تو یویو، داروساز چینی، با بازخوانی دقیق منابع پزشکی سنتی و آزمودن علمی صدها گزینه، راهی برای استخراج مادهای پیدا کرد که امروز ستون اصلی بسیاری از درمانهای مالاریاست. داستان او فقط روایت یک جایزه نوبل نیست؛ نمونهای از پژوهش مسئلهمحور، بازگشت هوشمندانه به شکستها و تبدیل میراث تاریخی به دانشی آزمونپذیر است.
مالاریا هنوز هم بیماری کماهمیتی نیست. سازمان جهانی بهداشت برآورد میکند سالانه حدود ۶۰۰ هزار نفر بر اثر این بیماری قابلدرمان جان خود را از دست میدهند. انگل مالاریا از طریق پشه آلوده به انسان منتقل میشود و در موارد شدید میتواند بیمار را در فاصله کوتاهی به مرگ برساند. امروز بهترین درمان موجود، بهویژه برای شایعترین و خطرناکترین نوع مالاریا، درمانهای ترکیبی مبتنی بر آرتمیسینین است؛ مادهای که نام کشف آن با زندگی علمی زنی از چین پیوند خورده است.
مسئلهای که درمانهای موجود از حل آن بازمانده بودند
در دهه ۱۹۶۰، گسترش مقاومت انگل مالاریا در برابر داروهایی مانند کلروکین، موفقیت برنامههای جهانی مقابله با بیماری را تهدید میکرد. درمانهایی که زمانی مؤثر بودند، در برخی مناطق دیگر نتیجه سابق را نداشتند و نیاز به دارویی تازه، بهویژه برای مقابله با مالاریای مقاوم، به مسئلهای فوری تبدیل شده بود. در همین دوره، چین پروژهای ملی با نام «پروژه ۵۲۳» را برای یافتن درمانهای جدید ضد مالاریا آغاز کرد.
تو یویو که در سال ۱۹۳۰ در نینگبو چین به دنیا آمده و در دانشگاه پکن داروسازی خوانده بود، در سال ۱۹۶۹ مسئولیت یک گروه پژوهشی در این پروژه را بر عهده گرفت. او در آن زمان نزدیک به چهار دهه داشت و سالها در آکادمی پزشکی سنتی چین بر مواد دارویی و ترکیبات گیاهی کار کرده بود.
مأموریت گروه روشن اما دشوار بود: یافتن مادهای که بتواند انگل مالاریا را از بین ببرد، درحالیکه بسیاری از تلاشهای پیشین به نتیجه نرسیده بودند. تو یویو بهجای آنکه پژوهش را از نقطه صفر آغاز کند، تصمیم گرفت تجربههای پزشکی ثبتشده در تاریخ چین را بهعنوان مجموعهای از سرنخهای احتمالی بررسی کند؛ نه بهعنوان حقایقی قطعی که بدون آزمایش پذیرفته شوند.
از دو هزار دستور تا یک فهرست ۶۴۰تایی
تو یویو و همکارانش متون پزشکی، نسخههای محلی و تجربه درمانگران سنتی را مطالعه کردند. او در زندگینامه رسمی خود در وبسایت نوبل نوشته است که در مدت سه ماه بیش از دو هزار دستور گیاهی، حیوانی و معدنی گردآوری شد. از میان آنها، ۶۴۰ دستور در مجموعهای برای پژوهشهای بعدی خلاصه و در اختیار گروههای دیگر پروژه قرار گرفت.از ماه مه ۱۹۶۹، عصاره بیش از صد گیاه آماده و بر نمونههای حیوانی آزمایش شد؛ اما نتایج اولیه ناامیدکننده یا ناپایدار بود. برخی عصارهها گاهی مؤثر بودند و گاهی همان نتیجه را تکرار نمیکردند. مسئله فقط پیدا کردن نام یک گیاه نبود؛ پژوهشگران باید میفهمیدند چه بخشی از گیاه، با چه حلالی، در چه دمایی و با چه فرایندی میتواند ماده مؤثر را حفظ کند.در میان گزینهها، گیاهی به نام Artemisia annua یا «افسنطین شیرین» توجه گروه را جلب کرد. این گیاه در برخی منابع کهن برای درمان تبهای دورهای ذکر شده بود. بااینحال، عصارههای اولیه همیشه نتیجه یکسانی نداشتند و همین ناپایداری میتوانست کل مسیر پژوهش را متوقف کند.
شکست آزمایشها و بازگشت دوباره به متن
نقطه عطف زمانی شکل گرفت که تو یویو بار دیگر به یک متن پزشکی متعلق به حدود ۱۷۰۰ سال پیش مراجعه کرد. در آن متن، بهجای جوشاندن گیاه، روشی برای خیساندن آن در آب و گرفتن عصاره پیشنهاد شده بود. این تفاوت ظاهراً کوچک، فرضیهای مهم ایجاد کرد: شاید حرارت بالا ماده مؤثر را تخریب میکرد. گروه پژوهشی روش استخراج را تغییر داد و بهجای فرایندهای حرارتی، از استخراج در دمای پایین و حلالی متفاوت استفاده کرد. نتیجه، عصارهای بود که در آزمایشهای حیوانی توانست بهطور پایدار انگلهای مالاریا را از بین ببرد. گزارش علمی کمیته نوبل میگوید این روش در آزمایش بر موشها و میمونهای آلوده، انگلها را بهطور کامل حذف کرد و به نقطه عطف کشف داروی جدید تبدیل شد.اهمیت این مرحله در آن بود که تو یویو یک نسخه تاریخی را مستقیماً بهعنوان درمان نپذیرفت. متن کهن فقط سرنخی برای طرح یک فرضیه شد. سپس فرضیه با روش آزمایشگاهی بررسی و شیوه استخراج بارها اصلاح شد. به بیان دیگر، ارزش کار او در «یافتن نام یک گیاه» خلاصه نمیشد؛ بلکه در تبدیل یک مشاهده تاریخی به فرایندی کنترلشده، تکرارپذیر و قابل ارزیابی قرار داشت.
از عصاره گیاهی تا ماده مؤثر
پس از دستیابی به عصاره مؤثر، مرحله دشوار جداسازی و شناسایی ماده فعال آغاز شد. گروه تو یویو در سال ۱۹۷۲ توانست بلورهایی را از عصاره جدا کند و یکی از این ترکیبات علیه مالاریا مؤثر بود. این ماده بعدها «آرتمیسینین» نام گرفت. پژوهشها در سالهای بعد با مشارکت مراکز و دانشمندان دیگر برای تعیین ساختار شیمیایی، بررسی مشتقات و توسعه شکلهای دارویی ادامه یافت.آرتمیسینین دسته تازهای از داروهای ضد مالاریا را پدید آورد که میتوانند شمار انگلهای موجود در خون بیمار را با سرعت زیادی کاهش دهند. کمیته نوبل این ویژگی را علت توان بالای دارو در مقابله با بیماری، بهویژه اشکال شدید مالاریا، دانسته است.
این کشف البته محصول تلاش یک فرد در خلأ نبود. تو یویو در قلب یک پروژه ملی و در همکاری با پژوهشگران شیمی، داروسازی، پزشکی و مراکز درمانی فعالیت میکرد. نقش او در هدایت پژوهش، بازخوانی منابع، اصلاح روش استخراج و اثبات اثر ماده تعیینکننده بود؛ اما توسعه درمانهای امروزی حاصل سالها کار گروهی در چین و دیگر کشورهای جهان است.
درمانی که هنوز در خط مقدم مقابله با مالاریاست
امروزه آرتمیسینین معمولاً بهتنهایی تجویز نمیشود. درمان استاندارد، ترکیبی از یکی از مشتقات آرتمیسینین و یک داروی همراه است. آرتمیسینین در روزهای نخست درمان، حجم انگل موجود در خون را با سرعت کاهش میدهد و داروی دوم، انگلهای باقیمانده را از بین میبرد تا احتمال بازگشت بیماری و ایجاد مقاومت کاهش یابد.
سازمان جهانی بهداشت درمانهای ترکیبی مبتنی بر آرتمیسینین را بهترین درمان موجود برای مالاریای ناشی از پلاسمودیوم فالسیپاروم معرفی میکند. طبق آمار این سازمان، میان سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ نزدیک به ۴.۵ میلیارد دوره درمان تأییدشده مبتنی بر آرتمیسینین در جهان عرضه شده است؛ رقمی که گستردگی استفاده از این دستاورد را نشان میدهد. تأثیر آرتمیسینین چنان گسترده بود که سازمان جهانی بهداشت از نجات میلیونها جان از طریق درمانهای مؤثر مالاریا سخن گفته است. بااینحال، نمیتوان تمام کاهش مرگومیر مالاریا را فقط به یک دارو یا یک دانشمند نسبت داد. تشخیص سریع، پشهبندهای آغشته به حشرهکش، کنترل ناقل، داروهای همراه، شبکههای درمانی و سیاستهای عمومی سلامت نیز در این موفقیت نقش داشتهاند.
نوبل برای پژوهشی که از نیاز انسان آغاز شد
در سال ۲۰۱۵، نیمی از جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی به تو یویو اعطا شد. عبارت رسمی جایزه، از «کشفهای او درباره درمانی نوین علیه مالاریا» تقدیر میکرد. کمیته نوبل اعلام کرد آرتمیسینین مرگومیر بیماران مبتلا به مالاریا را بهطور چشمگیری کاهش داده و تأثیر آن بر سلامت عمومی جهان بسیار گسترده بوده است.
تو یویو هنگام دریافت جایزه، کشف آرتمیسینین را هدیهای از پزشکی سنتی چین به جهان نامید، اما در زندگینامه و سخنرانی خود بر نقش فناوریهای جدید، همکاری میانرشتهای و آزمایش علمی نیز تأکید کرد. نگاه او به سنت، نگاه پذیرش بیچونوچرا نبود؛ سنت برای او مخزنی از پرسشها و فرضیهها بود که باید از آزمون علمی عبور میکردند.
آیا دمنوش این گیاه هم مالاریا را درمان میکند؟
یکی از سوءبرداشتهای خطرناک درباره داستان تو یویو آن است که نتیجه گرفته شود مصرف مستقیم گیاه Artemisia annua، دمنوش، پودر یا قرصهای گیاهی آن میتواند جایگزین درمان پزشکی مالاریا شود.
سازمان جهانی بهداشت بهصراحت استفاده از مواد گیاهی خام Artemisia را برای پیشگیری یا درمان مالاریا توصیه نمیکند. مقدار ماده مؤثر در فرآوردههای گیاهی یکسان نیست، کیفیت و دوز آنها کنترل نمیشود و ممکن است برای نابودی کامل انگل کافی نباشند. مصرف گسترده و غیراستاندارد چنین فرآوردههایی همچنین میتواند به گسترش مقاومت دارویی کمک کند. دستاورد تو یویو دقیقاً نشان میدهد که میان «استفاده سنتی از یک گیاه» و «داروی استاندارد» فاصلهای طولانی وجود دارد: استخراج، خالصسازی، تعیین مقدار، آزمایش ایمنی، بررسی اثربخشی و ترکیب دارویی، حلقههای ضروری این مسیرند.
موفقیتی که به مراقبت دائمی نیاز دارد
آرتمیسینین با وجود اهمیت تاریخی خود، پایان مبارزه با مالاریا نیست. سازمان جهانی بهداشت نسبت به «مقاومت نسبی» انگل در برابر مشتقات آرتمیسینین هشدار داده است؛ وضعیتی که در آن پاکشدن انگل از خون بیمار کندتر میشود. بااینحال، این سازمان تأکید میکند که مقاومت کامل گزارش نشده و درمانهای ترکیبی، به شرط مؤثربودن داروی همراه، همچنان تقریباً همه بیماران را درمان میکنند.این چالش یادآور آن است که حتی بزرگترین کشفهای پزشکی نیز برای حفظ اثرگذاری خود به مصرف صحیح، نظارت دارویی، کنترل کیفیت و پژوهشهای تازه نیاز دارند. علم محصولی نهایی و منجمد نیست؛ فرایندی است که باید پیوسته با واقعیتهای جدید سازگار شود.
میراث، هنگامی به آینده میرسد که آزموده شود
داستان تو یویو را میتوان از سه زاویه خواند. نخست، پژوهش هنگامی بیشترین ارزش اجتماعی را پیدا میکند که از مسئلهای واقعی آغاز شود. نقطه آغاز کار او کسب جایزه یا شهرت نبود؛ بیماریای بود که جان انسانها را میگرفت و درمانهای موجود در برابر آن ضعیف شده بودند.
دوم، مواجهه درست با میراث نه در تقدیس مطلق آن است و نه در کنارگذاشتن شتابزدهاش. متون تاریخی میتوانند تجربههای انباشته بشر را در خود حفظ کرده باشند؛ اما این تجربهها زمانی وارد قلمرو درمان معتبر میشوند که امکان آزمایش، تکرار، سنجش ایمنی و ارزیابی اثربخشی داشته باشند.
و سوم، شکست آزمایشها همیشه به معنای پایان مسیر نیست. نتایج ناپایدار، تو یویو را به ترک مسئله وادار نکرد؛ او به منابع بازگشت و پرسید کجای روش استخراج نادرست است. همین بازخوانی، راه کشف را گشود.
درس پرونده تو یویو برای پژوهشگران جوان این نیست که هر درمان سنتی لزوماً مؤثر است بلکه این است که یک پژوهشگر میتواند با احترام به تجربه تاریخی و وفاداری به روش علمی، دانشی پدید آورد که از مرزهای کشور و فرهنگ عبور کند و در خدمت زندگی انسان قرار گیرد.