سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4773
شماره نخست از پرونده «بدن در معرض نگاه»؛ سلسله‌مقالاتی درباره بدن، نگاه، رسانه و نسبت آنها با کرامت انسانی
تاریخ انتشار: 1405/6/22 11:18:40

گروه - زهره پوروهابی : فرض کنید دو تصویر پیش روی ماست. در یکی، ورزشکاری در میانه مسابقه با لباسی متناسب با میدان ورزش دیده می‌شود؛ در دیگری، تبلیغی برای محصولی که هیچ ارتباطی با بدن ندارد، بخشی از بدن انسان را چنان برجسته کرده که چشم پیش از آنکه کالا را ببیند، بدن را می‌بیند. در هر دو تصویر بدن حضور دارد؛ شاید حتی میزان پوشیدگی در تصویر نخست کمتر باشد. بااین‌حال، آیا معنای این دو تصویر یکی است؟

همین پرسش ساده، نقطه آغاز این پرونده است. بخش بزرگی از گفت‌وگوی عمومی ما درباره بدن، پوشش و برهنگی از جایی دشوار می‌شود که چند پدیده متفاوت را با یکدیگر یکی می‌گیریم: دیده‌شدن بدن، کم‌شدن پوشش، جذابیت جسمانی، جنسی‌سازی و شیءانگاری. نتیجه آن است که گاهی هر دیده‌شدن بدنی «برهنگی» خوانده می‌شود و گاهی در سوی مقابل، چنین تصور می‌شود که چون بدن امری طبیعی است، شیوه نمایش آن نیز فاقد معنای اجتماعی است. هر دو ساده‌سازی‌اند.

اگر قرار است درباره «بدن در معرض نگاه» سخن بگوییم، نخست باید بدن را از زیر بار این دوگانه بیرون بیاوریم.

بدن فقط چیزی نیست که دیده می‌شود

بدن نخستین خانه انسان در جهان است. با آن راه می‌رویم، کار می‌کنیم، درد می‌کشیم، لذت می‌بریم، پیر می‌شویم، مهارت پیدا می‌کنیم و با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. بدن فقط «ظاهر» انسان نیست؛ بخشی از تجربه زیسته اوست. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که این واقعیت چندبعدی به سطحی برای ارزیابی فروکاسته شود: زیبا یا نازیبا، لاغر یا چاق، جوان یا پیر، عضلانی یا نحیف، جذاب یا غیرجذاب.

در روان‌شناسی، «تصویر بدن» نیز صرفاً آن چیزی نیست که در آینه دیده می‌شود. مرور پژوهش‌های انجام‌شده درباره جمعیت ایرانی نشان می‌دهد تصویر بدن مجموعه‌ای از ادراک‌ها، افکار و احساسات فرد درباره ظاهر خویش است و عوامل گوناگونی، از خانواده و همسالان تا محیط اجتماعی و رسانه، در شکل‌گیری آن دخالت دارند. همین مرور که ۴۴ پژوهش مرتبط با ایران را بررسی کرده، تأکید می‌کند مطالعات ایرانی پراکنده و از نظر روش‌شناختی متفاوت‌اند؛ بنابراین حتی درباره گستردگی نارضایتی از بدن در ایران نیز نباید یک عدد ساده را به همه جامعه تعمیم داد.این تمایز برای بحث ما تعیین‌کننده است. جامعه فقط درباره این تصمیم نمی‌گیرد که چه مقدار از بدن دیده شود؛ به انسان‌ها نیز می‌آموزد بدنشان را چگونه ببینند، کدام بخش‌های آن را مهم بدانند و چه مقدار از ارزش خود را از داوری دیگران درباره آن بگیرند. از همین‌جا «برهنگی» برای این پرونده معنایی وسیع‌تر از شمار سانتی‌مترهای پوشش پیدا می‌کند؛ نه به این معنا که پوشش بی‌اهمیت است، بلکه به این معنا که پوشش تنها متغیر مسئله نیست.

وقتی بدن از «بخشی از شخص» به «تعریف شخص» تبدیل می‌شود

ادبیات روان‌شناسی برای توضیح یکی از صورت‌های این وضعیت از مفهوم شیءانگاری استفاده می‌کند. نظریه کلاسیک فردریکسون و رابرتز توضیح می‌دهد که در محیط‌های شیءانگارانه، بدن ــ به‌ویژه بدن زنان در صورت‌بندی اولیه این نظریه ــ می‌تواند چنان در معرض ارزیابی بیرونی قرار گیرد که فرد به‌تدریج خود را نیز از منظر ناظر ببیند؛ یعنی به جای آنکه بدن را عمدتاً از درون زندگی کند، پیوسته مراقب باشد از بیرون چگونه به نظر می‌رسد اما اینجا یک مرز مهم وجود دارد: دیده‌شدن بدن، به‌خودی‌خود شیءانگاری نیست.

اگر چنین مرزی را نپذیریم، ورزش، پزشکی، هنر، مادری، کار بدنی، لباس، زیبایی و حتی چهره انسان را نمی‌توانیم از شیءانگاری تفکیک کنیم. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که شخص به بدن یا جذابیت جسمانی‌اش تقلیل پیدا کند؛ عاملیت، شخصیت، مهارت، اندیشه و سایر ابعاد او به حاشیه بروند و ارزش او عمدتاً با قابلیت بدنش برای جلب نگاه سنجیده شود.

گزارش کارگروه انجمن روان‌شناسی آمریکا درباره جنسی‌سازی نیز همین تمایز را روشن می‌کند. در این چارچوب، جنسی‌سازی فقط به معنای کم‌بودن لباس نیست؛ از جمله زمانی رخ می‌دهد که ارزش فرد عمدتاً به جذابیت یا رفتار جنسی او وابسته شود، جذابیت جسمانی به «سکسی‌بودن» تقلیل یابد، فرد موضوع شیءانگاری جنسی قرار گیرد یا امر جنسی به‌نحوی نامتناسب بر او تحمیل شود. این تعریف یک نتیجه مهم دارد: ممکن است بدنی نسبتاً پوشیده باشد، اما تصویر به‌شدت شیءانگارانه ساخته شده باشد؛ همان‌طور که ممکن است در موقعیتی بدن بیشتر دیده شود، بی‌آنکه معنای اصلی صحنه جنسی یا شیءانگارانه باشد.

پس میزان پوشش مهم است، اما به‌تنهایی معنای تصویر را تعیین نمی‌کند. زمینه، حالت بدن، قاب‌بندی، برجسته‌سازی اجزای بدن، نسبت تصویر با موضوع، نوع نگاه دعوت‌شده و نقشی که برای صاحب بدن در روایت در نظر گرفته شده، همگی بخشی از ماجرا هستند.

مسئله فقط نگاه دیگران نیست؛ نگاه خود ما نیز تغییر می‌کند

اهمیت این بحث زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم نگاه بیرونی می‌تواند به درون منتقل شود. فراتحلیل کِرسای، نول و ماتس در سال ۲۰۱۸، ۵۰ مطالعه مستقل با مجموع بیش از ۱۵ هزار شرکت‌کننده را بررسی کرد و میان مواجهه با رسانه‌های جنسی‌ساز و خودشیءانگاری رابطه‌ای کوچک تا متوسط یافت؛ رابطه‌ای که در رسانه‌های آنلاین و بازی‌های ویدئویی در آن مجموعه مطالعات قوی‌تر از تلویزیون بود. پژوهشگران در عین حال تصریح کردند که ادبیات این حوزه شامل مطالعات همبستگی، آزمایشی و طولی با نتایج یکدست نیست و همچنان به پژوهش بیشتر نیاز دارد اهمیت یافته در اندازه اثر آن نیست؛ در سازوکاری است که پیش چشم ما می‌گذارد. انسان می‌تواند به جایی برسد که هنگام زندگی‌کردن، بخشی از ذهنش مشغول تماشای خودش باشد: هنگام راه‌رفتن، ورزش‌کردن، غذاخوردن، خندیدن یا حضور در جمع، هم‌زمان بپرسد «چگونه به نظر می‌رسم؟»

این همان نقطه‌ای است که مسئله بدن از «چه می‌پوشیم؟» فراتر می‌رود و به «چگونه خود را تجربه می‌کنیم؟» می‌رسد.

حتی پژوهش کلاسیک فردریکسون و همکاران در سال ۱۹۹۸، در یک محیط آزمایشی نشان داد که قرارگرفتن زنان شرکت‌کننده در وضعیتی که توجه آنان را بیشتر متوجه ظاهر بدنشان می‌کرد، با افزایش شرم بدنی و برخی پیامدهای دیگر همراه شد. این آزمایش کوچک و متعلق به زمینه فرهنگی مشخصی بود و نباید از آن حکم جهان‌شمول ساخت؛ اهمیت آن بیشتر در گشودن مسیر پژوهشی درباره هزینه‌های شناختی و روانیِ «تماشای خود از بیرون» بود. در سال‌های بعد همین ایده در جمعیت‌های گسترده‌تر، از جمله درباره مردان، آزموده شده است. بنابراین مسئله بدن را نمی‌توان برای همیشه مسئله‌ای صرفاً زنانه دانست؛ هرچند شواهد تاریخی و پژوهشی نشان می‌دهند زنان بسیار بیشتر در معرض ارزیابی و جنسی‌سازی بدن قرار گرفته‌اند.

جامعه ایرانی هم بیرون از این میدان نیست

گاهی مسئله بدن چنان روایت می‌شود که گویی محصولی کاملاً غربی است که از طریق ماهواره و شبکه اجتماعی وارد جامعه ایران شده است. چنین توضیحی آسان، اما ناکافی است. پژوهش‌های ایرانی نشان می‌دهند تصویر بدن در ایران نیز با مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی و رسانه‌ای پیوند دارد. مرور شوراکا، امیرکافی و گَرّوسی بر پژوهش‌های ایرانی، علاوه بر گزارش نارضایتی قابل توجه از تصویر بدن در برخی نمونه‌ها، بر ناهمگونی مطالعات و ضرورت پژوهش‌های طولی و دقیق‌تر تأکید می‌کند. پژوهش دیگری درباره سنجش مقایسه‌های مربوط به بدن، غذا و ورزش در دانشجویان زن و مرد ایرانی نیز نشانه‌هایی از تفاوت‌های جنسیتی و ویژگی‌های فرهنگی در ساختار این مقایسه‌ها یافته است. این یافته‌ها برای ما یک هشدار روش‌شناختی دارند: جامعه ایرانی را نه می‌توان نسخه‌ای از جوامع غربی فرض کرد و نه جزیره‌ای مصون از تحولات جهانی بدن.

در ایران، نگاه به بدن در محل تلاقی چند نیروی هم‌زمان شکل می‌گیرد سنت‌های خانوادگی، معیارهای زیبایی، پوشش، دین، طبقه اجتماعی، بازار زیبایی، ورزش، رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی. ممکن است بخشی از بدن پوشیده باشد، اما فشار ارزیابی بر وزن، چهره، پوست، مو، قد، فرم اندام یا جوانی همچنان بسیار فعال بماند. بنابراین، پوشاندن بدن و رهاکردن ذهن در برابر نظام دائمی ارزیابی ظاهر، تمام مسئله را حل نمی‌کند.

حیا، حذف بدن نیست

در این نقطه لازم است از نگاه ایرانی ـ اسلامی به موضوع بپردازیم قرآن در آیه ۲۶ سوره اعراف، لباس را هم وسیله پوشاندن و هم «زینت» معرفی می‌کند و سپس از «لباس تقوا» سخن می‌گوید. در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور نیز خطاب اخلاقی فقط متوجه پوشش زن نیست نخست مردان و سپس زنان به کنترل نگاه و حفظ پاکدامنی فراخوانده می‌شوند. این آیات مطالعه تجربی درباره روان‌شناسی بدن نیستند و نباید چنین استفاده‌ای از آنها کرد؛ اما برای صورت‌بندی انسان‌شناختی مسئله، نکته مهمی دارند بدن نه باید انکار شود و نه تمام انسان تلقی شود در واقع باید گفت مسئولیت اخلاقی نیز تنها بر دوش کسی نیست که دیده می‌شود، بلکه نگاه‌کننده نیز صاحب مسئولیت است. از این منظر، حیا را نمی‌توان با شرم از بدن یکی گرفت. اگر تربیت دینی به دختر یا پسر بیاموزد که بدنش ذاتاً چیزی شرم‌آور است، یا او را دائماً وادار کند خود را از چشم دیگران پایش کند، ممکن است ناخواسته همان مرکزیت افراطی بدن را بازتولید کند که فرهنگ نمایش از مسیری دیگر می‌سازد. به عبارت دیگر  فرهنگ نمایش این گزاره بیشتر القا می‌کند «دائماً فکر کن دیگران بدنت را چگونه می‌بینند تا جذاب‌تر شوی.» تربیت نادرست نیز ممکن است بگوید: «دائماً فکر کن دیگران بدنت را چگونه می‌بینند تا خطا نکنی.»

مقصد این دو یکی نیست، اما هر دو می‌توانند بدن را بیش از اندازه به مرکز خودآگاهی انسان بیاورند. حیای بالغ، برعکس، می‌تواند بدن را به جایگاه طبیعی خود به عنوان بخشی محترم از شخص نه تمام ارزش آن بازگرداند حیای بالغ از این منظر نه ترس از بدن است و نه تلاش دائمی برای پنهان‌کردن آن از ذهن. انسانِ برخوردار از حیا می‌تواند بدن خود را بپذیرد به سلامت و آراستگی آن اهمیت بدهد، زیبایی را دوست داشته باشد و در عین حال بداند که بدن در هر موقعیت و هر رابطه‌ای به یک اندازه در معرض نگاه عمومی قرار نمی‌گیرد. حیا در این معنا، نوعی فهمِ مرز است تشخیص اینکه میان خصوصی و عمومی، صمیمیت و نمایش، زیبایی و جلب نگاه، و دیده‌شدن و تبدیل‌شدن به موضوع ارزیابی دیگران تفاوت وجود دارد. چنین فهمی انسان را وادار نمی‌کند از بدنش شرمنده باشد؛ به او امکان می‌دهد درباره اینکه چه چیزی از خویش را، در برابر چه کسی، در چه موقعیتی و با چه معنایی آشکار می‌کند، صاحب انتخاب و مسئولیت باشد.

از همین رو، حیا فقط به کسی که بدنش در معرض دید است مربوط نمی‌شود. کسی که نگاه می‌کند نیز در ساختن معنای این رابطه سهم دارد. می‌توان دیگری را دید بی‌آنکه او را به بدنش فروکاست می‌توان زیبایی را دریافت بی‌آنکه صاحب آن به موضوع تصاحب ذهنی یا ارزیابی دائمی تبدیل شود. در این برداشت، حیا رابطه‌ای دوسویه میان خودآگاهی، مرز و نگاه است فرد حرمت بدن خویش را می‌شناسد و ناظر نیز تمامیت انسانیِ صاحب بدن را از یاد نمی‌برد. شاید تفاوت اساسی همین‌جا باشد؛ حیا نمی‌خواهد بدن را از زندگی اجتماعی حذف کند، بلکه می‌کوشد اجازه ندهد حضور بدن، حضور انسان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

شواهد چه چیزی را ثابت نمی‌کنند؟

پژوهش‌هایی که در این مقاله مرور شد نمی‌گویند هر نمایش بدن جنسی است، هر پوشش کمتر به شیءانگاری می‌انجامد، یا رسانه به تنهایی علت مشکلات تصویر بدن است. همچنین داده‌های موجود درباره ایران به اندازه‌ای یکدست و نماینده نیستند که بتوان از آنها درباره همه زنان و مردان ایرانی حکم واحد صادر کرد. از سوی دیگر، استناد قرآنی این مقاله نیز برای اثبات رابطه روان‌شناختی به کار نرفته است؛ آن بخش، چارچوب هنجاری فرایش برای تفسیر مسئله است.

اگر مسئله را فقط «مقدار پوشش» تعریف کنیم، بخش بزرگی از آنچه امروز بر سر رابطه انسان با بدنش می‌آید از چشم ما پنهان می‌ماند. دختر محجبه‌ای که ارزش خود را با پوست، وزن و صورتش اندازه می‌گیرد؛ پسری که تصور می‌کند بدون بدن عضلانی «مرد کافی» نیست؛ زنی که از پیرشدن چهره‌اش احساس سقوط ارزش اجتماعی می‌کند و مردی یا زنی که انسان روبه‌رو را پیش از شخصیت و توانایی‌اش با بدن او ارزیابی می‌کند، همگی ــ با تفاوت‌های مهم ــ درون مسئله‌ای زندگی می‌کنند که بسیار بزرگ‌تر از پوشش است.

این پرونده از همین نقطه آغاز می‌شود.

در شماره‌های بعد قرار نیست برهنگی را فقط به‌عنوان یک «وضعیت لباس» بررسی کنیم. خواهیم دید بدن چگونه به رسانه تبدیل می‌شود، نگاه چگونه ارزش می‌سازد، زنان و مردان چگونه با معیارهای متفاوت جسمانی سنجیده می‌شوند، بازار چگونه از اضطراب بدن درآمد می‌سازد، شبکه‌های اجتماعی چگونه آینه را به صحنه عمومی تبدیل می‌کنند و در نهایت، آیا می‌توان میان زیبایی، آزادی، حریم و کرامت نسبتی ساخت که نه بدن را دشمن انسان بداند و نه انسان را به بدنش تقلیل دهد شاید در پایان این مسیر روشن شود که پرسش مهم‌تر از «چه مقدار از بدن دیده می‌شود؟» این است:

وقتی بدن در مرکز نگاه قرار می‌گیرد، چه چیزی از تمامیت انسان در حاشیه می‌ماند؟

منابع:

Shoraka, H., Amirkafi, A., & Garrusi, B. (2019). Review of body image and some of contributing factors in Iranian population. International Journal of Preventive Medicine, 10, 19. DOI: 10.4103/ijpvm.IJPVM_293_18.

Sahlan, R. N., et al. (2021). The validity and reliability of the Farsi version of the Body, Eating, and Exercise Comparison Orientation Measure among male and female students. Body Image, 36, 254–265.

Fredrickson, B. L., & Roberts, T.-A. (1997). Objectification theory: Toward understanding women’s lived experiences and mental health risks. Psychology of Women Quarterly, 21(2), 173–206. DOI: 10.1111/j.1471-6402.1997.tb00108.x.

Fredrickson, B. L., Roberts, T.-A., Noll, S. M., Quinn, D. M., & Twenge, J. M. (1998). That swimsuit becomes you. Journal of Personality and Social Psychology, 75(1), 269–284. DOI: 10.1037/0022-3514.75.1.269.

Karsay, K., Knoll, J., & Matthes, J. (2018). Sexualizing media use and self-objectification: A meta-analysis. Psychology of Women Quarterly, 42(1), 9–28. DOI: 10.1177/0361684317743019.

American Psychological Association. (2007/2008). Report of the APA Task Force on the Sexualization of Girls.

قرآن کریم، سوره اعراف، آیه ۲۶؛ سوره نور، آیات ۳۰ و ۳۱.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
سوال: بزرگ‌ترین اقیانوس؟ Aram جواب به فارسی وارد شود
کد امنیتی:
* نظر:
فرهنگی