سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4767
خورشیدوشان | روایت زنان اثرگذار ایران پس از انقلاب اسلامی ـ شماره ۱
تاریخ انتشار: 1405/5/29 09:14:12

گروه جهان‌بانو - زهره پوروهابی : نام مریم میرزاخانی را معمولاً با یک عبارت به یاد می‌آوریم: «نخستین زن برنده مدال فیلدز». عبارت درست است، اما اگر روایت او در همین نقطه متوقف شود، مهم‌ترین بخش زندگی‌اش را از دست داده‌ایم. ارزش میرزاخانی فقط در شکستن یک رکورد تاریخی نبود؛ در نوعی از مواجهه با علم بود که موفقیت را نه محصول جهش‌های ناگهانی، بلکه حاصل ماندن طولانی‌مدت کنار مسئله، تحمل ندانستن و جسارت عبور از مرزهای میان شاخه‌های مختلف دانش می‌دانست.

اتحادیه بین‌المللی ریاضی در سال ۲۰۱۴ مدال فیلدز را به مریم میرزاخانی به سبب «مشارکت‌های برجسته در دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای مدولی آنها» اعطا کرد. این توصیف کوتاه، پشتوانه مجموعه‌ای از پژوهش‌هایی بود که بنا بر شرح رسمی اتحادیه، روش‌هایی از هندسه جبری، توپولوژی، نظریه احتمال و هندسه هذلولوی را به یکدیگر پیوند زده و مسیرهای تازه‌ای در ریاضیات گشوده بود.

اما برای «خورشیدوشان»، پرسش مهم‌تر این است: دختری که زمانی می‌خواست نویسنده شود، چگونه به نقطه‌ای رسید که صورت‌بندی او از چند مسئله بنیادی، مرزهای دانش ریاضی را جابه‌جا کرد؟

پیش از نبوغ، یک فرصت دیده‌شدن

میرزاخانی در تهران رشد کرد و در مدرسه فرزانگان تحصیل کرد. روایت زندگی او یک نکته تربیتی قابل تأمل دارد: استعدادش از نخستین روزهای مدرسه به شکلی خطی و بی‌وقفه آشکار نشد. گزارش دانشگاه استنفورد از زندگی او می‌گوید که در سال نخست دوره راهنمایی عملکرد درخشانی در ریاضی نداشت؛ تغییر معلم و مواجهه با کسی که توانایی او را جدی گرفت، بخشی از این مسیر را تغییر داد. خود او بعدها بر اهمیت چیزی که دیگران در یک نوجوان «می‌بینند» تأکید کرده بود

این بخش از زندگی میرزاخانی شاید برای نظام آموزشی حتی مهم‌تر از مدال‌های او باشد. استعداد همیشه با برچسب «نابغه» وارد کلاس درس نمی‌شود. گاهی میان توان بالقوه یک نوجوان و آنچه در کارنامه‌اش دیده می‌شود فاصله‌ای جدی وجود دارد و کیفیت معلم، مدرسه و فرصت‌هایی که در اختیار او قرار می‌گیرد می‌تواند در پرکردن یا عمیق‌ترکردن این فاصله نقش داشته باشد

مسیر میرزاخانی خیلی زود شتاب گرفت. او در سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی مدال طلا گرفت و در دومین حضور خود امتیاز کامل مسابقه را به دست آورد. گزارش‌های دانشگاه استنفورد نیز تأیید می‌کنند که او از نخستین دخترانی بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت. سپس تحصیل در رشته ریاضی را در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و در سال ۱۹۹۹ دوره کارشناسی را به پایان رساند این نقطه البته می‌توانست پایان یک داستان متعارف درباره «دانش‌آموز نابغه» باشد؛ اما تفاوت اصلی میرزاخانی تازه پس از دوران مسابقه آغاز شد.

 

عبور از «حل مسئله» به «ساختن مسئله»

المپیاد، توانایی حل مسئله‌ای را می‌سنجد که شخص دیگری طراحی کرده است. پژوهش در مرزهای دانش اما مهارت دیگری می‌خواهد: تشخیص اینکه کدام پرسش ارزش سال‌ها ماندن دارد و چگونه می‌توان برای مسئله‌ای که پاسخ آماده‌ای ندارد، زبان و ابزار تازه ساخت.

میرزاخانی پس از دانشگاه صنعتی شریف برای دوره دکتری به دانشگاه هاروارد رفت و زیر نظر کرتیس مک‌مولن، ریاضی‌دان و برنده مدال فیلدز، پژوهش کرد. استنفورد رساله دکتری او در سال ۲۰۰۴ را اثری استثنایی توصیف می‌کند که دو مسئله دیرپای ریاضی را حل کرد و از دل آن مقالاتی در مهم‌ترین مجلات این رشته پدید آمد. سپس دوره‌ای را در مؤسسه ریاضیات کلی و دانشگاه پرینستون گذراند و در ادامه به دانشگاه استنفورد پیوست.

آنچه در پژوهش‌های او برجسته بود فقط قدرت محاسبه نبود. در شرح رسمی مدال فیلدز، بارها بر توانایی میرزاخانی در پیوندزدن حوزه‌هایی که در نگاه نخست از یکدیگر دور به نظر می‌رسیدند تأکید شده است. او درباره سطوح ریمانی، فضاهای مدولی، ژئودزیک‌ها و سامانه‌های دینامیکی کار کرد و نتایجی به دست آورد که میان هندسه، توپولوژی و دینامیک پل می‌زد برای خواننده غیرمتخصص شاید جزئیات این مفاهیم دشوار باشد، اما اهمیت روش روشن است: گاهی مسئله‌ای قدیمی نه با تلاش بیشتر در همان مسیر قبلی، بلکه با دیدن ارتباطی که پیش‌تر دیده نشده است حل می‌شود.

مدال فیلدز؛ اهمیت یک «اولین»

در ۱۳ اوت ۲۰۱۴، در کنگره بین‌المللی ریاضی در سئول، میرزاخانی مدال فیلدز را دریافت کرد؛ عالی‌ترین نشان بین‌المللی این رشته که هر چهار سال یک‌بار به شماری از ریاضی‌دانان برجسته زیر ۴۰ سال اعطا می‌شود. او نخستین زن در تاریخ این جایزه ـ از زمان تأسیس آن در ۱۹۳۶ ـ و نخستین ایرانی دریافت‌کننده آن بود.

اما اهمیت «اولین زن» بودن را نباید به یک عنوان نمادین فروکاست. در برخی حوزه‌های علمی، مسئله فقط این نیست که آیا زنان از نظر حقوقی اجازه ورود دارند یا نه؛ مسئله این است که آیا دختر نوجوان می‌تواند تصویر قابل تصوری از آینده خود در بالاترین سطوح آن رشته داشته باشد. موفقیت میرزاخانی یک سقف ذهنی را شکست. خود او هنگام دریافت فیلدز گفت خوشحال خواهد شد اگر این جایزه دختران جوان را به علم و ریاضیات تشویق کند و ابراز اطمینان کرد زنان بیشتری در آینده چنین جوایزی خواهند گرفت این اثر نمادین پس از مرگ او نیز ادامه یافت. دانشگاه استنفورد به نام او بورسیه تحصیلات تکمیلی ایجاد کرد و سال‌ها بعد پژوهشگران زن ریاضی همچنان از او به‌عنوان الگویی برای امکان حضور زنان در بالاترین سطح پژوهش ریاضی یاد کرده‌اند.

نابغه‌ای که «کند» کار می‌کرد

شاید آموزنده‌ترین بخش روایت میرزاخانی همین‌جا باشد فرهنگ عمومی، نبوغ را اغلب با سرعت یکی می‌گیرد: کسی که زودتر پاسخ می‌دهد، سریع‌تر می‌فهمد و بی‌درنگ راه‌حل پیدا می‌کند. اما روش میرزاخانی تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استنفورد از او به‌عنوان ریاضی‌دانی یاد کرده است که خودش کارش را «کند» می‌دانست و همکارانش او را در برابر مسائل دشوار، مصمم و بی‌باک توصیف می‌کردند. روش مشهورش این بود که کاغذهای بزرگی را از فرمول و تصویر پر کند و مدت زیادی درون یک مسئله حرکت کند؛ دختر خردسالش کار مادر را «نقاشی» می‌نامید.

در اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد: کندبودن با کم‌توانی یکی نیست.

در پژوهش‌های عمیق، سرعت گاهی حتی فضیلت اصلی نیست. مسئله مهم‌تر، ظرفیت ماندن در وضعیت ابهام است؛ اینکه پژوهشگر بتواند مدتی طولانی نداند، راه‌های مختلف را امتحان کند، شکست بخورد، دوباره صورت مسئله را تغییر دهد و از نرسیدن فوری به پاسخ مضطرب نشود.میرزاخانی فرایند پژوهش را به گم‌شدن در جنگلی تشبیه کرده بود که انسان باید تمام دانسته‌های خود را برای یافتن راهی تازه به کار گیرد. این تصویر شاید بهتر از بسیاری از تعاریف رسمی، ماهیت پژوهش اصیل را توضیح دهد: پژوهشگر واقعی کسی نیست که همیشه جواب را می‌داند؛ کسی است که توان ماندن در کنار پرسشی را دارد که هنوز جواب ندارد.

 

از زندگی مریم چه چیزی قابل انتقال است؟

اگر «خورشیدوشان» قرار باشد فقط نام زنان موفق را ردیف کند، بخش مهمی از مأموریت خود را از دست خواهد داد. ارزش یک زندگی اثرگذار زمانی بیشتر می‌شود که بتوان از آن سازوکاری برای اندیشیدن استخراج کرد.

در زندگی میرزاخانی دست‌کم سه سازوکار قابل مشاهده است.

نخست، نقش محیط در بالفعل‌شدن استعداد. تجربه مدرسه او نشان می‌دهد قضاوت زودهنگام درباره توانایی یک نوجوان تا چه اندازه می‌تواند خطا باشد. یک معلم، مدیر مدرسه یا ساختار آموزشی ممکن است استعدادی را خاموش کند یا امکان ظهورش را فراهم آورد.

دوم، عبور از فرهنگ نتیجه فوری. دو مدال طلای المپیاد برای ساختن اعتبار یک زندگی علمی کافی بود، اما میرزاخانی در آن نقطه متوقف نشد. مسیر پژوهشی او نشان داد که توان حل سریع مسئله تنها آغاز راه است و تولید دانش اصیل به صبر، عمق و تحمل شکست نیاز دارد.

و سوم، قدرت نگاه میان‌رشته‌ای. بخشی از اصالت کار او دقیقاً از توان پیوند دادن ابزارها و ایده‌های حوزه‌های مختلف ریاضیات ناشی می‌شد؛ همان ویژگی‌ای که استیون کرکهوف، همکار او در استنفورد، در توضیح تمایز علمی میرزاخانی بر آن تأکید کرده است.

این سه نکته فقط درباره ریاضی نیستند. برای پژوهشگر علوم انسانی، روزنامه‌نگار، پزشک، مدیر یا حتی کسی که می‌کوشد مسئله‌ای اجتماعی را حل کند، یک قاعده مشترک در آنها وجود دارد: مسئله‌های مهم معمولاً به کسانی پاسخ می‌دهند که حاضرند بیش از دیگران با آنها بمانند و از چند زاویه به آنها نگاه کنند.

خورشیدی که قرار نیست اسطوره شود

مریم میرزاخانی در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۷، در ۴۰سالگی درگذشت. دانشگاه استنفورد اعلام کرد که او از سال ۲۰۱۳ با سرطان پستان درگیر بود و بیماری در سال ۲۰۱۶ به کبد و استخوان‌هایش گسترش یافته بود.مرگ زودهنگام، مدال فیلدز و جایگاه کم‌نظیر او در تاریخ علم، همه مواد لازم را برای تبدیل میرزاخانی به یک «اسطوره دست‌نیافتنی» فراهم می‌کنند؛ اما شاید این دقیقاً همان روایتی باشد که باید از آن پرهیز کرد.

اگر او را فقط «نابغه‌ای استثنایی» بنامیم، مخاطب می‌تواند تحسینش کند و از کنارش بگذرد. آنچه زندگی او را برای نسل بعد مفید می‌کند، دیدن عناصر انسانی‌تر این مسیر است: دختری علاقه‌مند به داستان، دانش‌آموزی که تجربه ضعف در ریاضی داشت، نوجوانی که فرصت دیده‌شدن پیدا کرد، پژوهشگری که به جای پاسخ‌های سریع با مسئله‌ها زندگی می‌کرد و دانشمندی که از ترکیب حوزه‌های متفاوت، راه‌هایی ساخت که پیش از او وجود نداشت.

شاید به همین دلیل، در «خورشیدوشان» مریم میرزاخانی را نه فقط به خاطر مدالی که گرفت، بلکه به خاطر شیوه‌ای که برای اندیشیدن به ما نشان داد باید به یاد سپرد بعضی از دشوارترین مسئله‌های جهان را کسانی حل می‌کنند که از دیر رسیدن به پاسخ نمی‌ترسند.

 

منابع و مسیر راستی‌آزمایی

۱. اتحادیه بین‌المللی ریاضی (IMU)، شرح رسمی اعطای مدال فیلدز ۲۰۱۴ به مریم میرزاخانی؛ منبع اصلی برای علت علمی اعطای جایزه و دستاوردهای تخصصی او.

۲. دانشگاه استنفورد، «Maryam Mirzakhani wins Fields Medal»، ۱۲ اوت ۲۰۱۴؛ شامل سابقه تحصیلی، المپیادها، مسیر دانشگاهی، ماهیت پژوهش‌ها و اظهارات او هنگام دریافت فیلدز.

۳. دانشگاه استنفورد، زندگی و درگذشت مریم میرزاخانی، ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۷؛ منبع برای مسیر پژوهشی، شیوه کار، تحصیلات، بیماری و تاریخ درگذشت.

۴. مرکز تحقیقات ریاضی دانشگاه استنفورد، یادمان مریم میرزاخانی؛ برای سابقه علمی، جوایز و جایگاه پژوهشی او.

۵. دانشگاه استنفورد، زنان تاریخ‌ساز دانشگاه؛ برای دوران نوجوانی، تجربه آموزشی، المپیادها و روش پژوهشی میرزاخانی.

۶. سیناپرس، گفت‌وگو با دکتر سیاوش شهشهانی، استاد ریاضی دانشگاه صنعتی شریف؛ منبع فارسی درباره دوران تحصیل میرزاخانی در شریف و موفقیت‌های المپیادی او.

 


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
سوال: تعداد روزهای هفته؟ 7 جواب به فارسی وارد شود
کد امنیتی:
* نظر:
جهان‌بانو