سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4758
پرونده ویژه فرایش: حضرت زینب در آینه اندیشه جهان

نبرد دوم کربلا؛ آنجا که روایت سرنوشت یک واقعه را تغییر داد

خوانشی از حضرت زینب(س) در اندیشه علی شریعتی و امام موسی صدر
تاریخ انتشار: 1405/5/12 12:07:07

 

کشتن مخالف، آخرین خواسته یک حکومت سرکوبگر نیست. قدرتی که به خشونت متوسل می‌شود، پس از حذف انسان‌ها می‌کوشد معنای حضور و مرگ آنان را نیز در اختیار بگیرد. قربانی باید شورشی، مجرم یا شکست‌خورده معرفی شود و حکومت، حافظ نظم و مصلحت جامعه. از این منظر، هر سرکوب دو میدان دارد: نخست میدان جسم‌ها و سپس میدان روایت‌ها.

در کربلا، سپاه اموی میدان نخست را در اختیار گرفت. امام حسین(ع) و یارانش کشته شدند، خیمه‌ها از هم گسیخت و بازماندگان به اسارت درآمدند. اما آنچه نتیجه تاریخی واقعه را تعیین کرد، تنها رخداد روز عاشورا نبود. نبرد دیگری آغاز شده بود: نبرد بر سر اینکه کربلا چگونه روایت شود و چه کسی حق داشته باشد معنای آن را برای مردم توضیح دهد.

در خوانش علی شریعتی و امام موسی صدر، حضرت زینب(س) شخصیت اصلی این میدان دوم است. او فقط خبر واقعه را منتقل نکرد؛ اجازه نداد حکومت، معنای واقعه را مطابق مصلحت خود بازسازی کند.

شریعتی؛ شهادتی که به زبان نیاز دارد

علی شریعتی در سخنرانی «پس از شهادت»، مسئله را از نقطه پایان زندگی شهید آغاز می‌کند. شهید با انتخاب و جان‌دادن خود سخن گفته است، اما پس از او کسانی باید بمانند که آن سخن را به جامعه برسانند. از همین‌جا تعبیر مشهور «کار حسینی» و «کار زینبی» در اندیشه شریعتی شکل می‌گیرد. در این صورت‌بندی، شهادت و پیام‌رسانی دو وظیفه جدا و درعین‌حال مکمل‌اند: یکی حقیقت را با عمل آشکار می‌کند و دیگری مانع دفن یا تحریف آن می‌شود.

نکته مهم آن است که شریعتی، حضرت زینب را تنها گزارشگر وقایع نمی‌بیند. گزارشگر می‌تواند بگوید چه اتفاقی افتاده است؛ اما پیام‌رسان باید توضیح دهد آن اتفاق چه معنایی دارد. میان این دو فاصله زیادی وجود دارد. حکومت اموی نیز می‌توانست خبر کشته‌شدن امام حسین را منتشر کند، اما آن را در قالب شکست یک مخالف سیاسی توضیح دهد. کار زینبی، شکستن همین قالب است.

حضرت زینب در خوانش شریعتی، واقعه را از زبان فاتحان بازپس می‌گیرد. او روشن می‌کند که کربلا نبرد دو مدعی هم‌وزن قدرت نبود؛ رویارویی حقیقتی بی‌پناه با قدرتی بود که از دین، حکومت و خشونت برای تثبیت خود استفاده می‌کرد. بنابراین مسئولیت زینب، صرفاً حفظ خاطره برادر نیست؛ حفظ معنای انتخاب اوست.

شریعتی از این واقعه یک حکم عمومی نیز استخراج می‌کند. هرگاه انسانی برای حقیقت هزینه می‌دهد، بازماندگان در برابر معنای فداکاری او مسئول‌اند. اگر آنان سکوت کنند، قدرت می‌تواند از مرگ مخالف خود نیز برای تحکیم روایت رسمی بهره ببرد. به همین دلیل «کار زینبی» در اندیشه شریعتی، از یک واقعه تاریخی فراتر می‌رود و به وظیفه‌ای برای روشنفکر، نویسنده، شاهد و هر انسان باقی‌مانده پس از یک ظلم تبدیل می‌شود.

بااین‌حال، باید مرز متن را حفظ کرد. «پس از شهادت» کتاب تاریخ کربلا نیست؛ تفسیری دینی و اجتماعی است که شریعتی با دغدغه‌های زمان خود، از جمله مسئولیت روشنفکر و مبارزه با بی‌تفاوتی، ارائه کرده است. ارزش اثر نیز دقیقاً در همین بازآفرینی مفهومی نهفته است، نه در آنکه به‌جای منابع تاریخی اولیه قرار گیرد.

امام موسی صدر؛ گریه‌ای که به کنش نرسد

امام موسی صدر از مسیری دیگر به نتیجه‌ای نزدیک می‌رسد. در سخنرانی «یاری زینب» که در جمع زنان شهر صور ایراد شده، او صریحاً با تقلیل مسئولیت حضرت زینب به گریستن بر امام حسین مخالفت می‌کند و نقش او را تکمیل‌کننده رسالت حسینی می‌داند. مؤسسه امام موسی صدر نیز این سخنرانی را با همین محور معرفی کرده است: زینب با مناظره و ایستادگی خود، زمینه رسواشدن حکومت یزید و جنبش علیه آن را فراهم کرد.

تفاوت ظریفی میان زبان امام موسی صدر و شریعتی وجود دارد. شریعتی بیشتر درباره مسئولیت پس از شهادت سخن می‌گوید؛ امام موسی صدر بر بی‌فایده‌بودن عاطفه‌ای تأکید می‌کند که به فهم و عمل منتهی نشود. در نگاه او، سوگواری زمانی ارزشمند است که وجدان انسان را بیدار کند و او را در برابر ظلم مسئول سازد.

او در سخنرانی «رسالت حضرت زینب در عاشورا»، سخنان و یاری‌خواهی‌های بازماندگان کربلا را با شعارهای یک حرکت اجتماعی مقایسه می‌کند؛ شعارهایی که هدف یک نهضت را برای مردم روشن می‌سازند. امام موسی صدر می‌گوید حضرت زینب هنگام خطاب‌کردن عمربن‌سعد منتظر نجات نظامی امام حسین نبود؛ هدف او آشکارکردن مسئولیت و رسواکردن کسی بود که جنایت در برابر چشمانش رخ می‌داد.

این تحلیل از رفتار حضرت زینب، نگاه ما را به مفهوم «قدرت» تغییر می‌دهد. در ظاهر، قدرت در اختیار عمربن‌سعد، عبیدالله‌بن‌زیاد و یزید بود؛ آنان سپاه، زندان و دستگاه حکومت داشتند. اما حضرت زینب آنان را ناگزیر کرد از موضع متهم پاسخ دهند. او با پرسش و خطابه، نظم صحنه را برهم زد: اسیر به بازخواست‌کننده و حاکم به کسی تبدیل شد که باید رفتار خود را توجیه کند.

این همان لحظه‌ای است که قدرت اخلاقی از قدرت سیاسی جدا می‌شود. حکومت ممکن است بر بدن‌ها مسلط باشد، اما الزاماً نمی‌تواند احترام، مشروعیت و داوری اخلاقی مردم را نیز در اختیار بگیرد.

حضرت زینب و شکستن انحصار معنا

اگر اندیشه شریعتی و امام موسی صدر را با زبان مطالعات رسانه بازخوانی کنیم، می‌توان گفت حضرت زینب با «انحصار چارچوب‌بندی واقعه» مقابله کرد. این تعبیر متعلق به خود آن دو نیست، بلکه استنباطی از دیدگاه آنهاست.

هر واقعه‌ای از خلال چند پرسش معنا پیدا می‌کند: چه کسی قربانی است؟ چه کسی مسئول است؟ علت حادثه چه بود؟ چه ارزش‌هایی زیر پا گذاشته شد؟ و جامعه باید از آن چه نتیجه‌ای بگیرد؟

حکومت اموی می‌کوشید پاسخ همه این پرسش‌ها را خود تعیین کند. حضرت زینب با معرفی خاندان، یادآوری نسبت آنان با پیامبر، بیان ظلمی که رخ داده بود و به‌چالش‌کشیدن مشروعیت حاکمان، چارچوبی رقیب ایجاد کرد. او فقط اطلاعات تازه‌ای به مردم نداد؛ جای ستمگر و ستمدیده را در قضاوت اخلاقی آنان اصلاح کرد.

از همین رو، «پیام‌رسانی» تعبیر کاملی برای کار حضرت زینب نیست، مگر آنکه پیام‌رسانی را فعالیتی خلاق و پرخطر بدانیم. او بسته‌ای آماده را از نقطه‌ای به نقطه دیگر نبرد؛ در دل بحران، زبان مناسب برای تفسیر حادثه را ساخت.

تفاوت دو متفکر

شریعتی، حضرت زینب را بیش از همه نماد مسئولیت بازماندگان می‌بیند. پرسش او این است: کسانی که پس از شهید زنده مانده‌اند، با حقیقت او چه می‌کنند؟

امام موسی صدر، بر پیوند عاطفه، آگاهی و حرکت تأکید می‌کند. پرسش او این است: بزرگداشت کربلا چگونه باید در رفتار اجتماعی ما اثر بگذارد؟

در اندیشه شریعتی، خطر اصلی سکوت و فراموشی است. در اندیشه امام موسی صدر، خطر اصلی تبدیل عاشورا به عاطفه‌ای بی‌اثر و آیینی جدا از مسئولیت اجتماعی است. اما هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند: اگر حضرت زینب نبود، پیروزی نظامی حکومت می‌توانست به پیروزی روایی آن نیز تبدیل شود.

کار زینبی در زمانه ما

کار زینبی را نباید به تکرار روایت‌ها یا سخن‌گفتن پرشور فروکاست. هر سخنی که درباره مظلومیت گفته شود، لزوماً حقیقت را روشن نمی‌کند. چه‌بسا روایت‌هایی که از شدت اغراق، بی‌دقتی یا ضعف سند، زمینه انکار اصل حقیقت را فراهم کنند.

کار زینبی در زمانه رسانه‌ای ما دست‌کم سه شرط دارد: دیدن دقیق واقعه، تشخیص معنای اخلاقی آن و انتقال مسئولانه حقیقت. صدای بلند بدون سند، همان‌قدر می‌تواند به حقیقت آسیب بزند که سکوت.

حضرت زینب در خوانش شریعتی و امام موسی صدر، تنها بانویی فصیح نیست. او نمونه انسانی است که می‌فهمد پس از وقوع ظلم، نبرد بر سر حافظه آغاز می‌شود. ستمگر می‌خواهد قربانی را دوباره، این‌بار در روایت تاریخ، شکست دهد. مقاومت زینبی آن است که نگذارد چنین شکستی کامل شود.

کربلا در روز عاشورا به پایان نرسید؛ زیرا زینب اجازه نداد پایان آن را یزید بنویسد.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
سوال: پایتخت فرانسه؟ Paris جواب به فارسی وارد شود
کد امنیتی:
* نظر:
فرهنگی