حساب نمیآورند، فقط چند کشور در جهان اسلام هستند که این شرایط را دارند و این کشورها چگونه میخواهند الگوی همه جهان باشند؟
در بسیاری از عرصههای دیگر، زنان ایرانی میتوانند الگو باشند، زیرا زنان ایرانی در عرصههای توانمندسازی زنان کارآفرینی الگوهایی هستند که میتوانند اگر به خوبی معرفی شوند، الگوهای خوبی باشند.
سؤال باید به این شکل باشد که آیا تجربههای موفقی وجود دارد که قابل عرضه باشد که در پاسخ به این سؤال میگویم حتما وجود دارد، برای مثال؛ نانوتکنولوژی توسط خانم ایرجیزاده عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف پایهگذاری شد و این خانم حدود بیست سال پیش این کار را ایجاد کردند و هماکنون نانوی ایران در جهان رتبه چهارم را دارد. همچنین سلولهای بنیادی در ایران توسط خانم فیروزی آغاز شد که 15 سال روی این موضوع تحقیق کردند و دیگران راه او را ادامه دادند و این موارد نمونههای خوب قابل عرضه به دنیا است.